بصیرت:سیاست های ناکارآمد آمریکا و نیروهای ائتلاف در افغانستان از سال 2001 تاکنون نتوانسته وضعیتی را در افغانستان به وجود آورد که بتوان از روند مبارزه با شبه نظامیان و روند توسعه و برقراری ثبات،امنیت،دموکراسی و آنچه که قبل از حمله به افغانستان به مردم این کشور وعده داده می شد به عنوان موفقیت یاد کرد.در این مدت نه تنها از ناامنی ها کاسته نشده که بیشتر هم شده و بزرگترین قربانیان این جنگ ها مردم بی دفاع و غیر نظامی بوده اند. نظر سنجی ها نشان می دهد بیشتر مردم امریکا بر این باورند که جنگ در افغانستان به خوبی پیش نمی رود.به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان ،در تازه ترین نظر سنجی در امریکا در فاصله بین چهاردهم و هفدهم ماه می نشان می دهد تنها سی و پنج درصد از مردم فکر می کنند که جنگ در افغانستان به شکلی مطلوب پیش می رود. عملکرد ناموفق آمریکا و نیروهای ائتلاف در طول هفت سال و نیم اخیر اوباما را برآن داشته است تا برای سرو سامان دادن به وضعیت افغانستان دست کمک به سمت کشورهای مهم منطقه ای مثل ایران دراز کند. دیدار دیروز آصف علی زرداری و حامد کرزای با احمدی نژاد در تهران را باید در راستای همین سیاست منطقه گرایی جدید اوباما در خصوص افغانستان ارزیابی و طلب کمک از قدرت های منطقه ای کرد. سفر زرداری و کرزای به ایران بعد از دیدار با اوباما در واشنگتن نشان داد که اهمیت ایران به عنوان قدرت تاثیر گذار در منطقه در استراتژی اوباما درباره افغانستان تا چه اندازه جدی است.امری که هر چند به گفته کرزای در دیدار با احمدی نژاد دیر هنگام است اما می تواند بسیار سازنده باشد. یکی از عواملی که اوباما را به سمت نقش ایران در سیاست منطقه گرایی خود در باره افغانستان سوق داده است، عملکرد کشور در همکاری تاثیر گذار در سقوط طالبان و کاهش شدید ناآرامی در عراق است. در حقیقت اوباما دریافته است که نمی تواند برای دست یابی به اهداف خود در منطقه بدون دخالت دادن نقش ایران به مو فقیت لازم دست یابد. دعوت از ایران یرای شرکت در کنفرانس آتی کشورهای صنعتی در ایتالیا برای بررسی وضعیت افغانستان نیز بر همین اساس صورت گرفته است. الکساندر آدلر استاد دانشگاه و مفسرروزنامه فیگارو چاپ فرانسه معتقد است: دولت اوباما باید جوابگوی تعهدات دولت بوش در افغانستان باشد اما بدون همکاری پاکستان و ایران هیچ کاری پیش نخواهد رفت.به عقیده وی ایران در حال حاضر همسایه افغان های تاجیک و شیعیان عراقی است که هر دو طرف طرفدار ایران هستند و منطق حکم می کند که یک مصالحه تاریخی بین دو کشور بزرک یعنی آمریکا و ایران تحقق یابد اما این امر مستلزم ابراز خردمندی و هوشمندی بسیار از جانب این دو کشور است. علاوه بر این یکی از دیگر عواملی که اوباما را به سمت جلب همکاری ایران برای برقراری امنیت و ثبات در افغانستان و منطقه واداشته است نوعی جبر تاریخی است که آمریکا گرفتار آن شده است. این جبر تاریخی ناشی از واقعیت چند جانبه گرایی در حل مسایل جهانی است. وضعیت جهان امروز به گونه ای است که ماهیت حهانی بسیاری از معضلات فرارو از قبیل تروریسم ایجاب می کند تا از همکاری های جهانی استفاده شود.این موضوعی است که بوش آن را نادیده گرفت و به همین دلیل هم نتوانست در اهداف خود در مبارزه با تروریسم موفق تلقی شود. اوباما به خوبی دریافته است که تروریسم معضلی جهانی است و لذا همکاری جهانی را می طلبد و در خصوص افغانستان کشورهای تاثیر گدار منطقه ای چون ایران از متغیرهای مهم برقراری ثبات در این کشور و شکست تروریسم هستند.