بصیرت: نجم الدین اربکان نخست وزیر اسبق و اسلام گرای ترکیه که اوایل دهه سوم فروردین ماه (فروردین 1388 هـ . ش ) به ایران سفر کرد و تمام این دهه را مهمان ایرانیان بود روز 31 فروردین در هتل استقلال تهران با خبرنگاران داخلی و خارجی نشستی داشت . وی در این نشست خبری که پس از دیدار با مقامات و بزرگان ایران در روزها و ساعت های قبل انجام می گرفت نکات قابل توجهی مطرح کرد.
تاکید اربکان بر اتحاد اسلامی لزوم پیوند قوی و راهبری بین دو ملت ایران و ترکیه برای مقابله با دشمنان جهانی دو ملت هوشیاری پیرامون توطئه هایی که به منظور متفرق کردن جهان اسلام و همچنین برای گسیختن پیوند دینی و تاریخی و فرهنگی بین دو ملت ایران و ترکیه وجود دارد از نکات مهم و قابل توجه سخنان چهره اسلام گرای ترکیه محسوب می شود . (1 )
گمان نرود که قابل توجه بودن این سخنان به دلیل نوبودن و جنبه تاسیسی داشتن آن است زیرا اگر بخواهیم از این دید به آن نگاه کنیم چنین سخنانی بیش از 150 سال سابقه دارد و افراد بسیاری در این باره سخن گفته و مطلب نوشته اند . در همین پنجاه سال اخیر امام خمینی بزرگ ترین شخصیت جهان اسلام است که پیوسته بر وحدت اسلامی و پرهیز از تفرقه و هوشیاری در برابر توطئه های غرب تاکید کرده اند و پیروان و شاگردان سیاسی ایشان نیز تاکنون در عرصه مذهبی و سیاسی همین راه را پیموده اند. بنابراین قابل توجه بودن سخنان اربکان از این نظر است که اولا تاکید امام خمینی بر وحدت اسلامی اکنون در قلب کشوری که سابقه دیرین ستیز با دین دارد و مشخصه مهم آن لائیک بودن است طرفداران پرشماری در میان مردم و چهره های سیاسی آن دارد; ثانیا در کشوری که مقدم تر از هر کشور اسلامی دیگر دین ستیزی در آن شروع شد و جدایی از جهان اسلام و پیوند با جهان غرب را سرلوحه سیاست خود قرار داد اکنون ندای وحدت اسلامی بسیار بلندتر از صداهای دیگر است .
اکنون بی مناسبت نیست که به بهانه سخنان نجم الدین اربکان پیرامون اتحاد اسلامی و به بهانه برخاستن ندای وحدت اسلامی از قلب آناطولی به برخی واقعیت های تاریخی اشاره کنیم .
ابتدا باید بگوییم که اسلام دین جهان شمول است و مخاطب آن کل بشر از هر نژاد و از هر سرزمینی می باشد. به عبارت دیگر اسلام دینی فارغ از محدودیت های نژادی و جغرافیایی است و برای سعادت کل بشر بدون توجه به رنگ و نژاد و زبان آن ها می باشد. به همین سبب در میان امت بزرگ اسلامی هر مسلمانی بدون توجه به خاستگاه نژادی و جغرافیایی می تواند نقش آفرینی کند و هیچ محدودیتی برای نقش آفرینی مسلمانان در میان امت بزرگ اسلامی وجود ندارد. با این حال واقعیت های تاریخی حاکی از این است که در ساختن تاریخ کلی اسلام اعم از تاریخ سیاسی و حکومتی تاریخ تمدن اسلامی تاریخ فرهنگ و دانش اسلامی و... سه قوم و سه نژاد در سرزمین های مرکزی جهان اسلام (از شمال آفریقا و مصر و ترکیه تا حوزه سیحون و جیحون در آسیای میان و مرزهای شبه قاره هند) بیش هر نژاد دیگر تاثیرگذار و حامل هویت اسلامی و خادم هویت اسلامی در حوزه های سیاسی مذهبی فرهنگی و علمی و... بوده اند. این سه نژاد عبارتند از : قوم عرب ایرانی و ترک .
به همین دلیل چند صد سال است که ایجاد اختلاف بین این سه نژاد و جلوگیری از نزدیک شدن و هماهنگ شدن آن ها در دستور کار دشمنان جهانی اسلام قرار دارد.
نکته قابل توجه اینکه اگر به جغرافیای انسانی و نژادی سرزمین های مرکزی جهان اسلام نگاه کنیم مشاهده خواهیم نمود که در این محدوده غیر از این سه نژاد نژاد قابل اعتنای دیگری وجود ندارد. در بخش بزرگی از این محدوده نژاد ایرانی به طور اعم (کرد لر فارس افغان تاجیک بلوچ پاکستانی و هندی آذری و....) زندگی می کنند; در بخش بزرگ دیگری نیز نژاد عرب به طور اعم ساکن هستند; بالاخره در بخش وسیعی نیز نژاد نزک به طور اعم به حیات نسلی و تاریخی خود ادامه می دهند.
