دکتر محسن محمد صالح مشاور در امور مطالعات فلسطینو تاریخ معاصر عرب درباره تجاوزات صهیونیست ها به مسجد الاقصى باید گفت که در خلال سال هاى 1967- 1990 میلادى یهودیان 40 بار به مسجدالاقصى حمله کردند و موافقت نامه صلح و توافقات اوسلو هیچ فایده اى براى توقف تجاوزات نداشت و در خلال سال هاى 1993- 1998میلادى 72 بار تجاوز به این مسجد ثبت گردید که نشان دهنده افزایش حملات صهیونیست علیه مقدس ترین مکان هاى مسلمانان است. از برجسته ترین این تجاوزات سوختن مسجد الاقصى در 21 اوت 1969 بود که یک مسیحى متعصب موسوم به دنیس مایکل روهان که وابسته به معبد الله بود در این ماجرا متهم شد. آتش ها به اثاثیه و دیوارهاى مسجد سرایت کرد و منبر بزرگى که نورالدین زنگى آن را ساخته و صلاح الدین ایوبى آن را پس از آزاد سازى الاقصى در سال 1187 م. از دست صلیبیان در این مسجد نصب کرده بود سرایت کرد، یهودیان پس از محاکمه روهان در دادگاهى صورى وى را به بهانه دیوانه بودن تبرئه و او را آزاد کردند. مقامات صهیونیست علاوه بر تاخیر در کمک به اطفاى حریق در مسجد الاقصى از ورود هزاران مسلمان به منظور کمک براى خاموش کردن این آتش سوزى ممانعت به عمل آوردند. سازمان کنفرانس اسلامى یک ماه پس از این آتش سوزى با دعوت از رهبران جهان اسلام خواستار بررسى راه هاى حمایت از مسجد الاقصى و قدس شریف شد، اما ضعف دولت هاى اسلامى و عدم صمیمیت و وجود اختلاف ایدئولوژى بین این دولت ها و عدم برداشتن گامى مفید از سوى آنها این سازمان را به نهادى غیر مفید تبدیل کرده است که فعالیت هاى آن تنها در برگزارى نشست، صدور بیانیه و خالى کردن احساسات خلاصه مى شود. در 30 ژانویه 1976 یکى از دادگاه هاى “اسرائیلی” با صدور حکم بر حق یهودیان در خواندن نماز در محوطه مسجدالاقصى در هر وقت از روز تاکید کرد. در اول مه 1980 پس از کشف بیش از هزار کیلو ماده انفجارى (تی. ان. تی) توطئه تخریب مسجدالاقصى با شکست رو به رو شد. در آوریل 1982 یک سرباز یهودى به نام آلان جودمان به مسجد الاقصى حمله و به سوى نگهبانان دروازه ها آتش گشود سپس در حالى که به شدت به اطراف تیراندازى مى کرد به سمت مسجد قبه الصخره رفت و شمارى از نمازگزاران را هدف قرار داد. سربازان مستقر در پشت بام هاى منازل مجاور به او در تیراندازى به سوى قبه الصخره یارى رساندند. مسلمانان به سوى مسجد رفتند تا از آن دفاع کنند که در خلال آن حدود صد مسلمان در این درگیرى ها هدف قرار گرفت. در همان زمان ایالت متحده آمریکا از حق وتوى خود مانع محکومیت این حادثه از سوى شوراى امنیت در 20 آوریل 1982 شد. تلاش براى تخریب مسجد الاقصى در ژانویه، اوت و دسامبر سال 1984 نیز ادامه یافت و در اکتبر 1989 گروهى از هیئت امناى معبد یهودى سنگ بناى معبد سوم را در نزدیکى ورودى مسجد الاقصى نهادند. مسلمانان در قدس و فلسطین در قدس و فلسطین با وجودى که با اشغال و زورگویى هاى آن دست و پنجه نرم مى کنند پس از آنکه از یارى دولت هاى عرب و اسلامى ناامید شدند شبانه روز به حمایت از الاقصى مى پردازند و همیشه با جان و سنگ از آن دفاع مى کنند، هیچ یک از توطئه هاى یهودیان براى تجاوز به این مسجد مانع دفاع مسلمانان از آن نمى شود حتى اگر دست به قتل عام آنها بزنند، کما اینکه در 8 اکتبر 1990 در خلال تلاش یهودیان براى قرار دادن سنگ بناى معبد در داخل مسجد الاقصى 34 فلسطین شهید و بیش از 115 تن دیگر زخمى شدند. در 25- 27 سپتامبر 1996 نیز در پى افتتاح تونلى در زیر دیوار غربى مسجد الاقصى مسلمانان خشمگین به خروش آمدند که بر اثر آن 62 فلسطینى شهید و 1600 تن دیگر مجروح شدند. حمایت پلیس فلسطینى از فلسطینیان به کشته شدن 14 سرباز صهیونیست و مجروح شدن 50 تن دیگر شد. سازمان ملل و شوراى امنیت ده ها قطعنامه را در زمینه مخالفت با ضمیمه شدن قدس شرقى به سرزمین هاى تحت اشغال رژیم صهیونیستى صادر و هر گونه اقدامات مادی، ادارى یا حقوقى براى تغییر ماهیت قدس را رد کردند. در این قطعنامه ها رژیم صهیونیستى نیروى اشغالگر محسوب شد و در آن ها تاکید گردید که این رژیم باید از قدس( و تمام کرانه باخترى و نواز غزه) خارج شود. اولین قطعنامه از سوى مجمع عمومى سازمان ملل در 4 ژوئیه 1967 با شماره 2253 صادر شد. قطعنامه هاى به طور پیاپى صادر مى شد، اما رژیم صهیونیستى قدس را رسما جزو خاک خود قلمداد کرد. مجمع عمومى سازمان ملل با صدور قطعنامه ES 712 در 29 ژوئیه 1980 با اکثریت آرا و 112 راى موافق، 7 راى مخالف و 24 راى ممتنع از صهیونیست ها خواست که به طور کامل و بى قید و شرط از همه خاک عربى اشغال شده از جمله قدس خارج شود. شوراى امنیت سازمان ملل در 30 ژوئیه 1980 با 14 راى موافق بدون راى مخالف و امتناع آمریکا از راى دادن قطعنامه اى صادر کرد مبنى بر اینکه تمامى اقداماتى که رژیم صهیونیستى براى تغییر وضعیت قدس انجام مى دهد باطل است و ضرورت دارد که اشغالگرى “اسرائیل” پایان یابد. صدور این قطعنامه ها تاکنون ادامه دارد. اگر چه در این قطعنامه ها به حقوق فلسطینیان تاکید مى شود، اما از هر گونه جدیت و ابزار لازم براى وادار ساختن رژیم صهیونیستى به احترام به قوانین بین المللى بى بهره است.