صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۸۶۷۳۶

از آغازین دوره های زندگی انسان روی زمین و از بدو پیدایش نخستین تمدن های بشری، «صلح، امنیت و رفاه» از اساسی ترین دغدغه های بشر به شمار می رفته اند. اگر چه بشر در سایه قدرت تفکر خود بر بلایای طبیعی و حیوانات درنده ای که آرامش زندگی او را تهدید می کرد، فائق آمد اما به زودی «اصطکاک منافع و تلاش برای تأمین منافع بیشتر» خطر را در همنوع انسان ها منحصر کرد. نوع تعامل میان جوامع بدوی مبین این واقعیت بود که همکاری و تعاون در کنار رقابت و اصطکاک منافع، بنیادی ترین مولفه های شکل دهنده روابط میان ابنای بشر و جوامع بشری خواهد بود. به هر روی تن دادن بشر به زندگی اجتماعی و ملزومات آن، چه از سر اجبار و چه از سر انتخاب، نه تنها برای برآوردن حاجات اولیه بلکه برای برخورداری وی از کمک، همیاری و همکاری دیگر همنوعانش برای نیل به صلح، امنیت و رفاه بیشتر تلقی می شود.
از نظر بسیاری از صاحب نظران مبحث سازمان های بین المللی، جوامع امفکتیونی یونان باستان در زمره اولین نهادهایی به شمار می روند که کم و بیش مشخصاتی شبیه مشخصات سازمان های بین المللی معاصر داشته اند.
این جوامع در حقیقت عبارت بودند از اتحادیه ها، انجمن ها و شوراهای بسیطی که سه هدف اساسی؛ تسهیل در برقراری و گسترش مناسبات میان دولت - شهرهای یونان، پاسداری و تضمین امنیت اقوام و جوامعی که عضویت آنها را پذیرفته بودند و تلاش برای حفظ روابط صلح آمیز میان اعضا را دنبال می کردند.
علاوه بر نقش عرف حاکم بر جوامع امفکتیونی یونان باستان در شکل گیری سازمان های بین المللی، از نقش ادیان الهی و دو پدیده مهم میانجیگری و حکمیت در تشکیل این سازمان ها نباید غفلت کرد. ادیان الهی مثل اسلام و مسیحیت، قوانین، راهکارها و تمهیدات گوناگونی را برای حل و فصل مسالمت آمیز منازعات و محدود و قانونمند کرد ن جنگ ها اندیشیده اند که بسیاری از این اصول کلی دستمایه ضوابط ماندگار در معاهدات و سازمان های بین المللی گردیدند. دو پدیده مهم میانجیگری و حکمیت در پایان دادن به بسیاری از جنگ ها و برقراری صلح در نیمه دوم هزاره دوم میلادی در روابط بین الملل نقش بسیار تعیین کننده به عهده داشته اند.
در میانجیگری بین دو طرف منازعه، طرف ثالث درگیر مذاکرات می شود برای ایجاد صلح اما در حکمیت با تعهد طرفین منازعه به رعایت یک سری اصول و قوانین، حکم به قضاوت در بین طرفین برای خاتمه نزاع می نشیند و حکم می دهد.
اما آخرین حلقه از سلسله حلقه های تکاملی سازمان های بین المللی در قرن نوزدهم، نظام کنگره و کنفرانس است. نظام کنگره و کنفرانس در کنار حکمیت و میانجیگری، رویه و روندهایی بودند که در نهایت در آغاز قرن بیستم به شکل گیری نهاد «سازمان های بین المللی» منجر شدند.
نظام بین المللی حاکم بر قرن نوزده تابعی از نظام کنگره و کنفرانس بود که به دنبال کنگره وین در سال 1815 به وجود آمد و توانست ابرقدرت های آن زمان یعنی بریتانیا، فرانسه، روسیه، اتریش و پروس (آلمان) را زیر یک سقف گرد هم آورد.
این نظام تا سال 1825 در قالب «کنسرت اروپا» و پس از آن در سال های 1899 و 1907 در قالب کنفرانس های لاهه به حیات خود ادامه داد و پس از جنگ جهانی اول و با تولد جامعه ملل، جای خود را به سازمان ملل داد. عوامل بازرگانی و ارتباطاتی به عنوان عامل مهم دیگر در حقیقت شاخصه های تسریع کننده و شتاب دهنده در روند تشکیل و توسعه سازمان های بین المللی به شمار می روند. ظهور ابزار نوین با خود نیاز به سازمان های کارآمد برای تسهیل ارتباطات میان کشورها را به ارمغان آورد.
اتحادیه بین المللی تلگراف و اتحادیه پست جهانی موجده در سال های 1865 و 1874 دو نمونه روشن از چگونگی تأثیر عوامل تجاری و ارتباطی بر روند تشکیل سازمان های بین المللی هستند.

نام:
ایمیل:
نظر: