صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۹۲۶۲۶

علیرضا قربانپور
سفر نخست وزیر جمهوری خلق چین به ژاپن در رسانه های خبری دنیا بازتاب وسیعی یافت. آنچه که بیش از همه بر اهمیت این سفر افزود توجه دو طرف برگسترش مناسبات دو سویه بویژه در ابعاد اقتصادی و سیاسی با وجود اختلافات عمیق سیاسی بود و همین امر بسیاری از ناظران مسایل بین الملل را به این سو سوق داد. این قسم از روابط می تواند الگوی بسیاری دیگر از کشورها در مناسبات فی مابین قرار گیرد.
 آنچه در هر حال نسبت به این روند اهمیت بسیار دارد توجه به تلاش این دو کشور آسیایی برای تقویت روند همگرایی و ضد روند واگرایی دو سویه است. در حالیکه دو کشور درزمینه های بسیار مهمی همچون پیمان نظامی آمریکا و ژاپن، حضور نیروهای آمریکایی در ژاپن، مسایل مرزی و ... با همدیگر اختلاف دارند، اما درعین حال شناخت منافع مشترک در درک آنها نسبت به ضرورت گرایش بیشتر به هم موثر افتاده است.
چین و ژاپن به عنوان دو غول اقتصادی دنیای جدید محسوب می شوند. ژاپن به عنوان دومین قدرت اقتصادی پس از آمریکا به اقتصاد چندین میلیاردی و چین به عنوان کشوری که در حال تبدیل شدن به رقیبی اصلی برای دنیای صنعتی غرب بویژه آمریکا است، با داشتن بازاری با بیش از یک میلیارد مصرف کننده در بعد اقتصادی حرفهای بسیاری برای گفتن دارند. درهمین حال منافع اقتصادی باعث شده است که دو کشور با وجود اختلافات دیرینه هیچ گاه به صورت جدی وارد درگیری با هم نشوند و هیچ گاه از حد حملات لفظی فراتر نروند.
در همین حال دنیای قرن بیست و یکم را قرن آسیا خوانند که چین از محوریت اساسی در آن برخوردار است. لزوم همگرایی در مسایل منطقه ای همچون بحران کره شمالی که برامنیت در کشور تاثیرگذار است، بهانه حضور آمریکا در منطقه است، عامل دیگر نزدیکی دو کشور است. تلاش برای حل اختلافات موجود بین دو کشور به عنوان پیش نیاز تعمیق همسویی منطقه ای و بین المللی دو کشور به عنوان یکی دیگر از عوامل همگامی دو کشور به خوبی توسط رهبران آنها درک شده است.
گرچه چین برتوان هسته ای خود و ظرفیت بالای بالقوه و بالفعل های خود پشت گرم است و ژاپن نیز دلگرم به حمایتهای نظامی آمریکا است، ولی دو طرف با محاسبه سود و زیان پایان کار اولویت را برحل دیپلماتیک منازعات خود نهاده اند. در هرحال می توان گفت آنچه زمینه همگرایی دو کشور را- با وجود اختلافات عمیق : فراهم آورده است درک آنها از منافع متقابل است که می تواند الگویی برای بسیاری دیگر از کشورها قرار گیرد و حتی زمینه تشکیل اتحادهای منطقه ای را فراهم کند. وقوف به همین مسئله است که باعث شده، آمریکا هر از چندگاهی، چین را تبدیل به مسئله ای امنیتی برای ژاپن کند یا با حربه های دیگری با طرح اختلافات امنیتی مانع همگرایی آنها شود، با این وجود شرایط حکایت از آن دارد که با وجود فراز و نشیب های بسیار این راه، پکن و توکیو مشتاقانه خواهان ادامه این راه هستند.
براساس نظریه نوکارگرایی در روابط بین الملل، همگرایی دو کشور در زمینه هایی که امکان نزدیکی بیشتر و سهل تر در آن وجود دارد، براساس اصل تسری و سیاسی شدن می تواند به عرصه های دیگر نیز کشیده شود و این موضوعی است که به خوبی از سوی دو کشور در بعد اقتصادی که سیاست سلفی خوانده شده درک شده است. بی شک این همگرایی می تواند به سیاست علیا یعنی حوزه هایی چون حوزه های امنیتی نیز تسری یابد.

نام:
ایمیل:
نظر: