صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۹۱۹۶۱
علی تتماج

اتحادیه اروپا که برای وحدت و یکپارچگی کشورهای این قاره تشکیل شده بود، در طی سال های اخیر تلاش فزاینده ای را برای حضور در عرصه جهانی آغاز کرده است.شرایط حاکم بر عرصه بین المللی از جمله: تلاش های آمریکا برای اجرای سیاست های توسعه طلبانه که آن را وارد جنگ افغانستان و عراق ساخت، حضور بازیگران جدید، دگرگونی در ساختار سیاسی و اجتماعی بسیاری از کشورها، ایجاد نهادها و سازمان های جهانی، توسعه اقتصادی و جغرافیایی اروپا و... سبب شد تا کشورهای این قاره (بویژه آلمان، فرانسه و انگلیس) تلاش مضاعفی را برای حضور در معادلات جهانی و دستیابی به مناطق نفوذ جدید آغاز نمایند. اقدامات این کشورها در برقراری و ارتقای روابط با شرق آسیا، خاورمیانه و قاره آفریقا گواهی بر این فعالیت ها می باشد.
آنچه در ادامه این سیاست قابل توجه است، گرایش غربی ها برای برقراری روابط با کشورهای آمریکای لاتین می باشد. در این چارچوب مقامات ارشد بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه، اشتان مایر وزیر خارجه آلمان و... دیدارهایی از کشورهای آمریکای لاتین داشته اند. در همین حال چندی پیش اجلاس مشترک اروپا و آمریکای لاتین در وین برگزار شد.
با توجه به تحولات جهانی و سابقه حضور کشورهای اروپایی در آمریکای لاتین، دلایل گرایش دوباره این کشورها به این منطقه را چنین می توان ارزیابی نمود:
1)اروپا که زمانی آمریکای لاتین را جزء مناطق استعماری خود می دانست، در چند دهه اخیر به دلیل سیاست های آمریکا، اجبارا این منطقه را ترک کرده است. در سال های اخیر تحولاتی همچون رویکرد آمریکا به عراق و افغانستان، ایجاد نهضت های ضدآمریکایی در آمریکای لاتین و قدرت یابی آنها و نیز انزجار عمومی آنها از سیاست های استعماری آمریکا در این کشورها، سبب شد تا شرایط برای حضور دوباره اروپا در آمریکای لاتین، فراهم گردد. در همین حال در شرایطی که آمریکا در اروپای شرقی در حال احداث پایگاه جدید می باشد، اتحادیه اروپا نیز در اقدامی متقابل سعی در ایجاد پایگاه در همسایگان و مناطق نفوذ ایالات متحده دارد.
2)از تحولات مهم جهانی، ایجاد موجی از غرب ستیزی در خاورمیانه و جهان اسلام می باشد. با توجه به اینکه بخش اعظمی از منابع انرژی در این کشورها وجود دارد کشورهای صنعتی در تامین انرژی مورد نیاز برای آینده خود تردید دارند. در چنین شرایطی اروپا و سایر کشورهای صنعتی برای پیشگیری از شک نفتی برای یافتن منابع جدید فعالیت می کنند. در این چارچوب آنها به آفریقا و در نهایت به آمریکای لاتین گرایش یافته اند. در این راستا مذاکراتی با ونزوئلا و بولیوی انجام داده اند.
3)یکی از چالش های اروپا، چگونگی برخورد با ایران می باشد. در حالی که اروپا به همراه آمریکا برای منزوی ساختن ایران تلاش می کنند، روند تحولات جهانی، حکایت از حضور موفق ایران در بسیاری از نقاط جهان از جمله آفریقا، آمریکای لاتین و شرق آسیا دارد.
در این چارچوب ایران با کشورهای آزادیخواه آمریکای لاتین بویژه ونزوئلا، بولیوی و کوبا که از دو کشور نخست صادرکنندگان نفت می باشند، روابط بسیار خوبی برقرار کرده است. با توجه به اینکه این اتحادها در آینده تاثیرات مهمی بر روند تحولات جهانی خواهد داشت، لذا غرب تلاش دارد تا با ارتقای روابط با کشورهای آمریکای لاتین از گرایش بیشتر آنها به ایران جلوگیری نمایند.
(این سیاست پیش تر در آسیای مرکزی و قفقاز و خاورمیانه تجربه شده است).
4)در طی ماه های اخیر نهضت های آزادیخواه در آمریکای لاتین قدرت یافته اند. در همین حال این قاره می رود تا با اتحادی از چپ گرایان در عرصه جهانی حضور یابد. در چنین شرایطی غرب در تکاپو است تا با برقراری روابط گزینشی، ضمن جلوگیری از افزایش این اتحادها، مانع از قدرت یابی نهضت های جدید گردد. چنانکه در دیدارهای شیراک و اشتان مایر از آمریکای لاتین آنها از شیلی و برزیل به عنوان کشورهای میانه رو بازدید کردند تا بیانگر عدم اتحاد کامل در آمریکای لاتین باشد.
5)روند تحولات جهانی حکایت از جنگ سرد پنهانی میان روسیه و اروپا دارد. (محوریت جنگ سرد از آمریکا به اروپا انتقال یافته است). در سیر تحولات مشاهده می گردد که اروپا، برنامه های مدونی را برای محدود کردن روسیه و جلوگیری از گسترش نفوذ آن اجرا می نمایند.
حضور فعال در آسیای مرکزی و قفقاز، حوزه بالکان، الحاق کشورهای اروپای شرقی به اتحادیه اروپا و حضور در مناطقی که روسیه در آنها به ایجاد پایگاه مبادرت ورزیده است از جمله این اقدامات می باشد. با توجه به نفوذ روسیه در کشورهای آمریکای لاتین، غرب تلاش دارد تا با گسترش روابط با کشورهای این حوزه، از نفوذ مسکو بکاهد. البته به این نکته باید توجه داشت که اروپا از رویکرد کشورهایی نظیر چین و ژاپن به عنوان رقبای سیاسی و اقتصادی خود به آمریکای لاتین ناراضی می باشند، لذا برای محدود کردن آنها نیز تلاش می کنند.در نهایت می توان گفت که رویکرد اروپا به آمریکای لاتین در چارچوب تغییرات صورت گرفته در ساختار بازیگران بین المللی و دگرگونی در تحولات جهانی است.
البته به این نکته توجه داشت که عواملی همچون گرفتاری اتحادیه در تحقق اهداف داخلی بویژه در امور اقتصادی و توسعه اتحادیه وجود نگرش های متفاوت در اتحادیه در قبال تحولات جهانی بویژه میان مقامات در انگلیس، آلمان و فرانسه نگرش منفی مردم آمریکای لاتین به غرب به دلیل پیشینه استعماری آنها، رشد نهضت های آزادیخواه در آمریکای لاتین و گرایش آنها به اتحادیه های منطقه ای و... مانع حضور فعال و همه جانبه اروپا در این قاره می گردد. به این ترتیب آنها مانند ایالات متحده نمی توانند برای حضور مداوم در این کشورها امیدوار باشند. هر چند که آنها برای برخورداری از حداقل منابع و امکانات آمریکای لاتین تلاش می کنند.

نام:
ایمیل:
نظر: