ساعت هفت و پانزده دقیقه صبح دوشنبه 27 فروردین ماه «جوسونگ هوی» دانشجوی 23 ساله اهل کره جنوبی، در خوابگاه دانشگاه فنی ویرجینیا دو دانشجوی دختر و پسررا به ضرب گلوله از پای درمی آورد و سپس به اداره پست رفته و یک بسته حاوی نامه، عکس ها و فیلم های ویدیویی خود را برای شبکه تلویزیونی ان. بی. سی پست کرده و مجدداً به ساختمان آموزشی این دانشگاه بازگشته و در ساعت 30/ 9 دهها نفر دیگر را به گلوله می بندد که در نتیجه آن 31 نفر کشته و 29 نفر دیگر مجروح می شوند.
ساعاتی پس از وقوع این جنایت، دوربین ها وخبرنگاران رسانه های مختلف خبری و تلویزیونی دنیا به محل حادثه اعزام می شوند اما خروجی صدها خبرنگاری که در دانشکده فنی دانشگاه «ویرجینیاتک» مستقر شده اند، به بیش از 50 سطر نمی رسد.
افکار عمومی آمریکا ودنیا منتظر روزنامه هایی هستند که در روز 28 فروردین منتشر می شوند. اما روزنامه هایی که در فردا و پس فردای حادثه به روی دکه های مطبوعاتی می نشینند چیزی فراتر از ساعت وقوع حادثه، مکان قتل وعام، تعداد کشته ها و مجروحان، ملیت قاتل ودر نهایت گفتگو با تنی چند از دانشجویانی که شاهد این جنایت بودند، ندارند. تعداد تصاویر ارسالی از سوی دهها و بلکه صدها عکاس وفیلمبرداری هم که به شهر بلزبرگ و دانشگاه ویرجینیا اعزام شده اند، بسیار محدود و ناچیز است. در تصاویر مخابره شده، نیروهای سراپا مسلح پلیس آمریکا مشاهده می شوند که با اقتدار و تسلط هر چه تمام درمحل حادثه حاضر شده واوضاع را به شدت تحت کنترل دارند. ماشین های پلیس و آمبولانس ها هم در سراسر محوطه مستقر شده اند ودرحال امداد رسانی به حادثه دیدگان هستند.
هیچ تصویری از کشته شدگان و مجروحان حادثه دیده نمی شود و تمام شبکه های خبری آمریکا و حتی دنیا را که جستجو می کنی تنها تصویری مبهم از دو مجروحی را می بینی که پاهای آنان هدف گلوله قرار گرفته و توسط پلیس درحال انتقال به مراکز درمانی هستند.
گزارشگر روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» بادرج گزارشی باعنوان «آمریکا درحمام خون» ظاهراً تلاش می کند که ابعاد حادثه را به تصویر بکشد اما نه در گزارش و نه تصاویر این روزنامه، هیچ اثری از تشریح محل حادثه، دانشجویانی که در کلاس های درس درخون خود غوطه ورند، مجروحانی که در حال فرار از محل و پریدن از پنجره ها دچار شکستگی های دردناک شده اند و گلوله هایی که کلاس های دانشکده فنی را به میدان نبرد تبدیل کرده اند، مشاهده نمی شود.
پلیس و نیروهای امنیتی به شدت از نزدیک شدن خبرنگاران و عکاسان به محل حادثه جلوگیری می نمایند. در عین حال معدود عکس های گرفته شده از کشته شدگان ومجروحان حادثه هم توسط مدیران رسانه های خبری به قیچی سانسور سپرده می شوند تا مبادا تصویری که از ایالات متحده آمریکا مخابره می شود، تصویری همراه با جنایت وخونریزی و کشتار باشد. هر چه در گزارش ها وتصویرها می بینی، آمادگی و اقتدار پلیس ونیروهای امدادرسانی است که سراسر محوطه دانشگاه ویرجینیا را به تسخیر خود درآورده اند.
یک هفته پس از وقوع این جنایت، کم کم سوال ها وابهاماتی از دل این حادثه سر برمی آورند. چرا قاتل باید از این همه حاشیه امنیت و خونسردی برخوردار باشد که در ساعت 15 / 7 صبح با آرامش خاطر هر چه تمام دو دانشجو را در خوابگاه هدف گلوله قرار می دهد وسپس بدون هیچ گاه مزاحمت و مانعی سوار برخودروی خود شده وبه شهر بلزبرگ در جنوب غربی ایالت ویرجینیا می رود ودست نوشته ها، عکس ها وتصاویری ازخود را برای شبکه تلویزیونی ان. بی . سی پست می نماید. دو ساعت بعد، وی به دانشگاه برگشته و با دو اسلحه نیمه خودکار آزادانه وارد کلاس های درس می شود ودانشجویان رایکی پس از دیگری به رگبار می بندد وسپس قبل از آنکه نیرویی امنیتی از ماجرا خبردار شود، خود را نیز به گلوله می سپارد. از لحظه جنایت اول تا دوم، دو و نیم ساعت می گذرد اما نیروهای پلیس هنوز خود را به محل حادثه نرسانده اند و مبادی ورودی وخروجی دانشگاه به هیچ وجه تحت کنترل نیستند. یک دانشجویی جان سالم به در برده از حادثه به خبرنگاران می گوید من ساعت 9 صبح وارد دانشکده فنی شدم اما هیچ مسوولی به من نگفت که در چند صد متری من، دو تن از همکلاسانم به قتل رسیده اند و اوضاع ممکن است عادی نباشد. نمی دانم چرا هیچ خبری از پلیس و اخطارهای امنیتی نبود.
مسئولان دانشگاه هم برای شانه خالی کردن از زیربار مسئولیت می گویند ما ساعتی پس ازوقوع جنایت درخوابگاه، ایمیلی برای دانشجویان ارسال کردیم که مواظب خود باشید. شاید بسیاری از دانشجویانی که در کف کلاس 204 به خون آرمیده اند، هرگز فرصتی برای باز کردن ایمیل هایشان نیافته بودند که اینگونه اسیر بی تدبیری مسئولان مربوطه شده اند.
آمریکا درحمام خون
براساس یک قانون نانوشته در غرب به ویژه آمریکا، ارتش، پلیس، حاکمیت، قوانین وفرهنگ آنان نباید به نقد و چالش جدی کشیده شوند. پلیس باید همیشه اقتدار خود را داشته باشد ونیروهای نظامی هم شکست ناپذیر به تصویر کشیده شوند. از این رو با گذشت بیش از چهارسال از اشغال عراق و کشته و زخمی شدن دهها هزار سرباز آمریکایی و انگلیسی و متحدان آنان، کدام تصویری از نظامیان کشته شده آمریکایی در شبکه های تلویزیونی دنیا به نمایش درآمده است؟ مگر نه اینکه روزانه حداقل 10نیروی نظامی اشغالگر در عراق و افغانستان کشته و مجروح می شوند، پس چرا هیچ تصویری از آنها درطول سالیان گذشته دیده نشده است؟ حتی تصاویری که حاکی از وحشت واضطراب آنان هم باشه، نباید دیده شود تمام تصاویری که از کشته شدگان اشغالگر در طول سالیان اخیر مخابره شده، درحد تابوت هایی بوده که به صورت مرتب و منظم و درحالی که با پرچم های آمریکایی و انگلیسی و چند شاخه گل تزئین شده اند، درمیان احترام دیگر همرزمانشان درحال انتقال از عراق و یا ورود به خاک کشورهایشان هستند. سربازانی که با شجاعت وافتخار هر چه تمام، در راه آزادی ونابودی دشمنان آب و خاکشان، جان خودرا ایثار کرده اند.
اعتیاد به خشونت
به اعتراف رسانه های آمریکایی، از سال 1950 تاکنون، بیش از یک میلیون آمریکایی قربانی سلاح های گرم دراین کشور شده اند. آمارها نشان می دهد که درجامعه 300 میلیون نفری آمریکا، 200 میلیون سلاح گرم وجود دارد یعنی اگر کودکان و نوجوانان زیر 18 سال را که یک سوم جمعیت این کشور را تشکیل می دهد به کنار بگذاریم، به ازای هر آمریکایی یک سلاح گرم وجود دارد.
روزنامه نیویورک تایمز، در توصیف فرهنگ حمل سلاح که جزیی از فرهنگ مردم آمریکا شده می نویسد: «ما آمریکاییها به خشونت معتاد شده ایم. ما خشونت را ارج می گذاریم و به آن جنبه ای رمانتیک می بخشیم. ایالات متحده هنوز هم افتخار می کند که می تواند با زور حرف و مقاصد خویش را به کرسی بنشاند...»
