صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۸۷۵۰۴

ایدئولوژی از آن جمله مفاهیمی است که شنونده عاقل و با دانش به محض شنیدن آن از کسی بایستی بپرسد، به کدام معنا؟ ایدئولوژی (Ideology) یک معنای عامیانه و افواهی دارد و یک معنای خاص اصطلاحی . در معنای عامیانه، ایدئولوژی مجموعه عقاید و باورهای یک فرد و یا دستورالعمل ها و احکام اجرایی مبتنی برجهان بینی او می باشد، اما ایدئولوژی در معنای اصطلاحی سرگذشتی دارد که به نقل آن می پردازیم.
این واژه را اولین بار «آنتوان دوستوت دوتراسی» فرانسوی( 1836) در سالهای پس از انقلاب فرانسه عنوان کرد. او ایدئولوژی را «علم شناخت ایده ها» می دانست و معتقد بود که این علم می تواند روش شناسی ای عینی و پوزیتیویستی داشته باشد. ایدئولوژی در تعریف «دوتراسی» مرکب از «ایده» به معنای عقیده و رای و نظر و «لوژی» به معنای شناخت حصولی بود که با «logic» به معنای منطق هم ریشه بود. بناپارت امپراتور فرانسوی این واژه را در معنایی تحقیرآمیز علیه مخالفان خود به کار می برد. او ایدئولوژی را مجموعه ای از عقاید کاذب و ناصواب می دانست. در اواسط قرن 19 مارکس و انگلس نیز ایدئولوژی را به معنای مجموعه ای از عقاید و باورهای کاذب که تصویری وارونه از حقیقت ارائه می دهند و محصول شرایط مادی و اقتصادی هستند به کار بردند و آن را «آگاهی کاذب» نامیدند.
مارکسیست های روسی قرن 20 و پیروان لنین برای ایدئولوژی ماهیتی طبقاتی قائل شدند که هم ایدئولوژی پرولتاریایی واقع بین و آینده نگر وجود دارد و هم ایدئولوژی بورژوایی کاذب و وهم آلود. اما در سالهای دهه 60 و 70 قرن بیستم، ایدئولوگ های نئولیبرال مدافع رژیم سرمایه داری اروپایی- آمریکایی در مبارزه با رقیبان مارکسیست خود بیشتر بر وجوه انعطاف ناپذیر و هیجانی ایدئولوژی تکیه کردند و جهت نفی حس مبارزه و آرمان گرایی، هر نوع اعتقاد به انقلابی گری و مبارزه جویی را « ایدئولوژی زدگی» و رفتار ایدئولوژیک نامیده و به لحاظ تبلیغاتی به تخطئه آن پرداختند. آنها در این رویکرد ، ایدئولوژی را عبارت از نظامی بسته و غیر منعطف از عقاید که برهیجان ها و عواطف تکیه دارد و از ماهیتی خردستیزانه برخوردار است، تلقی کرده و تحت شعار «ایدئولوژی زدایی» به نفی آن پرداختند. این در حالی بود که لیبرال ها خود پیرو یک ایدئولوژی - یعنی لیبرالیسم- بودند. امروزه درکشور ما نیز مروجین و حامیان ایدئولوژی لیبرالیسم تحت عنوان ایدئولوژی زدایی به ستیز با هر نوع آرمان گرایی، تعهد و اعتقاد انقلابی برخاسته اند. اما معنای دیگری از ایدئولوژی نیز در تفکر اسلامی وجود دارد که آن را بخشی از مکتب سیاسی اسلام می داند که به «بایدها و نبایدها» در کنار جهان بینی که به «هست‌ها و نیست‌ها» مرتبط است، می پردازد. لذا ایدئولوژی در معنای اصطلاحی آن که ریشه در فلسفه سیاسی قرون 17 به بعد دارد و دستورالعمل‌های سیاسی است که ریشه در عقل اومانیستی با هدف تغییر و تصرف در اجتماع و اراده نفسانی بشر دارد، به هیچ وجه با تفکر دینی و اسلامی سازگار نبوده و ایرادات وارده به آن در ایدئولوژی های اومانیستی، به ایدئولوژی اسلامی وارد نیست.

نام:
ایمیل:
نظر: