ادعای آژانس انرژی هسته ای روسیه درباره سودآور نبودن پروژه نیروگاه بوشهر برای مسکو، به همان اندازه مضحک است که سوداگری آنها در فرصت طلبی از چالش هسته ای ایران و مشروط کردن تکمیل این پروژه به دریافت وجوه اضافی، مشمئزکننده بود. اگر چه این واقعیت را باید پذیرفت که ساخت این نیروگاه پس از تشدید مناقشه هسته ای ایران، به ویژه با ارجاع آن به شورای امنیت برای روسها با فشار بیرونی و پرداخت برخی هزینه های سیاسی همراه بوده و هست، اما بی شک منفعت و سودآوری اقتصادی این قرارداد هشتصد میلیون دلاری برای فروش یک نیروگاه نسل اول هسته ای بدان حد جذاب و ترغیب کننده بوده که مسکو را وادار کند از همه ابزارها و ظرفیتهای خود برای مستثنا کردن این پروژه از قطعنامه های تحریم شورای امنیت علیه برنامه های هسته ای ایران استفاده کند. گواه این مسأله اذعان و اعتراف الکساندر لوسیوکف، معاون وزیر خارجه روسیه است که دو هفته قبل پس از سفر به تهران گفته بود؛ قرارداد بوشهر اگر چه تحت تأثیر برنامه هسته ای ایران قرار گرفته، برای روسها سودآور است و ما برای خارج کردن از تحریمهای شورای امنیت تلاش بسیاری کرده ایم. نکته قابل تأمل دیگر اینکه بهانه تراشی روسها در زمانی صورت می گیرد که نیروگاه بوشهر بیش از 95 درصد پیشرفت داشته و تنها یک گام تا کلید خوردن فاصله دارد و روسها تقریباً تمام وجه قرارداد یاد شده را دریافت کرده اند. این در حالی است که براساس قرارداد منعقد شده میان ایران و روسیه در سال 1995 این نیروگاه قرار بود در چهار تا شش سال یعنی حداکثر تا سال 2002 میلادی به بهره برداری برسد و تأخیر چهار تا پنج ساله روسها موضوعی است که طرف ایرانی باید و می تواند نسبت به آن مدعی غرامت باشد. اما به دلایل سیاسی و راهبردی از جمله مناقشه هسته ای با غرب و شاید بتوان گفت ناگزیر، از آن چشمپوشی کرده و همواره با مشکل آفرینی و مطالبات نامعقول روسها مسامحه کرده است. گلوگاه تحویل سوخت هسته ای برای مسک ونکته بسیار جالب تر این است که روسیه امروز پس از یک سال تشدید مانع تراشی در تکمیل نیروگاه مدعی است، ایران علاقه خود را به ساخت نیروگاه بوشهر از دست داده و همین مسأله عامل تظاهر ایران به حمایت مالی از این پروژه است. حال آنکه پافشاری ایران پس از شروع دور جدید بهانه تراشی مسکو سبب شد رضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران دو بار به روسیه سفر کند و مقامهای این کشور را وا دارد، قرارداد متممی را برای تضمین پیشبرد این پروژه در یک برنامه زمانبندی شده و با پرداخت معین تکمیل کنند. قراردادی که روسها از اجرای آن نیز سرباز می زنند. پیش از آن نیز محمد سعیدی، معاون آقازاده در اردیبهشت ماه سال گذشته در سفر به مسکو و دیدار با سرگئی گرینکو، رئیس آژانس اتمی روسیه توافق ثانویه ای را برای تسریع در تکمیل پروژه بوشهر و تشکیل یک گروه کاری به منظور بررسی فنی و تصمیم گیری برای تعیین زمان راه اندازی نیروگاه منعقد کرده بود که براساس این توافق نیروگاه تا شهریورماه امسال به بهره برداری برسد. با این حال، روسها تنها سه روز پس از این توافق اعلام کردند تکمیل این پروژه به تأخیر خواهد افتاد. این مسأله موجب شد آقازاده در مهرماه سال گذشته با سفر به مسکو و دیدار با گرینکو مراتب اعتراض شدید ایران را به روسیه ابلاغ کند و در همان دیدار در مصاحبه با رسانه ها با لحنی تند علت واقعی تأخیر روسها را ورشکستگی و عدم ثبات شرکت پیمانکار روسی و توجه به مسایل سیاسی عنوان کند و به روسها متذکر شود در صورت ناتوانی پیمانکار روسی، ایران آمادگی دارد پروژه را خود به پایان برساند. پس از این واقعه، مسأله تا حدی فروکش کرد، اما این آرامش بیش از سه ماه دوام نیاورد و مقامهای شرکت اتم اکسپورت و آژانس اتمی فدرال روسیه بار دیگر از تأخیر در پروژه به دلیل حرکت آهسته ایران در پرداخت وجوه مربوط سخن گفتند. کمتر از یک ماه پس از این مسأله نیز شرکت پیمانکار روسی کارکنان خود را از این پروژه خارج کرد. امتناع روسیه از ادامه کار و تعلیق پروژه در اسفندماه در زمانی انجام شد که روسها مطابق قرارداد باید سوخت نیروگاه را به ایران تحویل می دادند. انجام این مرحله، دو تحول را در پی می آورد، نخست آنکه نیروگاه در عمل تکمیل شده و با اندک کار قابل بهره برداری است و به احتمال قوی در این شرایط حتی در صورت امتناع روسها، ایران خود نیز می تواند در کوتاه مدت این مهم را به انجام برساند. دوم اینکه قرارگیری سوخت در نیروگاه خود به خود یک عامل بازدارنده در هرگونه اقدام نظامی و حمله به آن به دلیل خطرات ناشی از نشت رادیو اکتیو به کل منطقه و خلیج فارس خواهد بود که این مسأله یکی از ابزارهای مهم تهدید و فشار را از آمریکا خواهد گرفت. از این رو روسها با فشار فزاینده ای از سوی واشنگتن مواجه هستند.از همین روست که «ولادیمیر یوسیف» پژوهشگر روس انستیتو اقتصاد جهانی و روابط بین الملل افزایش تهدیدها را یک عامل اصلی برای تأخیر روسها در نیروگاه بوشهر می داند و می گوید: اگر سوخت هسته ای ارسال شود، هیچ نقطه بازگشتی وجود ندارد. رجب صفراف، رئیس مرکز مطالعات معاصر ایران در مسکو نیز بر این باور است که روسیه احتمالاً در ازای مشوقهایی از جانب واشنگتن با توقف کار در بوشهر موافقت کرده است که احتمالاً چراغ سبز برای ورود این کشور به سازمان تجارت جهانی است. در کنار تمامی این مسایل یک نکته دیگر را نیز نباید از نظر دور داشت. اینکه به تأیید محمد البرادعی مدیرکل آژانس انرژی اتمی، ایران در حال حرکت به سوی تکمیل کارخانه تولید حلقه و میله های سوخت هسته ای است و در صورت تحقق این پروژه، بسیاری از ابزارهای فشار غرب و تأمین منافع اقتصادی روسیه کارآمدی خود را از دست خواهند داد پس شرایط کنونی بهترین زمان برای کارشکنی و کسب منافع بیشتر برای روسهاست. اما باید دید چنین برداشتی از سوی روسها با واقعیت شرایط ایران نیز سازگار است و آیا تهران هنوز هم به این پروژه با دید استراتژیک می اندیشد، این موضوعی است که دکتر فلاحت پیشه درباره آن به گزارشگر قدس توضیح داده است. نیروگاه بوشهر دیگر استراتژیک نیست دکتر فلاحت پیشه، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره ادعای روسها مبنی بر سودآور نبودن پروژه بوشهر دیدگاهی کاملاً انتقادی دارد و این ادعا را مضحک می داند، زیرا به اعتقاد او پر سودترین قراردادی که ممکن است میان دو کشور منعقد شود و به نفع مجری پروژه باشد، قرارداد نیروگاه اتمی بوشهر است. وی می افزاید: روسها اما در واپسین مراحل به بهره برداری رسیدن این نیروگاه می کوشند قیمت آن را بالا ببرند و تلاش می کنند از فضای موجود حداکثر بهره را ببرند و تاریخچه روابطشان با ایران و حتی سایر کشورها نیز این را تأیید می کند. وی اقدام روسها در افزایش چند صد درصدی نرخ گاز صادراتی خود به کشورهای دیگر را در اوج سرمای زمستان مثالی از این شیوه سوداگری روسها می داند و تأکید می کند: اکنون هم در قبال برنامه هسته ای ایران با تصور اینکه تهران چاره ای جز اجابت خواسته های آنان ندارد، چنین شیوه ای را در پیش گرفته اند. فلاحت پیشه تصریح می کند: تصور من این است که روسها حداکثر تلاش خود را خواهند کرد که این فناوری را در ایران کامل نکنند و دانش آن را به صورت کامل ارایه نکنند تا بتوانند همچنان در برابر آن امتیاز بگیرند، مگر اینکه احساس کنند فضا به گونه ای است که دیگر نمی توانند امتیاز بیشتری از ایران بگیرند و تهران احساس کند هزینه و بازدهی پروژه با هم همخوانی ندارد. وی درباره نگرانی روسها از رسیدن ایران به آستانه تحمل خود گفت: هم اکنون ایران حاضر نیست امتیاز دیگری به روسها بدهد، چون نیروگاه بوشهر با 95 درصد پیشرفت دیگر برای ما یک پروژه استراتژیک نیست تا برایش هزینه های راهبردی بپردازیم. وی خاطرنشان می کند: این رویه روسها در عمل نقشی مهم در تحکیم موضع داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران دارد. وی در این باره که آیا روسها هم دریافته اند نیروگاه بوشهر دیگر یک پروژه استراتژیک برای ایران نیست و باید این را در محاسبات خود لحاظ کنند، می افزاید: روسها هنوز به این باور نرسیده اند و گمان می کند ما هنوز امتیازهای راهبردی به آنها خواهیم داد، اما با فناوری که ایران در تولید سوخت هسته ای به دست آورده در عمل روسها ناگزیر به تعدیل در موضع خود هستند. تصور اشتباه روسها با این وصف و در شرایطی که مذاکرات در جریان برای حل مسأله تاکنون ناکام مانده است و هیأت روسی که قرار بود ابتدای خردادماه برای همین منظور به ایران سفر کند نیز این برنامه را لغو کرده، آینده مناقشه اخیر تا حدی نامعلوم به نظر می رسد. در این شرایط می توان متصور بود بازخورد عملکرد روسیه از سوی تهران متفاوت از گذشته باشد.دکتر نوذر شفیعی، کارشناس مسایل روسیه در این باره معتقد است: تأخیر و سنگ اندازی روسها در تکمیل پروژه نیروگاه اتمی بوشهر می تواند ناشی از چند عامل باشد. وی می گوید: یکی از این عوامل، فضای سیاسی است که در نتیجه فعالیتهای هسته ای ایران و چالش ما با غرب به ویژه در شورای امنیت شکل گرفته و روسها در حقیقت تحت فشار آمریکاییها و جامعه غرب هستند تا همکاریهای خود با ایران را قطع کرده و یا حداقل کاهش دهند. وی می افزاید: در این فضا و در معادله سود و زیان روسها ممکن است مسکو احساس کرده باشد منفعت همراهی با آمریکا و غرب در این موضوع خاص بیش از همکاری با ایران است. این کارشناس، دلیل ملموس دیگر در این زمینه را ناشی از یک سوء برداشت و ذهنیت نادرست میان مقامهای روسی دانست که گمان می کنند با توجه به فشار سیاسی سنگینی که در مناقشه هسته ای بر ایران وارد می شود قادر خواهند بود با تعلل در اجرای پروژه بوشهر، هزینه آن را بالا ببرند و خواسته های اضافی را از تهران مطالبه نمایند. وی خاطرنشان کرد: نکته قابل توجه دیگر این است که روسها در بیشتر موارد در روابط خود با ایران در مسایل دو جانبه و بین المللی دچار یکسری خطاهای استراتژیک شده اند، از امتناع در تخلیه خاک ایران پس از جنگ جهانی دوم گرفته تا تردید در توسعه همکاریهای خود با ایران در شرایط امروز. شفیعی اضافه کرد: به نظر می رسد روسها در مقطع حاضر نیز به یکی از این خطاهای استراتژیک مبتلا هستند و گمان می کنند دیر یا زود ممکن است ایران به سمت نوعی مصالحه با کشورهای غربی حرکت کند و آنها را در مقایسه با روسیه انتخاب ارجح بداند و در این شرایط اساساً نسبت به همکاری خود با ایران دچار تردید شده اند. وی درباره ادعا یا تصور روسها مبنی بر بی علاقه شدن ایران به پروژه بوشهر در کنار این واقعیت که به تأیید مدیرکل آژانس انرژی اتمی ایران در حال تکمیل کارخانه تولید سوخت هسته ای است و حتی به تکمیل نیروگاه بوشهر با توان داخلی می اندیشد گفت: حتی اگر ایران توانایی تکمیل پروژه اتمی بوشهر را داشته باشد، واقعیت این است که چنین رویکردی ناشی از کارشکنی و فرصت طلبی روسها در روابط خود بوده است. در واقع این طبیعی است که در شرایط حاضر ایران بیش از گذشته به توانمندیها و ظرفیتهای داخلی خود بیندیشد، کما اینکه ایران چالش موجد غرب فراروی خود را یکی از مهمترین ادله توجیه کننده ضرورت دستیابی به فناوری هسته ای می داند. وی خاطرنشان کرد: بنابراین اگر روسها تصور کنند می توانند از فضای موجود به عنوان یک موقعیت برای منفعت طلبی در ایران استفاده کند، نتیجه معکوس نصیبشان خواهد شد و برعکس ایران را به اتخاذ سیاستهایی وادار می کند که همسو با منافع روسیه نخواهد بود. شفیعی گفت: مشکل روسها این است که گمان کرده اند از طریق پروژه بوشهر نوعی وابستگی ساختاری درازمدت بین ایران با خود ایجاد کرده اند و با این تصور اشتباه در عمل به منافع خود در ایران لطمه می زنند.