صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۹۱۹۳۸

بصیرت: رژیم صهیونیستى بعد از جنگ 2006 به صورت مداوم حزب الله و لبنان را تهدید به جنگ دیگرى مى نماید. "میشل بن باروخ" فرمانده توپخانه اسرائیل مدتى پیش بیان کرد : جنگ 2006، جنگى در وقت گم شده بود و در جنگ آینده از سلاحهاى تخریبى استفاده خواهد شد و تکنولوژى پیشرفته اى را وارد صحنه درگیرى مى کنند. این تهدیدها و این اظهارات تند و دو آتشه، در واقع این سؤال را در ذهن ایجاد مى کند که اسرائیل براى رفع کدام نقص خود، نیاز به سلاحهاى کشتار جمعى ویرانگر پیدا کرده است، و یا اینکه ارتش اسرائیل براى رفع کدام ضعف خود مى خواهند تکنولوژى پیشرفته ترى را نسبت به تکنولوژى فوق مدرن کنونى خود ، وارد صحنه جنگ کند، مگر آنها در این چند سال در بوق و کرنا نکرده اند که تنها اشتباه ارتش اسرائیل این بود که به نیروى زمینى خود میدان ندادند که وارد معرکه شود، مگر مشکل آنها، این بود که نیروى هوایى پیشرفته و قلدر را جایگزین نیروى زمینى متفکر و هوشمند گرفته بود در واقع عبرت گرفتن از جنگ ژوئن سال 2006، چه ربطى به تکنولوژى جدیدتر و سلاحهاى تخریبى تر دارد؟یک مقام عالى رتبه ارتش اسرائیل در روزنامه جروزالم پست بیان کرد: در هر جنگ آینده اى، حزب الله طى 4 تا 5 روز سرنگون خواهد شد. سپس اضافه مى کند که فرق این جنگ و جنگ سابق این است که براى حمله زمینى گسترده، منتظر ساعات آخر نمى شویم، بلکه فورا دست به عملیات زمینى خواهیم زد.اولا : اگر پیروزى بر حزب الله واقعا به 4تا 5 روز نیاز داشت چرا در حمله به یک وجب خاک غزه هاشمى اینقدر مهر ورزى کردند؟ ثانیا نباید این سؤال مطرح شود؟ چرا ژنرالهاى ارتش اسرائیل اینقدر اصرار دارند طرحهاى جنگى خود را بسیار کوتاه مدت تهیه کنند؟ این اصرار مقامات اسرائیلى بر مدت زمان کوتاه در واقع به یک حقیقت مخوف دیگرى اشاره دارد و آن این است که اسرائیل در جنگهاى بیش از یک هفته به صورت تصاعدى بر آسیب پذیریش افزوده مى شود.
در مقابل هم به نظر مى رسد، تمام طرح و برنامه نظامى حزب الله نیز بر همین یک هفته متمرکز شده است که آنرا به دو یا چند برابر افزایش دهند. زیرا مى دانند همین یک هفته اگر دو هفته شود این بار به تنهایى ، به معناى فروپاشى خطوط دفاعی اسرائیل یکى بعد از دیگرى است.مدتى است که اسرائیل دوباره موج تهدیدات خود را به لبنان و حزب الله آغاز کرده و سریال چند هفته اى رجزخوانى خود را دوباره شروع کرده است؟ علت آن براى ما خبرنگاران روزنامه به دست مشخص نیست، شاید یک نوع نرخ تعیین کردن اسرائیلى ها در بده ستان خود با دولت اوباماست. ولى مطمئنا اسرائیل یک سرى اهداف عمومى از این تهدیدهاى مکرر دارد.
یکى از این اهداف، این است که در صورت شکستى دوباره بتواند شکستشان را این بار بهتر توجیه کنند و همچنین در صورت کسب یک پیروزى سیاسى، بتواند پیروزیشان را نظامى و چند برابر مهمتر جلوه دهد. ثانیا از همه مهمتر اسرائیل با بزرگ کردن دشمن و اقدامات آن ، مى خواهد تجاوزها و اقدامات غیر متعارف و غیر قانونى خود را به نوعى در نزد افکار عمومى جهان توجیه کند. ثالثا، بازدارندگى خود را در محیط اطراف ترمیم کرده و رابعا: روحیه سربازان خود و پشت جبهه خود را با این تهدیدهاى مکرر بالا ببرد.
رژیم صهیونیستى منتظر بهترین فرصت براى حمله است ولى این بار از این موضوع نگران است زیرا مى بیند هر چه مى گذرد فرصتها بیشتر از دست مى رود، اسرائیل مدتى است که احتمال فروپاشى رژیم 20 کیلومترى (عرض سرزمینهاى اسرائیلى بدون احتساب کرانه باختری در یخش میانی آن فقط در حدود 20 کیلومتر است) خود را در پیش چشمانش مى بیند. اسرائیل در ماههاى بعد از جنگ سال 2006 که هنوز خون در رگهاى ارتش اسرائیل مى جوشید و تصمیم داشتند انتقام کشته هاى خود را گرفته و شکست استراتژیک خود را جبران کند، نتوانستند این تهدیدات را عملى کنند، بدین جهت استمرار این تهدیدها در زمانى که جهان به سمت آشتى و صلح مى رود، چه معنایى مى تواند داشته باشد.هر چند که جنگ افروزى صهیونیستها تمامى ندارد ولى تکرار این تهدیدها را چگونه مى توان در این شرایط توجیه کرد. مگر این فرماندهان فراموش کرده اند که براى مقاومتى که جنگ اصلى آن بعد از نفوذ ارتش اسرائیل به برخى از مناطق شروع مى شود، تعیین مدت یک هفته، خیالپردازى بیش نیست؟ مگر آنها فراموش کرده اند که اگر چه آغاز جنگ با اسرائیلى هاست ولى پایان آن در جاى دیگرى است. مگر سازمانهاى امنیتى اسرائیل اطلاع ندارند که مقاومت این بار کانال آتشى تهیه می کند که مى تواند یک راه نفوذى 20 کیلومتریى را براى مدت سه ساعت، پشتیبانی و خالى از هر جنبده اى بنماید؟ صهیونیستها در هر اظهار نظرى سعى خواهند کرد هر موضوعى را به عنوان علل حقیقى ناکامى خود در جنگ ژوئن 2006 ذکر کنند، جز مواردى که واقعا علت اساسى شکست مستمر صهیونیستهاست.تا قبل از کابینه نتانیاهو، رژیم صهیونیستى اهداف متنوع سیاسى و نظامى و داخلى زیادى از این تهدیدات داشت که برخى از اهداف شخصى، ممکن بود باعث شود بدون توجه به عواقب چنین جنگى، کلید استارت جنگ زده شود ولى در نهایت عدم محبوبیت داخلى سران وقت اسرائیل، مانع از چنین اقدام سرنوشت سازى شد. اکنون که کابینه نتانیاهو از حمایت داخلى بیشترى برخوردار است، شاهدیم که این تهدیدها دوباره اوج گرفته است. براى رژیمى که دکترین نظامى آن "بکش بعد بپرس" است، این تهدیدات نمى تواند جدى باشد. زیرا صهیونیستها در صورت ایده آل شدن شرایط، بدون تردد و بدون دودلى، جنگ سومى را علیه لبنان به راه مى اندازند و در واقع هر لحظه که این رژیم احساس کند به شدت مورد توهین واقع شده و تمام راههاى دیگر به رویش بسته شده و یا اینکه دریابد حزب الله مشغولیتهاى داخلی بسیارى دارد و یا اینکه وضعیت پشت جبهه اسرائیل به نحوى تغییر کرده که بعد از شروع جنگ، حزب کار باراک پشت فرماندهان جنگ را خالى نخواهد کرد و یا احتمال ریسک بسیار پاینى در جنگ ببیند، بدون شک لحظه اى بخاطر سبز شدن چراغ قرمز اوباما هم درنگ نخواهند کرد. آمادگى روز افزون حزب الله در این مدت، اسرائیل را مجبور کرده که فقط در ایده آلترین شرایط بتواند ریسک کند.در حقیقت تنها توجیهی که می توان براى این تهدیدهای مکرر یافت و در واقع ریشه هاى نگرانى و ضعفهای اسرائیل را نیز فاش می سازد، در فعالیتهاى تجسسى حزب الله علیه اسرائیل نهفته است.