صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۹۱۵۷۹

منطقه آمریکای لاتین به لحاظ تاریخی زیستگاه کشمکش بین دموکراسی و اقتدارگرایی، مرکانتلیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم، بینشهای جهان اولی و جهان سومی، تغییر و تداوم، سنت و مدرنیسم بوده است. این منازعات اغلب آمریکای لاتین را از هم گسیخته و مانع ترقی و شکوفایی آن شده است. آمریکای لاتین به عنوان یکی از مهمترین مناطق جغرافیایی دنیا بالاخص در سالهای اخیر، بر حسب توزیع جمعیت انسانی، سنتهای فرهنگی، نظامهای اقتصادی و سیاسی، اهمیت ژئوپلتیک و حتی شرایط آب و هوایی دارای کشورهایی به شدت ناهمخوان و غیر همسو بوده است. تنوع حاکم در منطقه و سیر تحولات گوناگون و غالباً متناقض است که آن را تبدیل به «آزمایشگاه حیات» می کند. در این میان توسعه به عنوان فرایندی گریز ناپذیر در سطح جهانی، در منطقه آمریکای لاتین نیز از نمود و برجستگی خاصی برخوردار بوده است.
شاهد این امر تنوع رویکردهای گوناگون توسعه ای بین کشورهای منطقه بر حسب عوامل گوناگون داخلی و خارجی است. رویکردهای مختلف توسعه ای در این منطقه بالاخص در بعد توسعه اقتصادی به شدت وابسته به نتایج فرایند مدرنازسیون یا نوسازی است که منطقه طی20 سال گذشته به خود دیده است و به این ترتیب می تواند تناقض آمیز باشد. از یک سو آنانی که به آزادسازی اقتصادهای آمریکای لاتین باور دارند معتقدند که کشورهای مجری این قبیل سیاستها، بر حسب نرخ رشد، ثبات، دموکراسی و حتی بهبود بی عدالتی و فقر پیشرفت چشمگیری داشته اند. از دیگر سو، گروه دیگری از کارشناسان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از بابت تاثیراتی که نئولیبرالیسم بر منطقه داشته است اظهار نگرانی و ناامیدی می کنند، بویژه بر حسب افزایش فقر و بی عدالتی. تعیین نوع رویکرد مناسب نسبت به امر توسعه در آمریکای لاتین تبدیل به مناظره ای لاینحل شده است.
در حالیکه گروه نخست از جمله کارشناسان بانک جهانی و صندوق بین المللی پول با استناد به افزایش 6/3 درصدی تولید ناخالص داخلی منطقه و درآمد سرانه ای تا حدود 6/2 درصد، به انجام سیاستهای اقتصادی همچون اصلاحات مالی و پولی تاکید می کنند، استدلال گروه دوم این است که نتایج آزاد سازی با کاهش نرخ رشد و شکننده کردن منطقه، تشدید بی عدالتی و فقر و محدود کردن توان منطقه برای رشد آتی، اقتصاد و تبع آن سیاست و جامعه آمریکای لاتین را به ورطه نابودی کشانده است. نبود اطلاعات اقتصادی، ضعف سیستمهای نظارتی قابل اطمینان، توانایی های ضعیف فنی، کمبود سرمایه گذاری و اعتبارات، شکافهای سیاسی و عدم تعیین اولویتهای صریح و صحیح در دولتهای منطقه بر ابهامات موجود می افزاید. در عین حال ضعف توسعه سیاسی که تا حدود زیادی برآمده از عوامل اقتصادی و بالاخص فقر و بی عدالتی است خودنمایی می کند. جالب آنکه تکیه صرف بر ساختارهای سیاسی حاکم در هر کشور برای تعیین الگوی حاکم بر توسعه سیاسی و اقتصادی آن کشور گمراه کننده خواهد بود. چنانچه هرچند در اغلب دولتهای منطقه انتخابات برگزار می شود، ولی یقیناً برگزاری انتخابات را حتی در صورت رعایت تمامی ملزومات آن از جمله آزادی رای دهی و مشارکت نمی توان به عنوان شرط کافی وجود واقعی دموکراسی دانست.
آنچه در این میان بر جذابیت آمریکای لاتین می افزاید این حقیقت است که کشورهای این منطقه در عین برخورداری از تنوعی فوق العاده در شئون مختلف سیاست، اقتصاد، فرهنگ و جامعه خود، به دلیل داشتن پیشینه سیاسی و تاریخی مشترک و متاثر از پاره ای از عوامل تعیین کننده داخلی و خارجی، از وجوه اشتراک قابل ملاحظه ای نیز برخوردارند. چیرگی و حضور فراگیر مقوله سیاست در تمام شئون زندگی این سرزمین و تاثیر گریز ناپذیر آن بر سرنوشت حکومتها و ملتهای آن در این زمره است. تلاش در راه دموکراسی، جهانی شدن، منطقه گرایی، تضعیف اقتدارگرایی و برقراری عدالت پایدار نیز به خوبی در میان اغلب دولتهای منطقه دیده می شود. آمیزه ای از توده گرایی، فساد فراگیر، آدم ربایی، مواد مخدر، شبکه های چریکی و انتخابات آزاد و دموکراتیک پارلمانی و ریاست جمهوری، برگزاری پله بیسیت، رفراندوم و دهها مورد دیگر از این دست، حیرت خوانندگان را برخواهد انگیخت.
با وجود اهمیت این منطقه، تابحال کارهای مطالعاتی چندانی در این خصوص در ایران صورت نگرفته است. به رغم انتشار مقالات و کتب متعدد علمی در خارج از ایران، متاسفانه ضعف این قبیل منابع در داخل، علی رغم نیاز دانشگاهی آن و نیز تاکید بسیار سیاستگذاران خارجی کشور، احساس و به عینه دیده می شود. کتاب سیاست و توسعه در آمریکای لاتین- که با عنوان سیاست، حکومت و توسعه در آمریکای لاتین- توسط علیرضا قربانپور ترجمه و بوسیله موسسه ابرار معاصر تهران به چاپ رسیده است در زمره مهمترین کتب لاتین در این حوزه محسوب می شود. چاپ مکرر این اثر در غرب ، حکایت از تاثیرگذاری، جامعیت و جذابیت عمیق آن دارد. کتاب می کوشد در قالب 26 فصل، فرایند سیاست و توسعه در آمریکای لاتین را بررسی کرده و در این ضمن اطلاعات موثقی را نیز در خصوص ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی 20 کشور آمریکای لاتین تا سال 2007 در اختیار بگذارد.
در ترجمه این کتاب تلاش شده است تا سر حد امکان ساده نویسی و رسایی رعایت شود. در برخی فصول نیز با توجه به نارسایی مطلب نویسنده که معمولاً یا بدلیل رعایت اختصار بوده و یا به دلیل تحلیل مسائل تا سال 2007، با استفاده از منابع مورد اطمینان مطالبی به صورت پاورقی اضافه گردیده است. امید است این کتاب به عنوان اولین متن علمی نوین در حوزه آمریکای لاتین بتواند جوابگوی نیاز ما در دو عرصه سیاست نظری و عملی کشورمان باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: