صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۹۱۶۸۶

علی رحیمی
آزادی آقای شرفی نفر دوم سفارت ایران در بغداد و نزدیکی زمانی آن با آزادی تفنگداران متجاوز انگلیسی توسط ایران دستمایه ساخت وساز یک متن فرصت طلبانه نمایشی در وبلاگ آقای محمد علی ابطحی شد تا از رهگذر آن بتواند برخی اتهاماتی که وی و هم دسته هایش از مدتها پیش متوجه جمهوری اسلامی می کردند را با بازآفرینی به جمهوری اسلامی ایران نسبت دهد تا شاید از میان کسانی که گاه و بی گاه سری به وبلاگ وی می زنند دیده و باور شود، اما بواسطه اینکه احساس می شد مراجعه کنندگان به وبلاگ وی اندک هستند و از آن میان نیز کمتر کسی به این متن نمایشی اعتنا می کند، روزنامه «آینده نو» به کمک آقای ابطحی آمد تا شاید بتواند تعدادی را برجمع خوانندگان این متن اضافه کند و تعداد کمتری را نیز به باورکنندگان بیفزاید، اما از آنجایی که اصل موضوع در هر دو سو آنچنان روشن ومرتبط با عرق ملی است که ظاهرا بیشتر خوانندگان را علیه متن نمایشی آقای ابطحی می شوراند و به اعتراض وا می دارد چرا که وی در بخشی از این متن آورده است:«البته اگر روز اول که وی (آقای شرفی) به کشور آمده بود همانجا در پای پلکان هواپیما اعلام می شد که وی شکنجه شده و دستگیرکنندگانش او را چنین آزرده و اذیت کرده اند و این خبر را پس از بازگشت ملوانان انگلیسی و ادعای بدرفتاری ایرانیان بافاصله چند روزه منتشر نمی کردند، تقدیر جدی تری از این دیپلمات کشورمان تلقی می شد. به مسایل انسانی نباید از پنجره سیاست نگاه کرد.
همچنانکه اگر قبح شکنجه در کشور نریخته بود! مسایل دردناکی که آقای شرفی نقل کرد خیلی بیشتر بر وجدان جامعه اثر می کرد... به همین دلیل انسانی، شکنجه این دیپلمات عزیز هم مثل شکنجه شدن خیلی های دیگر در داخل! و خارج ایران رنج آور است...» از نوشته آقای ابطحی چند نکته بیرون می آید که لزوم چندانی برای پرداختن به آنها وجود ندارد الایک مورد یعنی اینکه آقای ابطحی باکنارهم قراردادن چند عبارت بی ربط درصدد القا این ادعا است که افراد در جمهوری اسلامی ایران شکنجه می شوند و چون هر چه دوره گردی کرد و نتوانست حتی یک نمونه برای این ادعا بیابد در انتها با تقلیل موضوع که با شکنجه های وحشیانه آمریکائیها نسبت به آقای شرفی بسیار فاصله داشت، نوشت:« در این مصاحبه بالاخره قبول شد که شکنجه های روحی و روانی هم جزو مصادیق شکنجه است.» یعنی درست همان چیزی که تفنگدار زن انگلیسی پس از بازگشت به انگلیس وتحت فشار فرماندهان ارتش مجبور شد ادعا کند که وقتی آمدند برای تهیه لباس اندازه مرا بگیرند من گمان کردم می خواهند برای من تابوت بسازند و اسم این را شکنجه گذاشت. اما اینکه امثال آقای ابطحی این چنین ناجوانمردانه نظام را متهم به شکنجه می کنند یا از شدت دلبستگی به گرمی و شیرینی صندلی قدرت است که بنابر رای و خواست مردم ناچار شدند آن را ترک کنند و یا ناشی از اندک بودن ظرفیت ویا ... اگر غیر از این است باید اثبات شود.

نام:
ایمیل:
نظر: