صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۹۳۵۸۰
سیدمهدی حسینی مقدمه: بررسی نهایی وتدوین پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی توسط مجلس خبرگان ملت در روزهای 10و11 آذر ماه 1358 به رفراندوم گذاشته شد و مردم به آن رای مثبت دادند و در روز دوازدهم آذر ماه نتایج قطعی آن اعلام گردید و در واقع به تصویب عموم ملت ایران رسید و حضرت امام(ره) هم آن را تایید کردند و سپس توسط شورای انقلاب اسلامی در دستور اجرا قرار گرفت و مطابق ضوابط و مقررات مندرج در قانون اساسی اولین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و در پنجم بهمن ماه 1358 بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهوری ایران انتخاب شد. دومین موضوعی که در دستور کار شورای انقلاب قرار گرفت، برگزاری اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی در چارچوب قانون اساسی بود.

انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی
اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تاریخ 23/12/1358 برگزار شد و مردم به پای صندوق های رای رفتند و کاندیداهای مورد نظرشان را انتخاب کردند.
فضای عمومی و تبلیغاتی انتخابات اولین دوره بسیار پرشور و هیجانی بود. التهاب و جو انقلابی گری از یک طرف و وجود عناصر فرصت طلب و گروهک های سیاسی برهم زننده جو عمومی ازطرف دیگر موج نگرانی را برای دستگاه های اجرایی ایجاد کرده بود. چون جریانات و عناصر شرکت کننده در چارچوب رقابت سیاسی قانونمند به پیش نمی رفت. اما جریان منتسب به خط امام(ره) خیلی مصمم و محکم در برابر ترفند گروهک های مخالف خط امام اقدام به یک ائتلاف بزرگ نمودند تا تمامی رای ها روی یک لیست مشترک متمرکز گردد و جریان مقابل هم که شامل لیبرال ها، ملی گراها، جنبش ها و بنی صدری ها می شدند و با پشتوانه رئیس جمهوری بنی صدر مصمم بودند تا اکثریت کرسی های مجلس را به دست آورند. هر روز که می گذشت رقابت و تبلیغات انتخاباتی پررنگ تر از روزهای قبل جلوه می کرد. پس از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج نهایی اکثریت کرسی های مجلس به جناح خط امام با محوریت حزب جمهوری اسلامی تعلق گرفت و 36 کرسی به جناح هواداران بنی صدر و گروهک های دیگر اختصاص یافت که عمدتا از اعضای نهضت آزادی و وزرای دولت موقت بودند.
مجلس دوره اول با وجود اینکه بسیار پرکار بود پرماجرا هم شد چون حوادث بسیار سخت و ضربات سنگین و خسارات جبران ناپذیری را متحمل شد، به خاطر اینکه تمام استان های مرزی ایران از قبیل کردستان، خوزستان، آذربایجان، بلوچستان، اصفهان و تهران جملگی در نا امنی گروهک های مسلح قرار گرفته بود. هر روز شخصیتی ترور می شد، در شهرها بلوا و آشوب به پا می شد، طرح کودتا خنثی می شد در چنین فضایی قوه مجریه و قوه مقننه نظام در حال شکل گیری بود که تعیین اولین نخست وزیر در دستور کار مجلس و رئیس جمهور قرار گرفت. هر روز در گیرودار و کشمکش ها می گذشت، تا اینکه بالاخره گزینه شهید رجایی به نتیجه رسید. چندی بعد در 31 شهریور1359 میهن اسلامی توسط ارتش بعثی عراق از هوا، زمین و دریا مورد تهاجم قرار گرفت و متصدیان امور درگیر جنگ و جبهه شدند و در کنار اینها هر روز جریان های ضد انقلاب در کنار بنی صدر الم شنگه ای به پا می کردند و رئیس جمهور هم هرگونه ناآرامی ها و شلوغی ها را به رقیب خود یعنی حزب جمهوری منتسب می کرد. مجلس اول با خانه های تیمی گروهک ها یکی پس از دیگری به سقوط کشیده شد. در بین نمایندگان مجلس در راستای قانون گذاری و بحث و گفت وگوهایی که می شد و تلاش می کردند که قانون را مبتنی بر ضوابط شرع مقدس اسلام وضع کنند، در مسیر تحقیق و تفحص های علمی دو طرز تلقی در حوزه اختیارات دولت مطرح شد که زمینه پیدایش دو تفکر جدیدی را به ظهور رساند که سلسله وار در مجلس های دوم، سوم و.... تاکنون جریان داشته است.
انتخابات دومین دوره مجلس شورای اسلامی
دومین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1/2/63 برگزار شد و در تاریخ 1/3/63 نتایج آن اعلام گردید. در این انتخابات رقابت در بین دو جریان فکری مبتنی بر فقه و اختیارات و اقتدار دولت که زمینه اش در مجلس اول طرح شده بود، در برابر یکدیگر اعلام مواضع کردند که هر یک متهم به نامی کاذب شدند، یکی مشهور به جناح راست و دیگری به جناح چپ موسوم شد که توضیحات آن در این مختص نمی گنجد ولی خلاصه آن عبارت از این است که در نیمه دوم سال 1360 پس از سقوط لیبرال ها دو طرز تفکر و تلقی خودش را نشان داد و در آستانه انتخابات دومین دوره مجلس تقریبا صف آراهایی ها شکل گرفته و رقابت جدیدی را در فضای انتخابات ایجاد کرده بود. در این دوره جریان لیبرال ها، ملی گراها، منافقین و غیره به خاطر عملکرد زشت شان از صحنه انتخابات کنار زده شدند و به انزوا گراییدند، چرا که از طرف مردم و شورای نگهبان ردصلاحیت شان محرز شده بود.
نمایندگان مجلس دوم که جملگی آنها معتقد به اجرای احکام اسلام، رهبری امام، قانون اساسی و انقلاب اسلامی بودند با دو طرز تفکر مذکور تبدیل به دو جریان فکری، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شدند که تاکنون به این نام شناخته می شوند و آثار آن همچنان باقی است.
براین مبنا هواداران این دو دیدگاه در تبلیغات به این نام ها متهم می شدند و توسعه بحث ها در رقابت انتخاباتی راه پیدا کرد و در تمام ارکان نظام، مراکز علمی و فرهنگی و سیاسی، نهادهای انقلاب، مطبوعات، عامه مردم و کوچه و بازار روزبه روز توسعه یافت. رقابت انتخاباتی در این دوره بین دو جناح مذکور دور می زد، یکی شامل مجموعه هایی چون جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، بخشی از حزب جمهوری و موتلفه و گروه های هم سوی آنها که با تکیه به دیدگاه های فقهای شورای نگهبان فعال بودند و در مقابل هم بخشی از عناصر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجموعه ای از دانشجویان به نام تحکیم وحدت و اساتید دانشگاه ها و تعدادی از عناصر روحانی و بخشی از جریان حزب جمهوری اسلامی که تکیه بر دیدگاه های نخست وزیر دولت وقت یعنی میرحسین موسوی داشتند.
اکثریت نسبی ترکیب مجلس دوم به جناح چپ چرخید. اما افراد مستقلی هم موفق به کسب کرسی های مجلس شدند که حمایت از دولت را مدنظر داشتند، اما در کل جناح راست در مجلس دوم در اقلیت قرار گرفت و چند موضوع در این دوره مجلس اتفاق افتاد که وضعیت عمومی کشور روبه امنیت و آرامش رفته بود و جبهه های جنگ با انجام عملیات های بزرگی مانند خیبر و... امیدوار کننده بود.
در تاریخ 25/5/1364 انتخابات چهارمین دوره ریاست جمهوری فرا رسید و انتخابات بسیار آرامی برگزار شد و حضرت آیت‌الله خامنه ای- رهبر معظم انقلاب- برای باردوم رئیس جمهور شد و برای پیشنهاد نخست وزیری میرحسین موسوی بحث و گفت‌وگو و سوالات، شبهات فراوانی به وجود آورده بود. جناح موسوم به چپ بر نخست وزیری میرحسین اصرار داشت و جناح مقابل آن را دولت سالار تلقی می کرد و تصمیمات دولت در سهمیه بندی و کوپنی شدن را دال بر گرایش به اقتصاد مارکسیستی می دانستند. حدود دو ماه از تاریخ انتخابات مجلس دوم می گذشت و توافق بین دو جناح حاصل نگردیده بود تا اینکه برخی از نمایندگان منتسب به جناح چپ و از حامیان دولت طی نامه ای نظر امام راحل را در رابطه با نخست وزیر شدن میرحسین جویا شدند و این نامه توسط 135 نفر از نمایندگان مجلس امضا شد و امام در پاسخ صریحا موضع شخصی خودشان را به نخست وزیری میرحسین ابراز می دارند و رئیس جمهور و مجلس در عمل انجام شده قرار گرفتند و رئیس جمهور مهندس موسوی را معرفی نمود؛ در تاریخ 21/7/1364 مجلس با 160 رای موافق به نخست وزیری میرحسین رای دادند، 73 رای مخالف و 26رای ممتنع که حاصل جمع آن 99 رای می شود. بعدها به عنوان عدم رای اعتماد علیرغم نظر امام تبدیل به مسئله جنجال برانگیزی شد و به قضیه 99 نفر معروف گردید مدت ها مجلس دوم تحت تاثیر این فضا بود.
انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی
انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ 15/1/1367 برگزار شد.
با توجه به فضایی که در مجلس دوم ایجاد شده بود و اختلافات بسیار کش پیدا کرد در دولت، احزاب و جمعیت ها، مجموعه های علمی، فرهنگی و جناح بندی ها تاثیرگذار شد و رقابت انتخاباتی برای مجلس سوم بسیار زودهنگام به جریان افتاد.
آیت الله خامنه ای- رهبرمعظم انقلاب- و آقای هاشمی رفسنجانی طی نامه ای در تاریخ 10/3/66 توقف فعالیت های حزب جمهوری را از امام خواستار شدند و امام در پاسخ ضمن موافقت، تذکر دادند که «تفرقه افکنی در این موقع از بزرگترین گناهان است.» پس از تعطیلی حزب، جناح بندی ها علنی تر شد.
اتکای جناح های سیاسی به مواضع امام، مبارزات تبلیغاتی و رقابت های سیاسی را سرعت داد، به خصوص در جامعه روحانیت تعدادی که با جناح چپ همراه بودند تصمیم به انشعاب و جدایی گرفتند، در این میان تعدادی از آنها به خدمت امام رفته و ضمن بیان گلایه ها از اعضای سابقه دار و صاحب نفوذان جامعه روحانیت اظهار داشتند که جامعه روحانیت قصد دارد افرادی را کاندیدا کند که تخصص ندارند و بازی فکری می کنند و در بین مردم محبوبیت ندارند و... امام راحل هم ضمن شنیدن سخنان آنها، ارائه لیست جداگانه برای شرکت در انتخابات مجلس سوم را بلامانع می دانند و بعد هم با نوشتن نامه و گرفتن پاسخ تحت عنوان «مجمع روحانیون مبارز» اعلام موجودیت کردند. جماعتی با جامعه روحانیت هم سو شدند و گروه هایی هم با مجمع روحانیون همراهی کردند و آهنگ رای دادن از مردم به صدا درآمد و پیروزی چشمگیری به جناح چپ تعلق گرفت که تقریبا دوسوم کرسی های مجلس در اختیار مجمع روحانیون قرار گرفت.
جناح مقابل نسبت به برخی از حوزه های انتخابیه ارزیابی درستی نداشت و خواستار ابطال آن بود لذا هیئتی از طرف امام مامور بررسی شدند و تایید کردند که به تبع آن شورای نگهبان هم صحه گذاشت و مجلس سوم تشکیل شد. اما مذاکرات به مشاجرات کشیده شد؛ در برخی از موارد بن بست هایی وجود داشت، به خصوص در قانون کار، کار بالا گرفت و جناح چپ انتقادات تندی به روحانیت و جامعه مدرسین وارد کردند که امام راحل تدبیر کردند تا هر دو جریان حفظ شود. لذا طی حکمی نهاد جدیدی با ترکیبی از هر دو جناح تحت عنوان «مجمع تشخیص مصلحت را بنیان گذاشتند و حکم حکومتی در رابطه با ولایت مطلقه و اختیار دولت را صادر کردند که بر تصمیمات دولت و مجلس و شورای نگهبان موثر افتاد و اکثریت مجلس سوم بر دیدگاه های خود اصرار ورزیدند و دیدگاه های اقتصادی و سیاسی خود را در تدوین قانون دنبال می کردند، در این دوره مجلس بود که قطعنامه 895 پذیرفته شد و ماجرای مهدی هاشمی و عزل آقای منتظری از قائم مقامی رهبری پیش آمد، حضرت امام با صدور فرمانی، بازنگری در قانون اساسی را خواستار شدند که هر یک بحث جداگانه ای را می طلبد.
رحلت حضرت امام(ره) مصادف با برگزاری انتخابات پنجمین دوره ریاست جمهوری بود. آقای هاشمی رفسنجانی که ریاست دوره اول و دوم و نیمی از دوره سوم مجلس را عهده دار بود خود را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری آماده می کرد. نمایندگان ملت، آقای مهدی کروبی، دبیر مجمع روحانیون را به عنوان رئیس مجلس انتخاب کردند. دولت آقای هاشمی به مجلس معرفی شد و با حذف نخست وزیری طبق اصلاحیه قانون اساسی، قرار شد قوه مجریه مستقیما زیر نظر رئیس جمهور اداره شود. مجلس به اعضای کابینه آقای هاشمی رای مثبت داد و آقای هاشمی طبق برنامه پنج ساله اول کار خود را شروع کرد. اما نمایندگان مجلس سوم در مواردی بنای ناسازگاری با دولت آقای هاشمی را گذاشتند.
انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی
چهارمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در 21/1/1371 برگزار شد. با وجود اینکه دو سال از رحلت امام گذشته بود اما با محوریت برنامه پنج ساله اول در دولت آقای هاشمی رفسنجانی اوضاع و احوال کشور دستخوش تحول بود و دوران مجلس سوم رو به پایان می رفت و جناح موسوم به چپ که اکثریت مجلس سوم را در اختیار داشت رو به افول گذاشته بود. گروه های سیاسی پس از انتخابات دومین مرحله مجلس خبرگان رهبری برای انتخابات مجلس چهارم مهیا می شدند و جناح موسوم به راست با اطمینان، به پیروزی در انتخابات مجلس چهارم امید بسته بود.
شعارهای محوری جناح راست عبارت بود از: پیروی از خط امام، اطاعت از رهبری، حمایت از دولت هاشمی، تداوم انقلاب اسلامی، تداوم سازندگی.
در مقابل جناح چپ در ابتدا از دولت هاشمی حمایت کردند اما وقتی احساس حذف تدریجی از قدرت را کردند، ناخشنودی شان را از دولت آقای هاشمی ابراز نمودند.
مهدی کروبی در نطق پیش از دستور مجلس به شدت از حق مجلس برای نظارت بر کار دولت دفاع کرد و به دولت هشدار داد که خود را باید با مجلس هماهنگ کند.
افراد دیگر جناح چپ در خارج از مجلس از سیاست باز اقتصادی و طرح تعدیل دولت آقای هاشمی، انتقادهای تندی در پیش گرفته بودند آنها با نحوه بازسازی اقتصادی کشور، دریافت وام و سرمایه گذاری خارجی مخالفت می کردند. در آستانه انتخابات مجلس چهارم یک چنین فضایی ایجاد شده بود.
رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه در روز قدس از برخورد نمایندگان مجلس انتقاد کردند و فرمودند: «بنده بسیاری از فتنه گری ها را در این مجلس به شما مردم نگفتم! من نخواستم خاطر عزیز مردمان را تلخ کنم... کسانی که فتنه گری کردند و کسانی که حقایق را واژگونه در نظر مردم جلوه دادند، مردم چه طور حاضرند به اینها رای بدهند...»
این سخنان فضای رقابت انتخاباتی را گرم تر از گذشته کرد با وجود اینکه تبلیغات یکسان در بین دو جناح جریان داشت پس از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج در مرحله اول در تهران دو نفر به مجلس راه یافتند و در مرحله دوم کاندیداهای جناح راست بر چپ پیشی گرفتند و اکثریت مطلق کرسی های مجلس را از آن خود کرده، آقای ناطق نوری را برای ریاست مجلس برگزیدند.
مردم پس از جنگ معتقد بودند که جناح راست با دولت هاشمی رفسنجانی می تواند اوضاع به هم ریخته پس از جنگ و وضعیت معیشتی مردم را سامان بدهد لذا به این جریان ابراز تمایل داشتند اما پس از چندی جناح راست و غیره از روند کاری دولت هاشمی انتقاد کردند و مجلس چهارم برخی از وزرا را استیضاح کرد و افرادی از قبیل عبدالله نوری، مصطفی معین، سیدمحمد خاتمی، ملک زاده، وهاجی، نوربخش و ایرج فاضل از کابینه حذف شدند و افراد متمایل به جناح راست جایگزین شدند. در این بین آقای هاشمی رفسنجانی به مجلس چهارم انعطاف نشان می داد تا اینکه انتخابات مجلس پنجم فرا رسد.
انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی
پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی با تاکید رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/12/74 برگزار شد. براساس رهنمودهای مقام معظم رهبری در اواخر دی ماه سال 1374 مبنی بر تشویق مشارکت مردم و جریان های سیاسی در انتخابات دوره پنجم مجلس، جریان های جدید سیاسی ظهور پیدا کردند. از دل دولت آقای هاشمی کارگزاران سازندگی از اعضای هیئت دولت اعلام موجودیت کردند و برای شرکت در انتخابات، فعال شدند و به موازات آن گروه های سیاسی دیگری هم اعلام موجودیت کردند. گروهی تحت عنوان «جمعیت دفاع از ارزش ها» که به وسیله آقای محمدی ری شهری و اطرافیان ایشان شکل گرفت و با موضع پرهیز از افراط و تفریط در عرصه سیاست و دیانت در تاریخ 29/11/74 با صدور بیانیه ای اعلام موجودیت کرد.
بنابراین در آستانه انتخابات مجلس پنجم دو گروه یکی کارگزاران و دیگر جمعیت دفاع از ارزش ها کاملا مستقل از یکدیگر و به دور از دو جناح سیاسی- فرهنگی موسوم به چپ و راست وارد فضای انتخابات شدند و این جریان ها مورد حمایت و تحلیل مطبوعات وقت از قبیل همشهری و ایران که متعلق به دولت بودند قرار گرفتند و به لزوم ایجاد گروه ها و احزاب شناسنامه دار کرده، وارد مباحث جدیدی شدند که از تفکر لیبرالیسم رایج در فرهنگ غرب حکایت می کرد.
کاندیداهای کارگزاران مانند فائزه هاشمی در عرصه انتخابات حرف جدیدی می زد که به ذائقه برخی خوش می آمد؛ نظیر آزادی زن، دوچرخه سواری دختران، ورزش بانوان و از این قبیل صبحت ها.
کارگزاران به عنوان رقیب جناح راست و چپ در تسخیر کرسی های مجلس پنجم با شعار «عزت اسلامی» تداوم سازندگی و آبادانی ایران فعالیت های خود را سرعت دادند.
جناح موسوم به راست سنتی در یک ائتلاف با گروه های هم سو با توافق جامعه روحانیت خود را در مقابل کارگزاران می دیدند و از آن به عنوان خطر تکنوکرات ها یاد می کردند؛ جناح موسوم به چپ هم دچار مشکل شده بود و نیروهای خط امام که معجونی از اعضای مجمع روحانیون، سازمان مجاهدین انقلاب و برخی از اعضای خانه کارگر بودند لیستی ارائه دادند و وارد عرصه شده، در نهایت ترکیبی از سه جریان با اکثریت نسبی جناح راست سنتی شکل گرفت و پس از اعلام نتایج، آقای هاشمی رفسنجانی طی سخنان اظهار داشت: «به نتیجه انتخابات خوش بین هستم مجلس کاری و دارای تنوع افکار خواهیم داشت که با دولت هم بسیار هماهنگ خواهد بود....
آقای ناطق نوری بار دیگر به ریاست مجلس انتخاب شد. مجلس پنجم دارای دو فراکسیون بود؛ یکی همان جناح موسوم به راست سنتی به نام «حزب الله مجلس» و دیگری جناح اقلیت شامل نمایندگان جناح موسوم به چپ و کارگران و کارگزاران سازندگی که با عنوان «مجمع حزب الله» فعال شدند و در کنار این دو فراکسیون مجموعه ای هم به نام مستقل ها مطرح شدند که در مواقع خاص نقش ایفا می کردند.
در مقطع پایان مجلس پنجم و ریاست جمهوری آقای هاشمی جریان های متعدد فکری، فرهنگی و اقتصادی در قالب مطبوعات وارد عرصه سیاست و قدرت شدند که جملگی آنها زمینه شکل گیری و پیدایش جریان موسوم به دوم خرداد را به وجود آورد که محدودیت این سطور اجازه توضیحات آن را نمی دهد.
انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی
انتخابات ششمین دوره مجلس شورای اسلامی در تاریخ 29 بهمن 1378 برگزار شد. فضای عمومی کشور متاثر از جریان انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376 بود.
پس از انتخابات نخستین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا در تاریخ 7/12/77 و زمام شوراها به دست عناصر دوم خردادی در تهران افتاد روند کم کم به سمت وسوی فضای انتخابات مجلس ششم پیش می رفت، به خصوص با اعلام موجودیت جریانی به نام حزب مشارکت که هواداران آقای خاتمی بودند. آنها مصمم بودند تا تسخیر کرسی های مجلس ششم پیش بروند و با برگزاری سخنرانی های انتخاباتی در شهرستان ها اقدام به فعالیت های انتخاباتی کردند و در مقابل جناح موسوم راست سنتی به انواع و اقسام مورد تهاجم قرار گرفت و به خصوص نهاد شورای نگهبان بیش از هر موضوعی زیر سوال می رفت که جملگی جریان چپ و کارگزاران به نام دوم خردادی ها نگران ردصلاحیت ها بودند. پس از اعلام نتایج انتخابات اکثریت مطلق کرسی های مجلس در اختیار جریان دوم خردادی قرار گرفت و چندین فراکسیون را در مجلس با نام های مختلف ایجاد کرده، با بالاوپایین کردن ها مهدی کروبی به ریاست مجلس رسید.
فراکسیون اقلیت مجلس که به نام پیروان امام و رهبری شکل گرفته بود. اکثریت مجلس با ژست قدرت طلبانه تا آنجا که ممکن بود روند قانون گذاری مجلس را متشنج کردند که بارزترین آن تغییر در قانون مطبوعات که با هدف سیاسی خاصی طرح و پیگیری می شد که در برابر آن رهبر معظم انقلاب موضع گرفتند و با حکم حکومتی ولایت فقیه با آن برخورد کردند. هر روز سوژه ای جدید در فضای سیاسی و مطبوعاتی در دانشگاه ها به وجود می آوردند، سخنرانی های تند و خردکننده اعصاب و تهدیدکننده، همواره در دستور کار و برنامه هایشان بود گاهی با طرح استعفای دسته جمعی در بعضی موارد با حمله و تهاجم به نهادهای امنیتی کشور که سپاه در راس آنها قرار داشت.
در سال پایانی اقدامات بسیار زشت و ناپسند سیاسی را در پیش گرفتند از قبیل «روزه سیاسی گرفتن»، «تحصن کردن در مجلس به عنوان اعتراض» و «رویکرد تحریم در انتخابات» و «تاخیر در برگزاری انتخابات مجلس هقتم» که همه اینها حکایت از یک جنگ روانی داشت که امکانات و سرمایه کشور را به سمت و سوی ضایعه کردن و تلف کردن می برد. در واقع تمام یک دوره مجلس فرصت سوزی بود که به ضررشان هم منتهی گردید.
روند پایانی مجلس ششم به گونه ای پیش رفت که خودشان احساس خطر ردصلاحیت برای مجلس هفتم را پیش بینی کردند و بدین خاطر اقدام به تحصن و غیره کردند. آقای خاتمی در دیدار با جمعی از آنها اظهار داشت: «تقاضا می کنم به این تحصن پایان دهید تا من و آقای کروبی بتوانیم موضوع ردصلاحیت ها را رایزنی و در چارچوب قانون تعقیب کنیم، در این مسیر تا جایی پیش خواهیم رفت که نظام در خطر قرار نگیرد و اگر احساسی کنم که نظام در خطر است شما را رها می کنم... اگر کسی احساس می کند برای ردصلاحیت او سند و مدرکی وجود دارد به نظر من خودش از انتخابات کنار برود. پیگیری مسائل درباره کسانی خواهد بود که نسبت به آنها سندی وجود ندارد...»
در چنین فضایی مجلس ششم پایان یافت و در این شرایط حاد و تند سیاسی، فضای انتخابات مجلس هفتم فراهم گشت.
جریان غیر دوم خردادی که تا این دوران به جناح راست موسوم بود و در اقلیت مجلس ششم قرار داشتند با استفاده از تعبیرات اصول گرایی مواضع خود را برای اداره کشور اعلام کرده، به طور جدی و مسئولانه وارد فضای انتخابات مجلس هفتم شدند.
انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی
هفتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در تاریخ 1/12/82 برگزار شد. قبل از این تاریخ، انتخابات دومین دوره شورای شهر برگزار شده بود و افرادی که با نام آبادگران مطرح بودند و از ناحیه جریان اقلیت مجلس ششم مورد هدایت و عنایت بودند به شکل ناباورانه ای به پیروزی رسیدند و پس از آن جریان آبادگران و اصولگرا با برگزاری جلسات متعدد به نام شورای هماهنگی نیروهای انقلاب، در تدوین برنامه انتخابات وارد شدند؛ در مقابل جریان دوم خردادی که مجلس ششم را در اختیار داشتند شدیدا فعال شدند از این جهت انتخابات مجلس هفتم را یکی از پرچالش ترین انتخابات نظام جمهوری اسلامی می توان تلقی کرد. چون وزارت کشور و استانداران مصمم بودند که برگزاری انتخابات را به تعویق بیندازند. برخی از گروه های دوم خردادی نیز از ارائه لیست خودداری نموده و از انتخابات کنار کشیدند. بنابراین با تاکید مقام معظم رهبری انتخابات برگزار شد. اعضای شورای نگهبان در تاریخ 25/10/82 با مقام معظم رهبری دیدار کردند و خطاب به آنها فرمودند: «عمل به قانون و خط قانون باید شاخص اصلی در تمام مراحل مختلف انتخابات باشد در قانون همه مراحل پیش بینی شده است ولی برخی تلاش دارند تا راه های قانونی و آسان را به راه های غیرقانونی و پیچیده تبدیل کنند... البته شورای نگهبان نباید در مقابل کسانی که می خواهند گردن کلفتی نمایند کوتاه بیایند...»
بنابراین انتخابات سر وقت مقرر برگزار گردید و اکثریت مجلس ششم جای خود را به اقلیت داد. مجلس دوره هفتم در اولین اقدامات خود محل مجلس را تغییر داد و به ساختمان جدید (مجلس بهارستان) انتقال یافت و برای تعیین رئیس مجلس بحث فراوانی را داشت که در نهایت آقای دکتر حداد عادل که در مجلس ششم رئیس فراکسیون اقلیت بود به ریاست مجلس انتخاب گردید.
با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در تیر ماه 84 آقای دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوی رسید و بنابراین قوه مجریه و قوه مقننه در اختیار جریان اصولگرا که قبلا موسوم به جناح راست بود، قرار گرفت و سیاست های نظام مبتنی بر رهنمودهای مقام معظم رهبری بر پایه «امنیت، رفاه، عدالت اجتماعی، خودکفایی، عمران و آبادانی، نفی سلطه خارجی و جهاد علمی را در پیش گرفته و اکنون ماه های پایانی آن فرا می رسد که شرایط و فضا برای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی مهیا می گردد.

نام:
ایمیل:
نظر: