روز جمعه گذشته نشست دو روزه 60 کشور و سازمان منطقه ای و بین المللی در شرم الشیخ با یک «سند عهد بینالمللی» و یک بیانیه پایانی به کار خود خاتمه داد.
اگر چه بررسی دقیق«سند عهد بین المللی» و بیانیه پایانی کنفرانس مجال دیگری می خواهد ولی دستاورد و نتایج متفاوتی برای بازیگران اصلی این نشست در برداشت. دولت عراق که با نام آن، این نشست برنامه ریزی شده بود، چه در قالب کشورهای باشگاه پاریس و چه در قالب دیگر کشورهای شرکت کننده در کنفرانس بخشودگی32 میلیارد دلار از بدهی های دوره صدام را کسب کرد که اساسا بخشی از هزینه ماجراجویی و جنگهای صدام بودند و احتمالا گوشه ای از کمک های مالی کشورهای عربی و غربی به صدام، جهت تجهیزات جنگی علیه ایران را نیز در برمی گرفتند.
اینکه چرا ملت از بند رسته عراق می بایست تاوان هزینه جنایات صدام را بپردازد را باید عراقی ها پاسخ بگویند ولی اینکه برخی کشورهای عربی بخشیدن گوشه ای از این دیون را مشروط به مطالبات سیاسی برای حمایت از یک جریان ویژه در عراق می کنند، قابل توجه است. البته روسها بخشیدن دیون را موکول به فعالیت در بخش نفتی عراق کرده اند و عربستان آن را مشروط به مذاکرات دو جانبه و اجرای مطالبات سیاسی نموده است. در «سند عهد بین المللی» که شاید یک «طرح مارشال برای عراق» باشد لیست بلندی از بایدها و مطالبات سیاسی، امنیتی، حقوقی، اجتماعی، قانونی، فرهنگی و اقتصادی که مشتمل بر 37 برگ و 5 پیوست می باشد، مبنای کمک اقتصادی 5 ساله برای عراق لحاظ شده است و عملا اجرای کمکها و تعهدات منطقه ای و بین المللی و بانک جهانی که سازو کارهای تدریجی هم دارند به پیشرفت و اجرای تعهدات دولت عراق موکول شده است.
ایجاد یک دولت رشید که اصلاحات قانونی و حذف قانون پاکسازی بعث را دنبال و حکومت وحدت ملی و آشتی ملی با مشارکت کلیه طرف های عراقی را پایه گذاری کرده و درآمدهای ملی را به طور مساوی بین طوائف تقسیم کند و ملتزم به همکاری و هماهنگی با کشورهای همسایه باشد و اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و امنیتی را به اجرا گذاشته و در روند سیاسی و تقویت بنیه دفاعی : امنیتی برای کشورهای عربی جایگاه ویژه ای منظور نماید. این موارد پیش شرط کمکهای اقتصادی 5 ساله هستند.
خصوصا اینکه ساز و کارهای اجرایی و نظارتی در اجرای تعهدات حکومت عراق بسیار قابل توجه هستند البته بیانیه پایانی نیز به تکرار بسیاری از نکات سیاسی در «سند بین المللی» پرداخته و مسئله زمانبندی خروج نیروهای آمریکایی و هم پیمانان آن را، موکول به درخواست حکومت عراق نموده و تاکید کرده که حضوری نامحدود نخواهند داشت. اینکه حکومت عراق با چه تدبیری به اجرای این مصوبات خواهد پرداخت، مسئله ای قابل تامل است ولی آمریکا دو دستاورد مهم از محتوا و حواشی مصوبات و نشست شرم الشیخ برای خود ثبت کرده است.
ابتدا اینکه در جنجال رقابت انتخاباتی در حزب اصلی آمریکا و تصویب بودجه و مسئله زمانبندی خروج نیروهای آمریکایی، بوش یک امتیاز کسب کرده و زمینه کاهش برخی هزینه های آموزش نظامیان عراقی را فراهم نموده و درکنار آن جای پایی برای نفوذ کشورهای عربی در بخشهای امنیتی- نظامی عراق نیز ایجاد کرده است.
امتیاز دوم بوش در ارائه تصویری همکاری جویانه با ایران و سوریه است که جلوی تک روی دمکراتها را بگیرد و ضمن ایجاد یک لابی عربی فعال برای فشار به دولت عراق، از اهرم اثرگذاری کشورهای عربی و بویژه عربستان برای ایجاد دگردیسی در گروههای سنی برای مشارکت در فرآیند سیاسی هم بهره مند شوند. ایجاد «جبهه جهاد و اصلاح» که از القاعده عراق منشعب شده و رویکرد خود را «مقابله با اشغالگران» قرار داده و متشکل از سه گروه «جنبش اسلامی»،«جنبش المجاهدین» و «جماعت انصارالسنه» هستند، در این مقطع زمانی باید یک تدبیر جدید دانست تا جریان مقتدی صدر پرچمدار اخراج اشغالگران نباشد.
جالب است که جریانهای معتدل تر سنی که در ساختار حکومتی نیز هستند تهدید به خروج از حکومت کرده اند و یک سناریوی کامل با رویکردهای جاری در منطقه و با مطالبات نشست شرم الشیخ را به اجرا می گذارند. با اینکه نخست وزیر عراق ناامنی را ناشی از بعثی ها و تکفیری ها دانسته و برای تروریسم ماهیتی واحد و با نامهای گوناگون قائل است ولی آمریکایی ها به دسته بندی «تروریستهای خوب وبد» قائل هستند.
ایران که عنصری اساسی در تحولات منطقه محسوب می شود، راه حل مشکلات عراق را در شفاف سازی سیاستهای آمریکا و پایان یافتن بازیهای دو گانه آمریکا و کشورهای عربی منطقه می داند، اگر چه رایس با خوشحالی از دیدار با متکی دم زد و با «هیجان مشکوکی» همه چیز را حل شده تصویر کرد و بازگشت روابط قطع شده در 28 سال گذشته را تنها موکول به توقف غنی سازی دانست، ولی در همین موضع خودنشان داد که حکومت بوش صرفا با متهم سازی و جعل حقایق به دنبال شانتاژ علیه کشورها است تا آنها را وادار به قبول اراده خودکند و حال که در شرایط ویژه ای قرار گرفته، تمامی اقدامات و اتهامات گذشته را فراموش کرده و منتظر توقف غنی سازی توسط ایران است. حال آنکه با اجرای «سیاست یک بام و دو هوا و فریب» از یکسو بدنبال دیدار با متکی و آماده مذاکره در همه موضوعات است ولی «کوچکترین اقدام عملی اعتماد ساز» از خود بروز نمی دهد.
کسب تضمین های قانونی و اجرایی برای استمرار حضور و نفوذ در عراق و منطقه برای آمریکا بسیار باارزش تر از سیاست ادامه دشمنی با ایران است، لذا رایس با لحنی جدید از روابط با ایران سخن می گوید. اگر بوش و رایس در مواضع جدید خود صادق هستند و قصد بازکردن فصلی جدید در تعامل با ایران دارند، چرا آن را با گامهای عملی و شجاعانه در پذیرش حقوق و منافع ملی و نقش منطقه ای ایران و توقف اقدامات کینه توزانه و اعاده اموال بلوکه شده و دیگر حقوق ایران همراه نمی کنند.
اگر بوش و رایس همانگونه که در مصوبات نشست شرم الشیخ تاکید کردند بر دموکراسی ونتایج آن معتقد و با تروریسم و ابعاد و اشکال آن مخالفند، چرا از حکومت عراق بشکل عملی حمایت نمی کنند و با تکیه بر حکومتهای اقتدارگرا، رنگ باخته و غیر مردمی «لابی سازی اعتدال» در مقابل دولت قانونی عراق مقاومت را سامان می دهند و از «جلوه واقعی تروریسم» و رژیم نا مشروع صهیونیستی حمایت و حکومت مردمی حماس را محاصره سیاسی و اقتصادی می کنند. بدیهی است که بوش برای ورود به رقابتهای انتخاباتی و جبران ناکامی هایش در عرصه منطقه ای و بین المللی وافکار عمومی داخلی آمریکا، نیازمند پیروزی هایی است که از طریق سیاست اشغال و جنگ حاصل نشده وبا «مواضع چرخشی و مثبت نما» بدنبال ریشه دار کردن نفوذ و حضور خود در عراق و منطقه است که از طریق «سند عهد بین المللی» در شرم الشیخ برنامه ریزی و پیگیری می شود.
طوائف مختلف در عراق تنها با تکیه بر قانون اساسی و روندهای قانونی می توانند حقوق و آینده خود را در ساختار اجتماعی و سیاسی عراق، تضمین کنند و استمرار خشنونت و تروریسم و تکیه بر بازی های دو گانه با اشغالگر و یا پیوند با حکومتهای هم پیمان با اشغالگر، به جز کشتار مردم بی گناه و نفرت و بن بست، حاصلی برای بانیان آن نخواهد داشت.