دشمنان جهانی و تاریخی اسلام نه تنها کوشیده اند همواره بین این سه نژاد بزرگ تفرقه ایجاد کنند بلکه ایجاد درگیری بین طوایف و تیره های مختلف هر یک از این سه نژاد را نیز همواره در دستور کار خود قرار داده اند.
واقعیت دیگر این است که هر گاه این سه نژاد با هم بوده و یا این که حداقل علیه همدیگر نبوده اند هیچ دشمنی نتوانسته است به سرزمین های مرکزی جهان اسلام رخنه کند و به اسلام و ملل مسلمان ضربه بزند. برعکس هرگاه این سه نژاد با هم درگیری و اختلاف داشته و نیرو و توان عمومی همدیگر را خنثی می کرده اند دشمنان جهانی اسلام به راحتی از بیرون هجوم آورده و بر کل جهان اسلام ضربه زده اند. در این باره نمونه ها و مصادیق تاریخی فراوانی وجود دارد. به عنوان مثال باید از حمله قوم مغول سخن گفت . در زمان حمله قوم مغول نه تنها بین این سه نژاد همدلی و همکاری وجود نداشت بلکه هر یک به دیگری بی اعتنا بود. به همین سبب قوم مغول به راحتی توانست از شرق تا غرب جهان اسلام را زیر سم اسبان خود ویران کند. در آغاز حمله صلیبیون به جهان اسلام نیز همین حالت وجود داشت . در نتیجه صلیبیون توانستند اروپا و آسیای صغیر را پشت سربگذارند و تا فلسطین و شام پیش آیند. در دوره صفوی ها و عثمانی همین مسایل تکرار می شود و هرگاه غرب از سوی جهان اسلام در خطر قرار می گرفت به طور مرموزانه و ماهرانه بین ایران و عثمانی ستیز ایجاد می کرد تا نجات یابد.
اساسا باید گفت که یکی از علل مهم پیروزی استعمارگران در جهان اسلام به این سبب بود که غربی ها توانستند بین دولت های ایرانی و عثمانی و همچنین بین اقوام دیگر اسلامی اختلاف و درگیری ایجاد نمایند و بااستفاده از فرصت به دست آمده به اهداف استعماری خود دست یابند. در جنگ جهانی اول یکی از اساسی ترین عاملی که سبب شکست و اضمحلال بزرگ ترین قدرت و واحد سیاسی جهان اسلام (امپراتوری عثمانی ) شد این بود که دولت های غربی موفق به ایجاد اختلاف بین اعراب و ترک ها شدند و عموم اعراب را به شورش علیه امپراتوری عثمانی واداشتند.
آنچه ذکر شد فقط اشاره فهرست وار به چند نمونه بسیار کلی است و اگر بخواهیم در این زمینه بحث گسترده تر و جزئی تر بنماییم و از عواقب محنت بار اختلاف و ناهماهنگی بین این سه نژادی که در حوزه مرکزی جهان اسلام قرار دارند مشروح تر سخن بگوییم قطعا حجمی بیش از یک کتاب معمولی می طلبد. بنابراین به ذکر همین نکته اکتفا می کنیم که این سه نژاد که هر سه مزین به هویت اسلامی هستند و در نتیجه فرهنگ و دین و سنن و تاریخ مشترک دارند از سرنوشت مشترک نیز برخوردار می باشند. به همین سبب هر گاه به این سرنوشت مشترک بی توجه بوده اند قطعا زیان دیده و در برابر دشمنان جهانی خود شکست خورده اند.
گرچه دشمنان جهانی اسلام از صدها سال پیش همواره در جهت ایجاد اختلاف بین این سه نژاد و بین تیره های وابسته به آن در تکاپو بوده اند و ثمره بزرگ آن را نیز در جنگ جهانی اول چیدند و تفرقه بی سابقه ای در جهان اسلام ایجاد کردند ولی باید اذعان نمود که دشمنان ما روند ایجاد اختلاف و پدیدآوردن ناهماهنگی را بعد از جنگ جهانی اول شدت بخشیدند. به همین سبب علاوه بر اینکه عنان کل کشورها و سرزمین های اسلامی را در دست گرفتند و جهان اسلام را به پایین ترین سطح ضعف و انفعال رساندند در قلب سرزمین های مرکزی جهان اسلام نیز رژیم جعلی صهیونیستی را ایجاد و مصایب جهان اسلام را چند برابر کردند; زیرا این رژیم نه تنها در سرزمین غصبی و از مشتی افراد سرگردان در جهان تشکیل شده است بلکه اساسا وصله ناهمرنگ و زایده دشمنان اسلام در دل سرزمین های اسلامی است .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که نسیم بیداری در سراسر جهان اسلام وزید و نشانه های قدرت گرفتن مجدد جهان اسلام آشکار شد تلاش دشمنان جهانی اسلام برای ایجاد درگیری و تشتت در میان اقوام و نژادهای گوناگون مسلمان بیش از گذشته گردید. در این زمان دشمنان اسلام احساس کردند مسلمانان بعد از خواب طولانی بار دیگر به سمت کسب قدرت سیاسی در جهان به حرکت درآمده اند و اگر بین آن ها به ویژه بین سه نژاد عرب ایرانی و ترک شکاف و اختلاف را تشدید نکنند آینده خطرناکی در انتظار استعمارگران و مجموعه دشمنان جهانی اسلام خواهد بود. بنابراین بسیاری از اختلافات و ناهماهنگی هایی که بین مسلمانان وجود دارد از همین زاویه قابل بررسی می باشد و بسیار واضح است که دشمنان اسلام در پشت پرده و گاهی نیز به طور آشکار تلاش زیادی برای ایجاد درگیری بین مسلمانان می نمایند. منتها بعضی از سران و تاثیرگذاران جوامع اسلامی عاقل می باشند و به سادگی فریب نمی خورند بعضی نیز مثل صدام حسین به راحتی تحریک می شوند و مساله ضدیت عجم و عرب را طرح می کنند و سپس جنگی مهیب و خانمان سوز (جنگ تحمیلی صدام علیه ایران ) راه می اندازند.
با تاسف باید اذعان کرد که در حال حاضر نیز شدیدترین و پیچیده ترین توطئه ها و نیرنگ های آشکار و پشت پرده برای اختلاف افکنی و ایجاد درگیری و یا حداقل برای پدیدآوردن ناهماهنگی بین اقوام و نژادهای گوناگون جهان اسلام در جریان است . منتها بعضی از چهره های عاقل جهان اسلام همچون نجم الدین اربکان طبق اظهار صریح خود نه تنها به توصیه ها و تحریک های آمریکا به منظور ایجاد فضای ناهماهنگی و دشمنی با ایران گوش نمی دهند بلکه عکس آن عمل می کنند(2 ) بعضی نیز (مثل برخی سران و چهره های عرب که به تحریک غرب و آمریکا دائم از خطر ایران و لزوم دشمنی و مقابله اعراب با ایران و... سخن می گویند) جاهلانه در گرداب توطئه غرب می افتند و به جای اینکه دشمن اصلی را بشناسند و با آن مقابله کنند همچون یک مزدور گوش به فرمان غرب سعی می کنند به هر بهانه ای بین اقوام و نژادهای عمده و گوناگون مسلمان تفرقه ایجاد کنند و درگیری ها را به درون امت بزرگ اسلامی بکشانند. این گروه نمی دانند که در یک چشم انداز کلی و راهبردی حداقل در حوزه مرکزی جهان اسلام و خاورمیانه اسلامی سرنوشت سه نژاد ایرانی ترک و عرب به دلیل اشتراکات و همسانی های تاریخی فرهنگی مذهبی و جغرافیایی به هم گره خورده است ; یعنی اگر یکی از آن ها شکست بخورد دیگران هم شکست می خورند و یا اینکه دست کم در برابر دشمنان ذلیل و ضعیف می شوند. ولی اگر بر خلاف تحریکات و توصیه های تفرقه افکنانه غربی ها عمل شود و همه به سوی اتحاد و همدلی حرکت کنند عزت و قدرت ماندگار پیدا خواهند کرد. پاورقی :
1 ـ روزنامه جمهوری اسلامی 88 2 1 صفحه 3
2 ـ روزنامه جمهوری اسلامی 88 2 2 صفحه 1 و 13
اکنون بیداری اسلامی به حدی گسترش یافته است که از آنا طولی هم صدای وحدت اسلامی به گوش می رسد یعنی از همان جایی که مقدم تر از هر کشور اسلامی دیگر دین ستیزی در آن شروع شد و جدایی از جهان اسلام و پیوند با جهان غرب به سرلوحه برنامه های سیاستمندانش تبدیل گردید
واقعیت های روشن تاریخی حاکی از این است که سه نژاد عرب ایرانی و ترک در ساختن تاریخ کلی اسلام اعم از تاریخ سیاسی تاریخ تمدن اسلامی تاریخ فرهنگ و دانش اسلامی و... بیش از سایر نژادها نقش داشته و بیش از دیگران حامل و خادم هویت اسلامی در حوزه مرکزی جهان اسلام بوده اند
تاریخ طولانی اسلام نشان داده است که پیوند عمیق مذهبی و تاریخی بین سه نژاد عرب ایرانی و ترک سبب شده است که همواره سرنوشت مشترک داشته باشند; یعنی اگر یکی از آن ها ضعیف شده و یا شکست خورده است این وضعیت به دو نژاد دیگر نیز سرایت کرده است
اگر در دوره تهاجم قوم مغول در دوره آغازین جنگ های صلیبی در دوره تهاجمات استعمار غرب در جریان جنگ جهانی اول و... مسلمانان شکست خوردند قطعا یکی از علل اصلی آن به اختلاف و ستیز و ناهماهنگی سه نژاد تاثیرگذار تاریخ اسلام بازمی گشت . اکنون نیز شکست و یا ضعف هر یک از این ها سبب شکست و ضعف دیگری خواهد شد. به همین دلیل راهبرد اصلی غرب در ایجاد تشتت و درگیری بین این سه جریان عمده اسلامی است