بصیرت: سرانجام همان گونه که پیش بینی می شد شکافهای قدرت میان مدودف و ولادیمیر پوتین دارند خود را نشان می دهند.بر این اساس مدودف از اینکه مردم روسیه و اروپا همچنان پوتین را مرد اول کاخ کرملین می دانند راضی به نظر نمی رسد.اگرچه پوتین و مدودف سعی کرده اند اختلافات میان خود را علنی نسازند اما در این خصوص ناکام مانده اند!
راخیرا رئیس جمهور روسیه در مصاحبه با یک روزنامه اپوزیسیون حزب روسیه واحد برای انتقاد از توازن میان رفاه و آزادی که به نظر منتقدان مشخصه حکومت ولادیمیر پوتین بود، استفاده کرد. پس از گمانهزنیهایی در مورد احتمال جدایی دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه و ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه، روابط این دو رهبر روس از سوی ناظران و سرمایهگذاران زیر ذرهبین است.
مدودف در مصاحبه با روزنامه نوویا گازتا با بکار بردن لحنی متفاوت با لحن پوتین، اظهار داشته که پس از آشوبهای دهه 1990، دموکراسی نیازی به تعدیل نداشته است. مدودف این طرز تفکر که مردم روسیه راضی به چشم پوشی از برخی حقوق خود در ازای رفاه و ثروت هستند را رد کرد. این طرز تفکر در زمان حکمرانی پوتین در بخشهای مختلف حکومتی رواج داشت.
بروز اختلافات میان پوتین و مدودف در وهله اول به ضرر حزب روسیه واحد تمام خواهد شد.از همان ابتدای حضور مدودف در کاخ کرملین بر همگان مشخص بود که میان نخست وزیر و رئیس جمهور روسیه پیوستگی مطلق وجود نخواهد داشت.
جامعهروسیه در شرایط خاصی به سر می برد.در حالی که میخاییل گورباچف، آخرین رئیس جمهور شوروی سابق سال گذشته نسبت به بازگشت مرام استالینیستی در روسیه هشدار داده بود،دو شعبه شدن قدرت در کاخ کرملین زمینه را جهت بازگشت این مرام خطرناک فراهم ساخته است.
از ابتدای حضور دیمیتری مدودف در کاخ کرملین، همه در صددند تا نقاط اشتراک و افتراق وی با ولادیمیر پوتین را در یابند.البته طرفداران حزب روسیه واحد اصرار دارند تا این دو رئیس جمهور و نخست وزیر را یک روح در دو کالبد تشبیه نمایند.اما واقعیت امر این رانشان نمیدهد.
آیا اساسا میان پوتین و مدودف اختلاف نظر وجود دارد؟باید پاسخ داد:بلی!این اختلاف صرفا از جنس پارادوکسهای سلیقه ای نبوده و بعضا خود را در نوع نگاه به منافع بلندمدت و میان مدت روسها نشان میدهد.ولادیمیر پوتین سعی دارد بر منافع کلان روسیه تمرکز کند،حال آنکه مدودف هادی منافع میان مدت و کوتاه مدت مسکو در نظام بین الملل است.مدودف سعی دارد پازلهای درهم ریخته مسکو و اتحادیه اروپا را بار دیگر بازچینش نماید،زیرا اگر چنین مسئله ای صورت نگیرد،وی بر هژمونی دوباره پوتین بر کاخ کرملین مهر تایید نواخته است.حضور هزمان دیمیتری مدودف و ولادیمیر پوتین در راس معادلات سیاسی کاخ کرملین سوالات و دغدغه های زیادی را در ذهن ایجاد می کند.هرچند پوتین و مدودف را نمی توان به عنوان نماد دو نوع تفکر متفاوت دانست،اما مسلما خط مشی سیاسی مدودیف و پوتین در برخی موارد با یکدیگر یکسان نیست.از سوی دیگر،روسها نشان داده اند معمولا واژه همگرایی را جز در آرا و افکار کمونیستی و لنینیستی جستجو نمی کنند،هم در هر صورت مدودف ترجیح می دهد اختلافات سلیقه ای خود و پوتین را به رسانه های روسی و حتی جلسات داخلی حزب روسیه واحد نکشاند،ولی در آینده ای نه چندان دور این مسئله محتمل خواهد بود.واقعیت امر این است که هیچ سیاستمداری نمی تواند دخالت فرد حقیقی و حقوقی پایین تر از خود در امور کشور را تحمل کند،این قاعده در خصوص کاخ کرملین نیز صدق می کند.بسیاری از طرفداران حزب روسیه واحد تصور می کنند که رابطه پوتین و مدودف از نوع رابطه پوتین با لاوروف یا سرگئی ایوانف است،یعنی رابطه ای مشخص و یکطرفه که در آن پوتین حرف اول و آخر را خواهد زد!این در حالیاست که مدودف علاقه ای ندارد که با لاوروف یا دیگران مقایسه شود.
پوتین و مدودف در بسیاری از زمینه ها ،خصوصا نحوه برخورد با بحران گرجستان،ناتویی شدن اوکراین،مسائل مربوط به شرکت گاز پروم،نحوه بازی با برگ برنده انرژی و... نقاط اشتراک زیادی با یکدیگر دارند،اما در برخی مواقع نیز دو طرف به صورت بالقوه اختلافاتی با هم دارند که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت.یکی از این اختلافات به آینده سیاسی ایالات متحده آمریکا و روسیه مربوط می شود.