بسم الله الرحمن الرحیم همزمان با انتشار گزارش محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره پرونده فعالیت های هسته ای ایران دو تحرک دیگر نیز رخ داد که نشان دهنده توطئه همه جانبه آمریکا برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران و وادار ساختن دولتمردان ایرانی به عقب نشینی از مواضع خود در زمینه فعالیت های اتمی و سایر مسائل است . البرادعی در گزارش خود که دوم خرداد ماه جاری منتشر شد در عین حال که حرف تازه ای برای گفتن نداشت برای آنکه با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل همسوئی کرده باشد اعلام کرد چون ایران اجازه نداده است بازرسان آژانس با دقت از تاسیسات اتمی بازرسی کنند آژانس در موقعیتی نیست که بتواند قضاوت کند فعالیت های اتمی ایران صلح آمیز است یا نه . همانگونه که مشخص است در این گزارش مدیر کل آژانس به دلیل اینکه هیچ دلیلی نداشت تا با توسل به آن ایران را متهم به انحراف بسوی ساخت سلاح اتمی کند خود را ناتوان برای قضاوت در این زمینه معرفی کرد تا با مبهم توصیف کردن وضعیت بار دیگر دست آمریکا و همدستانش را برای صادر کردن قطعنامه ای دیگر علیه ایران از طریق شورای امنیت سازمان ملل باز گذاشته باشد. این اقدام مدیر کل آژانس علاوه بر اینکه خلاف موازین حقوقی است و با اظهارات و گزارش های خود او که بارها اعلام کرده است در فعالیت های اتمی ایران هیچ انحرافی مشاهده نشده در تضاد است اصولا این سخن مدیر کل آژانس دروغ است که میگوید ایران اجازه بازرسی نداده است . در فاصله گزارش قبلی البرادعی که منجر به صدور قطعنامه 1747 شد تا گزارش اخیر وی بازرسان آژانس بارها تاسیسات هسته ای ایران را بازرسی کردند. این بازرسی ها البته در چارچوب ان . پی . تی صورت گرفته و بازرسی های فوق ان . پی . تی که مربوط به پروتکل الحاقی است از سال گذشته که آژانس پرونده ایران را برخلاف موازین به شورای امنیت برد قطع شده است . اینهم کاملا طبیعی است زیرا مجلس ایران پروتکل الحاقی را تصویب نکرده و ایران قانونا ملزم به اجرای این پروتکل نیست . بنابر این مرتکب هیچ اقدام خلاف قانون نشده و بازرسان آژانس به میزانی که حق قانونی آنهاست توانسته اند تاسیسات اتمی ایران را بازرسی کنند. تحرک دیگر مانور دریائی در خلیج فارس است که درست همان روز دوم خرداد توسط ناوگان دریائی آمریکا انجام شد. هر چند خود آمریکائی ها و رسانه های غربی هدف این رزمایش را نشان دادن آمادگی آمریکا برای حفظ امنیت کشتیرانی در خلیج فارس دانسته اند لکن همزمانی آن با انتشار گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی مفهوم روشنی دارد که میتواند یک پیام تهدیدآمیز به ایران در همین زمینه باشد. البته جمهوری اسلامی ایران قدرتمندتر از آنست که در مقابل چنین تحرکاتی از مواضع اصولی و قانونی خود عقب نشینی کند کما اینکه آمریکا نیز با شکست هائی که در عراق و افغانستان خورده و در این باتلاق های عمیق دست و پا می زند درحال حاضر چیزی بیش از یک شیر بی یال و دم و اشکم نیست . سومین تحرک گزارش سالانه سازمان عفو بین الملل با اتهام نقض حقوق بشر توسط ایران است که آنهم همزمان با گزارش البرادعی منتشر شد. سازمان عفو بین الملل در این گزارش ایران را به محدود ساختن آزادی بیان دستگیری های گسترده همراه با شکنجه برگزاری دادگاه های ناعادلانه تبعیض علیه اقلیت های قومی از جمله صدور حکم اعدام علیه کسانی که در اهواز با انفجار بمب عده ای از مردم بیگناه را به قتل رسانده بودند و نقض حقوق اقلیت های مذهبی از قبیل بهائیان و دراویش نعمت اللهی متهم کرده است . همانطور که این گزارش به روشنی نشان میدهد گردانندگان پشت صحنه سازمان عفو بین الملل یعنی همان آمریکا و همدستانش که صحنه گردانان ماجرای اتمی هم هستند در نهایت گستاخی مایل هستند عناصر تعلیم دیده توسط انگلیس از بصره وارد ایران شوند و با بمب گذاری در بازار و خیابان و اماکن عمومی جان ده ها نفر از مردم بی گناه را بگیرند و دستگاه قضائی ایران نه تنها آنهارا مجازات نکند بلکه تشویقشان هم بکند! سایر اتهامات نیز از همین قبیل هستند و از تمایل غربی ها به آزادی توطئه توسط عوامل آنها علیه نظام جمهوری اسلامی و منافع ملت ایران پرده برمیدارند. انتشار همزمان گزارش سازمان عفو بین الملل با گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین رزمایش دریائی آمریکا در خلیج فارس قطعا یک تصادف نیست . آمریکا با این تحرکات همزمان درصدد است به دولتمردان ایرانی چنگ و دندان نشان بدهد تا بلکه با این اقدامات کم خرج بتواند آنها را در برابر اراده خود تسلیم نماید. اما چنین تصوری فقط خامی بوش کوچک و دارودسته او را نشان میدهد زیرا آنها اگر به 28 سال توطئه مدام و همه جانبه آمریکا علیه ایران از جنگ گرفته تا تحریم و اتهامات ضدیت با حقوق بشر و کودتا و تبلیغات مسموم و فشارهای سیاسی نگاه کنند به این نتیجه خواهند رسید که ملت ایران بیدی نیست که با این بادها بلرزد و بوش باید این واقعیت را درک کند که آب در هاون می کوبد!