برخى، علل واقعى شکست صهیونیستها را در جنگ دوم لبنان علاوه بر پایمردى رزمندگان آن در سخترین شرایط، در همین موضوع مى دانند، سایت اسرائیلى "فیلکا یزرائیل" مدتى پیش بیان کرد : عماد مغنیه توانسته بود شبکه اى از جاسوسان خود را در کشورهاى مختلف جهان گسترش دهد و در این رابطه مهاجرت دیرینه شهروندان لبنانى به چهارگوشه جهان و به دورترین روستاهاى قاره هاى افریقا و آمریکاى جنوبى به منظور فرار از اوضاع داخلی نیز پوشش خوبى براى فعالیتهاى اعضاى شبکه را فراهم کرده بود، همان وضعیتى که اکنون در مورد مهاجران ایرانى صادق است. یکى از این افراد با نام مستعار "معین حمیه" روابط صمیمى با یک دختر آمریکائى در بانکوک ایجاد مى کند و این دختر که بعدها محل فعالیت خود را به عنوان یک آمریکائى به اردن و سپس به اسرائیل منتقل کرده بود، زمینه مناسبى را پیدا می کند که ارتباطات مستحکمى را با مقامات صهیونیستى ایجاد کند و در پوشش کارى خود توانسته بود، شبکه اى از صهیونیستها را دانسته و یا ندانسته مدیریت کند.این فرد به شکل هاى مختلفى، که از مقوله ما خارج است!، اطلاعات لازم را از آنها می گرفت و به حزب الله منتقل مى کرد، در این میان این دختر آمریکائى توانست یکى از افسران عالى رتبه شاباک به نام سرتیپ آهارون را جذب نماید. وى از نزدیکان "حاییم بن عامى"، رییس سابق سازمان امنیت داخلى اسرائیل، شاباک است که او نیز به نوبه خود توانسته بود، یکى از دوستان نزدیک خود را به بهانه پول شوئى جذب کرده و به همکارى با خود بکشاند. اطلاعات این شبکه باعث شد حزب الله با مراکز حساس اسرائیل به طور کامل آشنا گردد.سؤالى که اینجا مطرح مى شود ، آیا حزب الله نباید در مقابل تهدید اسرائیل به حملات تخریبی و ویرانگر و حتى تهدید به استفاده از سلاح کشتار جمعى خود به سلاحهاى فعالترى مجهز شود، تا بتواند توازن قوا را در جنگهاى نامتقارن خود از لحاظ کیفى حفظ کند.
در واقع پاسخ این سؤال در جغرافیای اسرائیل نهفته شده، عرض کشور اسرائیل در برخى از مناطق أن کمتر از 20 کیلومتر است و اصولا اسرائیل کشور بسیار کوچکى است و همین امر باعث شده مناطق حساس آن ، کاملا قابل دسترس باشد.در واقع همین موضوع باعث شده حزب الله عملا به سلاحهاى فوق نیازی نداشته باشد، چرا که براى منفجر کردن یک بادکنک به بیش از یک سوزن نیاز نداریم و حزب الله از طریق اطلاعاتى که شبکه جاسوسی عماد مغنیه از مراکز بسیار حساس و بسیار محرمانه اسرائیل به دست آورده اند،می تواند آسیب هاى گسترده ای به دشمن وارد کند بدون اینکه نیازى به سلاحهاى ویرانگر و پیشرفته وکشتار جمعى داشته باشد. در واقع اصابت سوزن به برخى از این مراکز فوق، تاثیراتى در حد سلاحهاى فوق الذکر دارد.
لازم به ذکر است که سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله و رهبر مقاومت در مصاحبه هاى خود در جریان جنگ ژوئن 2006 ناخواسته به این مورد اشاره کرد . وی بیان کرد ما گراى مطلوب براى همه اهداف مورد نیاز را در اختیار داریم.این امر تاکید می کند که با به دست آوردن طول و عرض جغرافیایى انبارهاى حساس، رادیو اکتیو و شیمیایى ، توسط عماد مغنیه ، حزب الله عملا نیازى به سلاح ویرانگر ندارد . و اصولا مانور نظامى که اسرائیل قرار است در همین ماه برگزار کند و شامل دفاع شیمیایى و رادیو اکتیو مى باشد، براى سرپوش گذاشتن بر همین نقطه ضعف است و هیچ ربطى به حملات متقابل ایران و اسرائیل ندارد، زیرا اسرائیل به هیچ وجه تمایل ندارد، ایران دوباره مرکز توجه و اهتمام جهان اسلام سنى و شیعه گشته و دوباره طی جنگ ناکام دیگری اعتبار ایران در صحنه بین المللی صد چندان شود.

نام:
ایمیل:
نظر: