صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۴۳۴۲

بصیرت: از فردای 11 سپتامبر، رهبران امریکا و در رأس‌شان جورج بوش سیاست‌هایی را در قبال مسلمانان اتخاذ کردند که این سیاست‌ها و اقدامات منجر به شکل‌گیری شکافی عمیق میان ایالات متحده و جهان اسلام شد. حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی، حمله به کشورهای مسلمان عراق و افغانستان و معرفی مسلمانان به‌عنوان مظنونان اصلی ترور و خشونت از زمره این سیاست‌ها بود، اما پایان دوره هشت ساله ریاست جمهوری بوش، به شکست این سیاست‌ها یکی پس از دیگری انجامید تا حدی که جامعه امریکا از همان اوایل ریاست جمهوری اوباما، برطرف کردن این شکاف عمیق را در صدر خواسته‌ها و مطالباتش قرار داد. تیم جدید رهبران دموکرات امریکا با تکیه بر همین مطالبات عمومی ضمن نقد نگرش گذشته کاخ سفید نسبت به کشورهای مسلمان وعده داد تا اعتماد جهان اسلام را دوباره جلب کند و سیاست امریکا را در مورد آنها تغییر دهد. در ماه آوریل نیز اوباما در سفر خود به ترکیه مدعی شد: «کشور ما هیچ‌گاه با جهان اسلام دشمن نبوده و نخواهد بود.» این بار نیز اوباما سفری را به خاورمیانه شروع کرده که در سرلوحه برنامه‌اش سخنرانی در مسجدی در قاهره قرار دارد، اما اکنون برای محافل اسلامی و مسلمانان این سؤال مطرح است که اوباما از چه کانالی برای ترمیم روابط جهان اسلام و ایالات متحده وارد خواهد شد. آیا به‌راستی سیاست امریکا را در این زمینه تغییر خواهد داد و یا فقط به دادن شعار و مطرح کردن دیپلماسی‌ آرمان‌گرایانه اکتفا می‌کند؟
بدون شک مشکل اصلی که اوباما بدون حل و فصل آن نمی‌تواند اعتماد مسلمانان را به خود جلب کند، مناقشه اسرائیل و فلسطین است. حال با مرور کارنامه 4 ماهه اوباما باید دید که او در قبال بحران بزرگ خاورمیانه چه گام‌هایی برداشته است. در این ارزیابی مشخص می‌شود که تنها حرکت عملی اوباما پس از دیدار با محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان و بنیامین نتانیاهو در قبال فلسطین این بوده که تأکید کرد: رژیم صهیونیستی باید روند شهرک‌سازی را در اراضی فلسطینی متوقف کند. اما همین خواسته او با واکنش منفی مقامات این رژیم مواجه شد. نباید از نظر دور داشت که یکی از شرایط حماس و فلسطینیان برای روند صلح خاورمیانه توقف گسترش و ایجاد شهرک‌های صهیونیست‌نشین است، درحالی که فلسطینیان شرط‌های مهم‌تری مثل؛ بازگشت آوارگان، توقف تجاوزات ارتش صهیونیستی و آزادی 11 هزار مبارز نیز دارند. بنابراین اگر اوباما بتواند مقامات رژیم صهیونیستی را وادار کند تا شهرک‌سازی را متوقف کنند، تنها یک گام در جهت حل مناقشه خاورمیانه برداشته است.
محور دیگری که در طول این دهه منشأ بدبینی کشورهای مسلمان نسبت به سیاست خارجی امریکا شد، جنگ ویرانگر عراق است. حمله امریکا به افغانستان تا حدی با حمایت سازمان ملل و مشارکت جامعه جهانی انجام شد، اما دولت بوش بدون هرگونه مجوز قانونی و به بهانه مبارزه با تروریسم و داشتن سلاح‌های هسته‌ای به عراق حمله کرد، بنابراین تغییر سیاست امریکا و خروج از عراق خواسته اصلی کشورهای اسلامی از اوباما است. پس از گذشت چند سال پرحادثه و خونین، بغداد و واشنگتن توافقنامه امنیتی را امضا کرده‌اند که بر‌اساس آن ضرب‌الاجلی برای خروج نیروهای امریکایی از عراق تعیین شده است. با این وجود هنوز حدود 140 هزار سرباز امریکایی در عراق مستقر هستند و ژنرال جورج‌کیسی رئیس ستاد ارتش امریکا عنوان کرده که ارتش امریکا ممکن است یک ‌دهه دیگر در عراق بماند. این درست بر‌خلاف توافقات میان واشنگتن و بغداد است.
در نگاه سوم، ناظران، جنگ لجام‌گسیخته در خطه جنوب آسیا را مانع عمده در مسیر تفاهم غرب با جهان اسلام می‌دانند، این جنگ افسارگسیخته نتیجه‌اش چیزی جز هرج و مرج بیشتر و گسترش نفوذ طالبان نبوده است. افزون بر این چالش‌های سه‌گانه، بسیاری از تحلیلگران رویکرد اوباما را نشانه نوعی منفعت‌گرایی حس می‌کنند. آنها معتقدند اوباما برای خروج از باتلاق افغانستان و پاکستان نیاز به همراهی و کمک کشورهای مسلمان دارد و دریافته در صورتی که نتواند مشکل افغانستان و پاکستان را برطرف کند، دومین ضربه پس از بوش بر جایگاه امریکا در جهان وارد خواهد شد. البته پرسش‌های دیگری نیز در باب مأموریت خاورمیانه‌ای اوباما مطرح است. از جمله این‌که او چرا مصر را برای نزدیکی به مسلمانان انتخاب کرده است؟ مقامات دولت اوباما مدعی هستند که با وجود سابقه بد مصر در برقراری حقوق بشر، اوباما به این علت که مصر چهارراه خاورمیانه است، این کشور را انتخاب کرده است، این درحالی است که به گفته تحلیلگران، مصر فقط در دهه‌های گذشته به‌عنوان رهبر جهان عرب و کشوری که در خاورمیانه از نفوذ زیادی برخوردار بود اما اکنون این موقعیت را ندارد، حتی موضوع همسایگی با فلسطین اشغالی به‌عنوان یک امتیاز با بدترین سوء‌استفاده از سوی دولت مبارک روبه‌رو شد.
شاید به همین دلیل است که رابرت گیبس سخنگوی کاخ سفید گفته است که سخنرانی اوباما در مصر به هیچ وجه تأییدی برای دولت مبارک نخواهد بود. این سؤال به طریق اولی درباره دیدار اوباما از عربستان نیز مطرح است و بسیاری از تحلیلگران با استناد به تضاد ریاض با جنبش مقاومت و موارد عدیده نقض حقوق اقوام و گروه‌های داخلی معتقدند توسل به ریسمان دیپلماسی سعودی‌ها، گرهی از معضلات فروبسته سیاست اوباما نخواهد گشود.

نام:
ایمیل:
نظر: