صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۸۵۷۵۰

پلورالیسم (Pularalism) در لغت از پلورال (Plural) به معنای کثرت و تعدد گرفته شده است و پسوند ism نشانگر گرایش بوده و به همین جهت در عرصه های گوناگونی اعم از دین، فلسفه، اخلاق، حقوق و سیاست به کار می رود. مثلا پلورالیزم سیاسی نوعی کثرت گرایی در سیاست است که نشانه آن تعدد احزاب و تشکل ها و گروه ها است. ظاهرا اصطلاح پلورالیسم را اولین بار فردی به نام «لوتسه» در سال 1841 در کتاب «مابعدالطبیعه» به کار برده است. پلورالیسم یا کثرت نگری، نوعی رویکرد فلسفی و معرفت شناختی است که مخالف بینش وحدانی در حوزه معرفت شناسی و هستی شناسی است. پلورالیسم هستی شناسانه معتقد به وجود نوعی تکثرگرایی در تبیین هستی و عوامل و عناصر سازنده آن است. برتراندراسل فیلسوف انگلیسی (1970م) به نحوی پلورالیسم هستی شناسانه معتقد بود.
در قلمرو معرفت شناسی، پلورالیسم معتقد به وجود حقایق مختلف هم عرض همدیگر و نسبی انگاری و شکاکیت است. پلورالیست ها در بحث های اپیستمولوژیک (معرفت شناسانه) به وجود حقیقت ثابت مطلق جهان شمول، باور ندارند. با اینکه پلورالیسم در حوزه اندیشه سیاسی به ظاهر معتقد به لزوم حضور و استقلال گروه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است اما در باطن وعملا آنچه که حاکمیت دارد، یک گروه یا طبقه یا هویت فکری و سیاسی است. لیبرالیسم در نظر، مدعی پلورالیسم و کثرت گرایی است اما در باطن صورت بورژوایی و سرمایه سالارانه است که در هیات حکومت صاحبان سرمایه های بزرگ بر جامعه فرمان می راند.
در واقع شعار « حکومت چندصدایی» و «جامعه چندصدایی» صرفا یک فریب و سر و صدای بی بنیاد و توخالی است، زیرا حکومت الزاما بر پایه یک اندیشه و مفهوم مرکزی و در ساحت یک تفکر یا تمدن و به عنوان تبلور یک اندیشه یا ایدئولوژی یا اراده طبقاتی و ملی یا آرمان دینی تحقق می یابد و هیچ نظام سیاسی یا الگوی حکومتی بر پایه پلورالیسم و کثرت بینی امکان تحقق ندارد. اگر قرار باشد اصالت با کثرت باشد و همه حقایق و عقاید و معارف متناقض، همزمان صحیح باشند، این سخن به معنای انکار وجود هر نوع معرفت یا حقیقتی است. پلورالیسم ذاتا با نسبی انگاری و شکاکیت تلازم دارد و ریشه تاریخی آن به مشکلات و اختلافات کلیسا با نظریات تجربی و تعارض بین دین مسیحیت و علم بر می گردد. درحالی که در اسلام این مطالب نه مطرح است و نه نیازی به طرح آن وجود دارد.

نام:
ایمیل:
نظر: