صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۸۶۴۵۲

بصیرت: آن چیزی که امروز میرحسین موسوی را به صحنه کشانده، موج عدالتخواهی‌ای است که دولت نهم به راه انداخته است . میرحسین موسوی به هیچ عنوان نمی‌توانست در 2 دولت قبل به صحنه بیاید زیرا اصلا فضا و شرایط برای فکر و اندیشه‌های وی فراهم نبود. گرچه موسوی در همین اظهارنظرهای اولیه نیز موضع انتقادی نسبتا تند به دولت نهم دارد. بخشی از حقیقت، این مطلب است که فضا را دولت نهم تغییر داده است که شخصی مثل میرحسین موسوی که سابقه عدالتخواهی دارد و نسبت به ارزش‌های انقلاب پایبند است امروز احساس کندکه فضا طوری است که می‌تواند کاندیدای ریاست جمهوری شود.
اگرچه امروز نخست وزیر سابق معتقد است که تا پیش از دوران احمدی‌نژاد کشور به سیاق مناسبی اداره می‌شده و کوچکترین تعرضی هم حداقل به دوران مسئولیت سید محمد خاتمی نمی‌کند و تمام ناراستی‌ها و کجی‌ها میراث دولت نهم است و در دوران قانون شکنان دوم خردادی قانون برقرار بوده و امروز احمدی‌نژاد نماد قانون شکنی شده، اما حداقل یادمان هست آن زمان که موسوی بحث توهم توطئه را در نقد رویکرد دوم خردادی‌ها مطرح کرد همین آقایانی که اتفاقا به زعم مهندس موسوی در زمان آنها کشور خیلی هم خوب اداره می‌شد و الهه قانون و قانونمداری ! بودند آنچنان به نخست‌وزیر سابق تاختند که تا سالها به انزوا رفت.
میرحسین موسوی برای فضای ایجاد شده، مرهون دولت نهم است . در 20 سال دوران بعد از جنگ اصلا شرایط برای حضور میرحسین موسوی فراهم نبوده است و علت اینکه حضور نمی‌یافتند نیز همین مسئله بوده که شرایط کشور فکر وی را برنمی‌تابید. همین‌گونه که الان بسیاری از افراد جریان دوم خرداد، میرحسین موسوی را برنمی‌تابند و نوع برخوردی که با وی دارند نیز این مسئله را نشان می‌دهد لذا در این بخش وی مرهون دولت نهم است.البته میرحسین موسوی باید به پرسش‌های زیادی جواب بدهد و یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که متوجه وی است علت سکوت 20 ساله‌اش است که باید جواب قانع‌کننده‌ای برای آن داشته باشد زیرا در این 20 سال اتفاقات زیادی در کشور افتاده است و وی باید به این پرسش مهم جواب دهد که چه منطق و دلیلی برای این کار داشته است و استدلالش برای سکوت در قبال این همه اتفاقات چیست. البته مهندس موسوی اخیرا دلایلی را هم مطرح کرده‌اند که با سابقه انزوایی که دوم خردادی ها به او تحمیل کردند زیاد همخوانی ندارد.همچنین باید به این سوال بسیار مهم، حداقل برای خود پاسخ دهد که آیا پیام مردم را در دلیل طرد افراطی‌های دوم خردادی از عرصه حاکمیت دریافته است؟ که اگر پاسخ مثبت است حمایت بی‌دریغ از مشارکت و مجاهدین به چه معناست؟مردم هنوز به خاطر دارند انرژی هسته‌ای که امروز دستاورد ملی ایرانیان نام گرفته به همت بی‌دریغ!! همین مشارکتی‌ها و سازمان مجاهدینی‌ها می‌رفت که با طرحی 3 فوریتی به حافظه تاریخی ملت سپرده شود و برویم در زمره قاجارها و پایبندان به منافع بیگانگان در قراردادهای ترکمنچای و ...
اما باید دانست موسوی مرزبندی مشخصی با اصولگرایان داشته و دارد و از طرفی دو دهه سکوتش قابل تامل می‌باشد لذا باید دید موسوی دهه چهارم با دهه اول چه تفاوتی کرده است از آنجایی که اگر به لحاظ فکری همان موسوی دهه اول باشد در جبهه رقیب قرار دارد و در این خصوص نیز ما باید رقابت شرافتمندانه‌‌ای با وی داشته باشیم.
در هر حال موسوی از نیروهای انقلاب است و ورود او به صحنه رقابت، عامل مقوم نظام و ارتقای سرمایه‌های اجتماعی است . نیروهای نظام، شیفته خدمتند و حتی رقابتشان هم برای استحکام نظام است. هم‌‌افزایی توانمندی‌های نیروهای نظام ثمره حضور مهندس موسوی است . پس رقابت ما متعهدانه به آرمانهای نظام و تعامل ما با یکدیگر هم‌افزا برای تعالی ایران عزیز خواهد بود. دست یکدیگر را به رقابت می‌فشاریم و تعالی ایران را در پرتوی همکاری سازنده پاس می‌داریم.
 

نام:
ایمیل:
نظر: