صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۸۶۳۳۷

سرتیپ پاسدار دکتر حسین علایی
احمد کاظمی یکی از سرداران بزرگ و برجسته دوران دفاع مقدس است که در کنار سایر فرماندهان، طراحان و برنامه ریزان عملیات‌های گوناگون، تأثیر شگرفی در تاریخ جنگ تحمیلی از خود بر جای گذارده است. بررسی حماسه هایی که در دوران پر حادثه دفاع مقدس از سوی رزمندگان با صفای اسلام خلق شده است بدون تبیین نقش احمد کاظمی و چندین فرمانده مثل او از جمله شهید حسین خرازی قابل شناخت کافی و درک درست نیست.
احمد کاظمی برای یارانش چهره ای فوق العاده زیرک، با تدبیر، مهربان، فروتن و پر مایه بود. او درسیر تکاملی خویش در مرحله «شکفتن بیشتر» بود که به هنگام فراز با هواپیمای فالکن به سمت ارومیه جهت بازدید از قرارگاه حمزه، دچار سانحه هوایی شد و در سن 47 سالگی در روز عرفه سال 1384 هجری شمسی به دیدار معبود شتافت. او سرانجام پس از یک دوره طولانی جهاد در راه خداوند بزرگ و حضور مستمر در صحنه های مختلف دفاع از انقلاب اسلامی و خلق حماسه های ماندگار در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن، به همراه جمعی دیگر از چهره های سرشناس و فداکار سپاه از میان ما به سوی رفیع اعلی، پرواز کردند. احمد حق جهاد را ادا کرد و سراسر زندگی و حیات خود را وقف آن کرد. احمد کاظمی شخصیت انسانی بسیار خوبی داشت و توانایی خودش را می شناخت و این توانایی را در راه نیاز ها و خواسته های جمهوری اسلامی به کار می گرفت.
دوران تلاش ها و اقدامات احمد کاظمی را می توان به شرح ذیل تقسیم نمود:
الف- حضور در میدان مبارزه
با گروه های مسلح ضد انقلاب
با پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم بعثی عراق، بلافاصله احزاب دموکرات و کومله را مسلح نموده و آنها را راهی استان های کردستان و آذربایجان غربی نمود تا بتواند شرایط مقدماتی را برای برنامه ریزی جهت آغاز جنگ تحمیلی، فراهم نماید. با این اقدام رژیم بعثی، عملاً بخشی از توان نیروهای مسلح ایران، درگیر منازعات داخلی می گردید و فرصت کافی برای ارزیابی وضعیت قوای رزمی ایران از سوی حاکمان وقت عراق فراهم می آمد.در این شرایط احمد کاظمی با تعدادی از همراهان خود در نجف آباد، در اوایل سال 1359 عازم منطقه کردستان گردید تا با حضور خود و با کمک سایر انسان هایی که از دیگر نقاط کشور به آنجا آمده بودند این برنامه رژیم بعثی را ناکام بگذارد. در همان جا بود که او توانست اولین هسته گروه رزمی خود را شکل داده و با حسین خرازی و هم رزمانش که از اصفهان آمده بودند، دوستی پایداری را شکل دهد.
ب- دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
1- حضور مستمر در میدان جنگ و سازمان دادن لشکر هشت نجف اشرف
او از همان روز های آغاز حمله سراسری ارتش بعثی صدام به خاک ایران اسلامی، از منطقه درگیری با گروه های مسلح مورد حمایت صدام در استان کردستان به جبهه جنوب آمد و در کنار سرداران نامدار سپاه اسلام قرار گرفت و بلافاصله در جبهه فیاضیه آبادان که در آن زمان ارتش بعثی صدام، تلاش وسیعی را برای تکمیل محاصره و اشغال آن شهر مقاوم، سازمان داده بود، مستقر گردید. احمد پس از مذاکره با فرمانده وقت سپاه آبادان، نقطه ای از آن منطقه را جهت تشکیل خط دفاعی در برابر قوای ارتش متجاوز، انتخاب کرد که بتواند جبهه ای فعال علیه دشمن را تشکیل داده و مقاومت تازه ای را در دفاع از شهر آبادان شکل دهد. او توانست به سرعت در رأس یک گروه از رزمندگان شهرنجف آباد قرار گیرد که همگی پر از امید، انرژی، نشاط و سلحشوری بودند. آنها، قدرت ایستادگی در مقابل دشمن مغرور را از ایمان عمیق خود به خدای متعال و نیز از صلابت و منش و سخن امام عزیز شان خمینی کبیر می گرفتند.
عملیات های مهمی مانند نبرد برای «شکست حصر آبادان»، عملیات « فتح مبین» برای آزاد سازی سرزمین های غرب شهر های دزفول و شوش، عملیات«بیت المقدس» برای فتح خرمشهر و رسیدن به مرزهای بین المللی، عملیات «والفجر هشت» برای تصرف فاو و کشاندن جنگ به خاک دشمن جهت ایجاد فشار اساسی به خصم به منظور تسلیم شدن و همچنین عملیات « کربلای پنج »برای انهدام ماشین جنگی صدام، همگی خاطرات زیادی را از تلاش های لشکر هشت نجف اشرف در حافظه خود به ثبت رسانده اند. احمد، ظرفیت وسیعی را با عنوان لشکر هشت نجف اشرف به وجود آورد که توانست استعدادهای مختلف مردم را در قالب نیرو های داوطلب بسیجی به کارگیری نماید
2-ابداع تاکتیک های مناسب برای فائق آمدن بر دشمن
در عملیات ثامن الائمه که با انجام آن، به حصر آبادان پایان داده شد نیروهای رزمنده همراه احمد، در شب اول درگیری به موفقیت مطلوب در رسیدن به اهداف خود نایل نشدند. بنابراین در روز اول و با کمک سایر نیرو های رزمنده سپاه، مقاومت دشمن در مقابل نیرو های وی شکسته شد و در نتیجه ارتش بعثی به همت همه رزمندگان به آن سوی رودخانه کارون رانده شد. در این شرایط همدلی و کمک فرماندهان دیگر حاضر در میدان، پیروزی بزرگی را برای مردم چشم انتظار به ارمغان آورد.
ج- دوران پس از خاتمه جنگ تحمیلی
فرماندهی قرارگاه حمزه سید الشهدا
برای بررسی نقش احمد کاظمی باید اقدامات او را در دوران فرماندهی بر قرارگاه عملیاتی شمال غرب کشور که به منظور گسترش امنیت در آن منطقه و نیز مقابله با گروه های مسلح غیر قانونی فعال در کردستان و آذربایجان غربی تشکیل شده بود نیز مورد ارزیابی و سنجش قرار داد.
کاظمی در سال 1372 به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) برگزیده شد و به شهر ارومیه رفت و با موضوع ناامنی های شمال غرب کشور مواجه شد. او ابتدا وضعیت و شرایط منطقه، نحوه عمل گروه های مسلح ضد انقلاب و نیز روش های مقابله با آنها را که تا آن زمان مورد استفاده قرار می گرفت ارزیابی کرده و مورد بررسی و مطالعه قرار داده و آنگاه با اطلاعاتی که به دست آورد و با دیدگاهی که بر اساس آن مطالعات، پیدا کرد، دست به فعالیت هایی به شرح ذیل زد:
1- کاظمی ا شراف اطلاعاتی بر گروه های مسلح وابسته به رژیم بعثی را جایگزین «منتظر حادثه ماندن »و «اقدامات دشمن» کرد. او سعی کرد تا شرایط، استعداد و تاکتیک های دشمن را به صورت کامل درک کند، بشناسد و بداند که نیرو های دشمن به طور مشخص در کجا استقرار دارند، چگونه عمل می کنند، چگونه پشتیبانی می شوند و از چه بسترهایی برای موفقیت خود استفاده می کنند.
2- احمد به خوبی دریافته بود که ریشه گروه های مسلح فعال در شمال غرب کشور، در خاک کشور همسایه یعنی عراق قرار دارد و حکومت صدام آنها را در مقابل جمهوری اسلامی ایران تجهیز، تقویت و وادار به اقدام می نماید بنابر این نمی توان امنیت پایدار را در مناطق شمال غرب کشور ایجاد کرد، مگر اینکه این ریشه، زده شود و نابود گردد و یا اینکه ارتباطش با سرشاخه های خویش در ایران، قطع گردد.
بنا براین او با همت بلند خویش و با شجاعت متهورانه خود، طرح محاصره پایگاه های دشمن در خاک عراق را تهیه و برای انجام آن برنامه ریزی نمود. احمد حدود دو سال پس از حضور در قرارگاه حمزه، واحد های زبده این قرارگاه را به دنبال افراد مسلح دشمن در عمق حدود 100 کیلومتری خاک عراق فرستاد و موفق شد تا با محاصره پایگاه های دشمن، گروه های مسلح را وارد نمایدکه طی توافقنامه ای بپذیرند که دست از عملیات مسلحانه و ناامن کردن فضای زندگی مردم کرد و آذری بردارند و اجازه دهند که مردم منطقه زندگی خود را در ایران یکپارچه، ادامه دهند و خود به یک گروه غیر مسلح تبدیل شوند.
او با این اقدام شجاعانه، موفق شد که حدود سه هزار نفر از نیروهای مسلح احزاب دمکرات و کومه له و خانواده هایشان را در پایگاه های خود در کوی سنجق در منطقه اربیل در شمال عراق به محاصره درآورد و بدون شلیک حتی یک گلوله، آنها را وادار به تسلیم نماید. این اقدام که دو روز به طول انجامید، اثر عمیقی بر امنیت مردم ایران در کردستان گذاشت. از آن پس فضای منطقه کردستان و آذربایجان غربی، حتی از بسیاری از شهرهای ایران امن تر گردید به طوری که وقتی یکبار در آن ایام در سفر به شهر ارومیه به اتفاق احمد تا مهاباد رفتیم و از طریق دره قاسملو به قرارگاه حمزه بازگشتیم امنیت ایجاد شده در منطقه را با چشم سر، مشاهده کردیم. همچنین در سفر دیگری به اتفاق او تا مرز منطقه حاج عمران در خاک عراق رفتیم و اثری از گروه های مسلح دمکرات و کوموله ندیدیم.
د- فرماندهی بر نیروی هوایی سپاه
احمد علاقه مند بود که پس از پایان حضور در قرارگاه حمزه سید الشهدا (ع)به فرماندهی نیروی دریایی سپاه برگزیده شود تا بتواند برای مقابله با ناوگان نظامی آمریکا در خلیج فارس و دفاع در برابر تهاجم نظامی احتمالی آمریکا، برنامه ریزی نماید ولی به هر ترتیب او در سال 1379 در سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.
کاظمی مجموعه یگان موشکی سپاه را قدرت بخشید و برای به کارگیری موشک های دور برد شهاب برنامه ریزی کرد. یگان موشکی سپاه که از دوران جنگ تحمیلی، مجهز به موشک های پدافند ضد هوایی و موشک های زمین به زمین شده بود، در این دوران نیز به توسعه خود ادامه داد و بر کیفیت خود افزود. همچنین ایشان اهمیت تعمیر و نگهداری هواپیما ها و بالگردها را به خوبی درک کرده بود و خود مجموعه ای را بدین منظور با نام «سازمان خدمات هوایی پارس»ساماندهی کرده بود که به راحتی بتواند هواپیماها را سرپا و عملیاتی نگه دارد. در این دوران که ارتباط کاری نزدیک تری با وی پیدا کردم اورا انسانی مصمم و پر تلاش برای توسعه توان هوایی سپاه یافتم که به سرعت بر یادگیری خود در حوزه هوانوردی می افزود.
ه- فرماندهی بر نیروی زمینی
دوران مدیریت او بر نیروی زمینی سپاه، که از تابستان سال 1384 آغاز گردید، مصادف با اعمال فشارهای آمریکا بر ایران به بهانه موضوع هسته ای بود. حرف از تهدید نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران هر از چندگاهی مطرح می شد و حضور نظامی گسترده آمریکا در عراق، افغانستان ناوگان نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و نیز سیاست حمله پیشگیرانه شیطان بزرگ و حاکمیت محافظه کاران و جنگ طلبان برکاخ سفید هوشیاری وآمادگی رزمی فراوانی را برای نیرو های مسلح ایران می طلبید. احمد در ایام کوتاه پنج ماهه فرماندهی بر نیروی زمینی سپاه، تلاش وسیعی را برای ارتقاء سطح توانمندی های رزمی سپاه با توجه به احتمال تهدید نظامی آمریکا علیه ایران، سازمان داده و برنامه ریزی های وسیعی را انجام داد و توانست برخی از آنها را به مرحله عمل برساند. او در این چند ماه، با توجه به تجربیات خود در جنگ های کلاسیک و منظم و نیز در جنگ های چریکی و نامنظم و با عنایت به درک خود از توانمندی های هوایی دشمن، اقدامات موثری را برای تجدید ساختار و سازماندهی و مهندسی مجدد نیروی زمینی به کار گرفت.

نام:
ایمیل:
نظر: