مهدی یزدانپناه
اهمیت خاورمیانه سبب شده تا این منطقه همواره کانون توجهات بین المللی باشد. در این عرصه مطرح شدن طرحهای متعدد برای به اصطلاح صلح خاورمیانه از نکات مهمی است که بخش زیادی از تحولات را به خود اختصاص داده است. کمپ دیویدها، نقشه راه، آناپولیس، در کنار دهها نشست دیگر و طرحهایی مانند خاورمیانه بزرگ، خاورمیانه جدید و در نهایت طرح 57 کشوری باراک اوباما مبنی بر رویکرد جهان اسلام به پذیرش رژیم صهیونیستی، از جمله طرحها و راهکارهای مطرح شده برای خاورمیانه است. در بررسی طرحهای ارائه شده تا به امروز چند نکته اساسی قابل توجه است:
1- رژیم صهیونیستی به هیچ کدام از تعهدات و طرح های مذکور پایبند نبوده و صرفاً در چارچوب منافع خود حرکت کرده است. صهیونیست ها همواره سیاست سرکوب و اشغالگری را اجرا کرده اند.
2- در تمام طرح های مطرح شده در حالی از نام حقوق فلسطینیان سخن به میان آمده که در نهایت هیچ حقوقی برای آنها اجرا نشده است، چنانکه به رغم تأکید ات سازمان ملل بر حق بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن همچنان آنها از این حق محروم بوده و جامعه جهانی نیز اقدامی برای آنها انجام نداده است. جالب توجه آنکه به بهانه صلح، تحریم علیه فلسطینی ها اجرا می شود در حالی که در برابر جنایتکاران صهیونیست سکوت می شود.
3-طرح های مطرح شده از سوی اعراب به ویژه طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان (2002) نه تنها به مرحله اجرا در نیامده بلکه به سر پناهی برای طرح های توسعه طلبانه و ضد فلسطینی غرب مبدل شده که در نهایت به نفع صهیونیست ها بوده چنانکه اکنون نیز آمریکا برای تعدیل این طرح فعالیت می کند.
4-آمریکا از طرح های صلح برای اعمال فشار بر سایر کشورها به ویژه جهان اسلام بهره برداری کرده است. واشنگتن به نام صلح خاورمیانه خواستار همکاری کشورهای عربی با اهداف خود شده که عملاً آنها را به زیر سلطه کاخ سفید درآورده است.
5-اعلام طرح های به اصطلاح صلح خاورمیانه موجب شده تا حرکت های مردمی در جهان اسلام برای حمایت از ملت فلسطین در حاشیه قرار گیرد. قدرت های بزرگ و برخی سران عرب برآنند تا مانع از فعالیت ملت های اسلامی در قبال فلسطین شوند، لذا با ارائه ابتکارهای به اصطلاح صلح خاورمیانه خود را ناجی صلح معرفی می کنند.
6- رژیم صهیونیستی اثبات کرده که صرفاً زبان زور را می فهمد و مذاکره با آن نتیجه ای ندارد. دستاوردهای انتفاضه، جنگ سال 2000 لبنان، جنگ 33 روزه و حماسه 22 روزه غزه نشان داده که تنها راه رسیدن ملت فلسطین به حقوقش ادامه مقاومت است.
7-نکته اساسی در سیاست های آمریکا آنکه، این کشورتلاش دارد تا به بازیگری انحصاری در معادلات جهانی بویژه در خاورمیانه ادامه دهد. هرچندکه این سیاست یک جابنه گرایی از اصول اصلی آمریکا است اما به دلیل شرایط ایجاد شده در دوران بوش و بی اعتمادی منطقه جهان به آمریکا این سیاست نمی تواند به اجرا در آید . در این چارچوب آمریکا با اجرای سیاست ایجاد توازن از بیرون تلاش دارد تا ضمن آنکه از تمام مولفه ها برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند در حالی که در نهایت محوریت یک جابنه خود را نیز حفظ می کند. با توجه به این سیاست ، آمریکا با بیان طرح های صلح برای خاورمیانه و بر قراری امنیت و ثبات در این منطقه سعی می کند تا تنها بازیگری باشد که حضورفعال وهمه جانبه در منطقه دارد .نکته مهم آنکه آمریکا برای رسیدن به این هدف از حضورتمام مولفه ها شامل ، اتحادیه اروپا ، روسیه ، کشورهای عربی ، سازمان ملل و چین سخن به میان می آورد درحالی که هیچ کدام از این بازیگران دارای طرح و ایده مستقلی نبوده و صرفا با طرح آمریکا ایفای نقش می کنند. نمونه این مسئله را در دیدارهای مقامات اروپایی ، چین و روسیه از خاورمیانه می توان مشاهده کرد که هیچ کدام از آنها طرح خاصی ارائه نکرده و تماما از طرح نقشه راه و راه حل های پیشنهادی آمریکا حمایت می کنند. این روند می تواند اجرا کنند اهداف آمریکا در خاورمیانه باشد در حالی که در قبال عملکردهای آمریکا حساسیتی در منطقه و جهان ایجاد نمی شود.
با توجه به آنچه ذکر شد می توان مشاهده کرد که طرح های صلح خاورمیانه جز حذف بسیاری از آرمان های ملت فلسطین نتیجه ای نداشته لذا طرح های کنونی نیز به سرنوشت آنها دچار خواهند شد.
هر چند که مقامات آمریکایی، روسیه و اتحادیه اروپا بر این ادعایند که برای صلح خاورمیانه طرح های فراگیری دارند اما محور طرح های آنها به ویژه تأکید بر سرکوب مقاومت و عدم تشکیل کشور فلسطین و اصرار بر خودمختاری به فلسطینی ها به جای داشتن کشور، بیانگر فریبکارانه بودن این طرح ها است. نمونه بارز این امر، طرح جدید اوباما است که براساس حق بازگشت آوارگان فلسطینی حذف و اعراب بدون دریافت امتیازی باید به عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بپردازند.
در نهایت و با توجه به تحولات چند دهه اخیر می توان گفت که طرح های مطرح برای خاورمیانه نه تنها به نتیجه ای نخواهد رسید، بلکه به چالش های جدیدی در منطقه منجر شده به گونه ای که اتخاذ تدابیر فراگیر با محوریت ادامه مقاومت ملت فلسطین و جهان اسلام برای مقابله با پیامدهای منفی آنها الزام آور است.