ما درکشوری زندی می کنیم که شما می توانید با پرداخت پول و بدون آن که نام و هویت خود را ثبت نمایی، مجهز ترین و پیشرفته ترین سلاح های خودکار را از فروشگاهها وسوپرمارکت ها خریداری نمایی. قاتل 33 دانشجوی ویرجینیا، ماه گذشته با پرداخت 571 دلار، دوقبضه سلاح نیمه خودکار را به راحتی ازفروشگاهی در 30 مایلی دانشکده خریداری می کند بدون آنکه تحقیقی درباره روحیات و گذشته «چوسونگ هوی» که دارای پرونده های متعدد روانپزشکی است، انجام گیرد.»
پس از حادثه ویرجینیا، این روزها مباحث فراوانی درباره ریشه این گونه جنایات در جامعه آمریکاو غرب آغاز شده است. گروهی آن را معلول ساختار قدرت و حاکمیت دانسته و عنوان می کنند که تجارت آزاد و کمپانی های ساخت سلاح و صاحبان استودیوهای تلویزیونی و سینمایی که به چیزی جز کسب درآمد و پول می اندیشند با استفاده از لابی ها و نفوذی که در ساختار حاکمیت ایالات متحده دارند، جامعه را به سمت خشونت و جنایت کشانده اند. گروهی دیگر با این استدلال که « این سلاح نیست که آدم می کشد بلکه این آدم است که آدم می کشد» معتقدند که ریشه مشکلات و جنایت هایی که درجامعه آمریکا رقم می خورد، دربحران معنا وهویتی است که تار و پود فرهنگ غرب را درنوردیده است.
براساس آماررسمی، در سال گذشته میلادی، 11هزار آمریکایی توسط سلاح گرم از پای درآمده و 30 هزار نفر دیگر مجروح شده اند. در تحلیل این آمار، گروهی از روانشناسان معتقدند که درفرهنگ آمریکایی که ریشه درفرهنگ کابوی دارد، کشتار و خونریزی تبدیل به جزیی از زندگی و تفریح آنان شده است به گونه ای که همین جوان آمریکایی از کشتار زنان و کودکان عراقی و شکنجه زندانیان ابوغریب لذت می برد. از این رو، زندگی بدون همراه داشتن سلاح، درچنین جامعه ای که کشتار دیگران گاه تبدیل به یک تفریح وسرگرمی می شود، یک حماقت است. از این رو صاحبان کمپانی های سلاح گرم بلافاصله پس ازفاجعه ویرجینیا در مقابل دوربین های تلویزیونی ظاهر شده وبه صراحت اعلام می نمایند اگر دانشجویان دانشکده فنی ویرجینیا همراه خود سلاح های گرم و مجهز داشتند، هرگز اجازه نمی دادند«چوسونگ هوی» اینگونه بی مهابا وبا آزادی عمل به کشتار همکلاسی های بی دفاعشان بپردازد.
مدیریت بحران در رسانه های آمریکا
بدون تردید، یکی از آموزه های حادثه ویرجینیا، مدیریت بحران وکنترل رسانه ای آن است. این روزها حجم اخبار و تصاویری که از «چوسونگ هوی» در رسانه های آمریکایی درج می شود، به قدری انبوه و سیل آساست که دیگر مجالی برای تأمل و تعمیق افکار عمومی درباره ریشه ها و مقصران این فاجعه باقی نمی گذارد. صاحبان رسانه های آمریکایی، بلافاصله پس از شناسایی قاتل، ریشه این جنایت را به خارج مرزهای آمریکا یعنی کره جنوبی وفرهنگ کنفوسیوسی پیوند زدند. اما به این مسئله اشاره نکردند که چوسونگ مومی، 8 سال بیشتر نداشت که به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کرد و تار و پود فرهنگ و منش و اخلاق وی درجامعه ای شکل گرفته است که در مدارس و دبیرستان های آن انواع سلاح های گرم و سرد مبادله می شود و خشونت جزیی از فرهنگ و تمدن آن به حساب می آید.
این روزها، اوراق پزشکی و روانپزشکی فراوانی از چوسونگ هوی درنشریات آمریکایی به تصویر کشیده می شود اما هیچ کارشناسی از دست نوشته های او سخنی به میان نمی آورد که از بیعدالتی ها، تبعیض ها و بچه پولدار هایی که در دانشگاه وی را مدام تحقیر می کنند، به تنگ آمده است. چوسونگ هوی، در یکی از فیلم های ویدیویی اش، که پس از کشتار صبح، به اداره پست رفته و آن را برای شبکه تلویزیونی ان.بی.سی ارسال کرده، با پرخاشی به دانشجویان پولدار مرفه دانشگاه ویرجینیا می گوید:«شما صد هزار میلیارد بار فرصت داشتید که از چنین روزی حذر کنید. شما تصمیم داشتید خون مرا بریزید. مرا به گوشه ای راندید و تنها یک انتخاب مقابلم گذاشتید، حالا دستان شما دانشجویان پولدار و مرفه، به خونی آلوده است که هرگز شسته نخواهد شد. لازم نبود من این کار را بکنم. می توانستم اینجا را ترک کنم. می توانستم فرار کنم. اما نه، فرار دیگر بس است.»
لازم به توضیح است که بیشتر دانشجویان دانشگاه «ویرجینیاتک» که از معروفترین دانشگاههای فنی- مهندسی دنیا می باشد، از شمال ویرجینیا و حوالی واشنگتن دی سی می آیند که پدر و مادر آنان معمولاً بسیار پولدار ومرفه می باشند به طوری که اکثر آنها منازلی ویلایی رادر بلزبرگ برای فرزندانشان خریداری کرده تا در طول تحصیل زندگی آرام و بی دغدغه ای داشته باشند.
یکی دیگر از شگردهای رسانه ای غرب، ساختن قهرمان از کالبد جنایات و فجایع است به گونه ای که ریشه ها وبسترهای جنایات تحت الشعاع قهرمان ها قرار گیرند. سه روز پس از فاجعه ویرجینیا، رسانه ها از جانفشانی و مقاومت استادی 75 ساله که اتفاقاً اسرائیلی تبار هم بوده سخن می گویند که با مقاومت خود در برابر قاتل، باعث گردیده تا دانشجویان کلاس از پنجره ها خود را به پایین پرتاب کرده و جان سالم به در ببرند.اما این رسانه ها که می خواهند ازمرگ پیرمرد 75 ساله اسرائیلی هم سبیلی چرب کنند، نمی گویند که یکی از دانشجویان این کلاس که خود را در کمد پنهان کرده بود، در توصیف واقعه می گوید:«جوسونگ هوی که وارد کلاس شد، همه ما ازترس به خود می لرزیدیم و از ترس، جرأت نفس کشیدن هم نداشتیم. او یک دقیق و 30ثانیه در کلاس ما با آرامش و خیال راحت قدم می زدو هرچندثانیه یک تیر شلیک می کرد. ما هیچ واکنشی از خود نمی توانستیم نشان دهیم. زمانی که او به سمت یکی از دانشجویان رفت تا او را بکشد من آرام خود را به داخل کمد رساندم و تعدادی دیگر خود را از پنجره به بیرون پرتاب کردند.»
ورسانه های آمریکایی که همواره ازجوانان و سربازان خود، افرادی روئین تن، شجاع و وطن پرست به تصویر می کشند، این بار در برابر این واقعیت سکوت کردند که چگونه می شود یک فرد مسلح وارد دانشگاهی مملو از جوانان دانشجو شود و حدود نیم ساعت با آرامش خاطر به شکار جوانان، بپردازد. اما هیچ «راکی» و «آرنولدی» وجود نداشته باشد که بخواهد از همکلاسی ها و هموطنان خود دفاع نماید.
اما در مراسم یادبودی که برای قربانیان حادثه ویرجینیا گرفته شده بود، گزارشگر شبکه تلویزیونیZDF آلمان، با ارسال گزارشی ازاین مراسم گفت:«مردم آمریکا در یک بمباران رسانه ای به سر می برند. هیچ کس نمی تواند تحلیل کند که ریشه های این حسوادث درکجاست؟ آیا آزادی ودمکراسی داشتن به معنای مجوز حمل سلاح و ابراز خشونت است؟ امروز درون آمریکا بیرون ریخته شده است و امیدوارم به زودی آن روز فرا برسد که دیگر هیچ ملتی نخواهد خود را شبیه آمریکایی ها بداند.»