صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۹۴۹۶۵

مرتضی صفارهرندی
پرده دری ها و حرمت شکنی هایی که در جریانات پس از سال1376 دلها را آزرد، بدون آنکه مسببان آن بخواهند به اراده الهی کارکرد های مثبتی هم داشت. شبهاتی که قلمهای هتاک درباره تاریخ انقلاب در این سالها آفرید، فرصتی را برای امکان آگاهی تاریخی نسل جدید فراهم ساخت. در جریان داستان سرایی هایی که عمدتا از سوی فریب خوردگان باند مهدی هاشمی در قالب تعابیری مثل « عالیجنابان» و...برای ترسیم چهره ای جنایت کار از عملکرد گذشته نظام صورت می گرفت، بسیاری ازمردم برای اولین بار با نام یک مدرسه علوم دینی در حوزه علمیه قم آشنا شدند . افرادی مثل اکبر گنجی و سپس با استفاده از نوشته های او، ضد انقلابیون خارج کشور مثل علیرضا نوری زاده آتش سنگینی از تهمتها را بسوی مدرسه علمیه «حقانی» گشودند و پرورش یافتگان آن را با عنوان« باند حقانی» نواختند . این مسئله نظرها را به سوی مدرسه مذکور که درحال حاضر با نام «شهیدین» شناخته می شود جلب کرد. البته بازگشت به گذشته این مدرسه نشان می داد که برخی از همفکران اکبرگنجی نیز مدتی در همین مدرسه تحصیل کرده بودند! با این حال سوال پیش می آید که چه چیزی این مدارس را در میان همه مدارس علمیه از چنین حساسیتی برخوردار کرده است ؟ واقعیت این است که مدرسه حقانی در تحولات حوزه علمیه قم در پیش از پیروزی انقلاب جایگاه ویژه ای داشته است . بطور مختصر مدرسه حقانی بر آمده از یک ایده با سابقه دهها ساله درحوزه های علمیه است . از زمان آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی در نجف، آیت‌الله روجردی در قم تمایل به تحول در نظام درسی و پرورش عالمانی پاسخگوی نیازهای جدید جامعه وجود داشته است . این چیزی بود که حتی مورد سوء استفاده رژیم شاه نیز قرار گرفت. همان گونه که در شماره های قبل مورد اشاره قرار گرفت، آنچه رژیم گذشته در قالبهایی مثل دارالترویج دارالتبلیغ و دانشگاه اسلامی ... پیگیری می کرد، مصادره کردن پاسخ به همین نیاز برای تسلط بر حوزه علمیه قم بود.
اگر شهید بهشتی را موسس مدرس حقانی بنامیم، شاید قضاوتی برخلاف واقع نداشته ایم . او نخست سعی کرد در مدرسه آیت‌الله گلپایگانی نظام درسی نوینی را با افزودن دروس جدید مثل ادبیات فارسی، تاریخ، ریاضیات، بنیان نهد . اما زمانی که درمورد گنجاندن درس انگلیسی با ممانعت مرحوم آیت‌الله گلپایگانی مواجه شد ، به همراه تعدادی دیگر از مدرسان حوزه علمیه قم به فکر تأسیس یک مدرسه مستقل افتاد. در تحقیق ایده شهید بهشتی بزرگانی همچون آیات قدوسی ، ریانی شیرازی، حائری تهرانی، حسین حقانی و سید مرتضی جزایری با او همراه شدند . آنها در میان مراجع تقلید تنها از حمایت مالی و معنوی مرحوم آیت‌الله میلانی برخوردار شدند . به گفته آیت‌الله جنتی ، شهید بهشتی و آیت‌الله ربانی شیرازی این مدرسه را در قالب یک ایده کلی برای شکل دهی مدارس برنامه ریزی شده و تشکیلاتی بصورت نمونه در کنار حوزه و به امید گستردگی تدریجی آن در کل حوزه در صورت موفقیت آن تاسیس کرده بودند.
آیت‌الله حائری تهرانی هم از ارتباط حوزه و دانشگاه به عنوان انگیزه دیگر موسسان این مدرسه یاد می کند . برخی از همراهان اولیه این مدرسه بعدها به دلایلی مختلفی از آن جدا شدند . در یک سوی این طیف فردی همچون سید مرتضی جزایری مخالف ورود در مقولات عقلی، فلسفی و سیاسی و در سوی دیگر آن کسی مثل محمد مجتهد شبستری مفتون خرد غربی قرار دارد اما این مدرسه در دوره های مختلف عمدتا با محوریت بزرگانی اداره می شد که هریک منشا اثرات بزرگی در سطح حوزه علمیه و سپس با پیروزی انقلاب در ارکان نظام جمهوری اسلامی بوده اند. مدرسه حقانی برای اولین بار پای علومی مثل جامعه شناسی، روان شناسی ، فلسفه غرب و اقتصاد را به محیط حوزوی قم بازکرد .شهید بهشتی به گفته خودش در این مدرسه به دنبال تربیت عالمان محققی بودکه«راه گشای بن بست های فعلی ناشی از ضعف شناخت»»باشند . او تصریح کرده بود: «محیطی که بیست معمم در کنار بقیه تربیت کند مورد علاقه هیچیک از ما نیست.» بهشتی و یارانش به دنبال تاسیس یک نظام آموزشی روز آمد با استفاده از تجربه دانشگاه الازهر بودند با این تفاوت که وابستگی الازهر به حکومت را مورد انتقاد قرار می دادند. از سال 1345 مدیریت این مدرسه را شهید آیت‌الله قدوسی به عهده گرفت .رفتار او آشکارا ازیک جهت گیری ویژه در تربیت طلاب حکایت داشت.
حجت الاسلام محمد علی معلی یکی ازتربیت یافتگان مدرسه حقانی می گوید:«شهید قدوسی در مدیریت مدرسه با طلاب به گونه ای برخورد می کردکه گویی آنها در آینده باید مدیران یک جامعه ای شوند و گاهی حتی این را به زبان می آورد .» مدیر پروری در شرایطی که کمترین چشم اندازی برای تغییر نظام حکومتی وجود نداشت ، از نگاه دوراندیش آیت‌الله قدوسی حکایت می کرد . مدتی کوتاه پس از تاسیس ، شهید بهشتی از آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله جنتی برای همکاری در اداره این مدرسه دعوت کرد. سابقه این همکاری به زمانی بازمی گشت که آنان یک پژوهش مشترک در زمینه حکومت اسلامی را انجام می دادند . بدین ترتیب و به دنبال پذیرش مسئولیت مرکز اسلامی هامبورگ توسط شهید بهشتی ،این سه مدرس حوزه علمیه قم عملا کار تربیت طلاب مدرسه حقانی را بر عهده گرفتند . نظامی که بهشتی و یارانش برای این مدرسه طراحی کرده بودند در کنار تلفیق مزایای نظام حوزوی با کسب علوم جدید و مورد نیاز و تاکید بر عنصر تهذیب نفس ، از سویی بر انضباط تاکید زیادی داشت واز سوی دیگر نوعی آزاد منشی را تجویز می کرد که حتی به طلاب مجال مشارکت در برنامه ریزی برای مدرسه می داد. یکی از ادعاهای ناصحیحی که آقای منتظری در خاطرات خود مطرح کرده است ، مقابله مدیریت این مدرسه و خصوصا شخص آیت‌الله قدوسی با فعالیت سیاسی طلاب آن است. هر که آقای منتظری را نشناسد قاعدتا این سوال برایش پیش خواهد آمد که چگونه اطلاعات او از این مدرسه حوزه علمیه قم تا بدین حد غلط است .کارشناس ساواک در گزارش درباره این مدرسه نوشته است : «شکی نیست آقای قدوسی - که رئیس مدرسه حقانی می باشد - یکی از علاقه مندان به (امام ) خمینی واز خمینیست ها ی داغ و دو آتشه به شمار می رود...شکی نیست آقای قدوسی با ظاهری بسیار آرام ،هیچ نوع فعالیت آشکاری در داخل مدرسه برای خمینی ندارد ... باتمام این حرفها و سکوتی که سعی کرده اند در مدرسه برقرار سازند،دیده می شود که مدرسه حقانی غالبا شاگردان داغ و حماسی و شاگردان خمینیسم دو آتشه تحویل می دهد آنچه را که از مدرسه حقانی معروف است این است که می گویند تا یکی از مرید های خمینی نباشد آقای قدوسی برای تدریس آن مدرسه قبول نمی کند .» سیاسی بودن فضای این مدرسه به رغم تقیه ای که شهید قدوسی داشت ،سبب شده بود که شاگردان این مدرسه به سمت سیاست کشیده شده و از فتنه آن دوران و جریانهای منحرف بی نصیب نماندند و حتی مواردی از پیوستن آنان به منافقین و گروهکهای مارکسیست نیز وجود دارد و اسناد ساواک حتی بعضا به نحوه فراری دادن طلاب تحت تعقیب ساواک ، توسط شهید قدوسی اشاره هایی دارد. بااین حال ورود افکار التقاطی به این مجموعه علمی عکس العمل های چالش برانگیزی را از سوی مدرسان آن بدنبال داشت . آیت‌الله مصباح در جریان مبارزه ، با هرگونه همکاری با گروه های غیر اسلامی و التقاطی مخالف بود.
این دیدگاه ، در آن شرایط که فشار اختناق ، مبارزه را به صورت یک هدف در آورده بود، باعث موضع گیریهایی علیه او می شد. عکس العمل بدون مجامله و مستقیم آیت‌الله مصباح در قبال انحرافات فکری از آن زمان ذهنیت هایی را به دنبال داشت . ناظران آن صحنه برخی از توهین های سالهای اخیر به آیت‌الله مصباح را هم ناشی از وقایع همان روزگار می دانند . نگرانی آیت‌الله مصباح از فراموشی مبانی و معتقدات دینی از سوی عناصر سیاسی عملگرا در آن زمان نیز مسئله ساز بوده است. دامنه این دغدغه ، گاه حتی در قالب بروز تفاوت سلیقه با بزرگانی مثل شهید بهشتی بروز می کرده است. به عنوان مثال در جریان مناقشاتی که نظرات دکتر شریعتی در بین طلاب ایجاد کرده بود، شهید بهشتی با آیت‌الله مصباح درباره لحن نقد دیدگاههای شریعتی دچار اختلاف سلیقه شده بود . فضای کلی مدرسه حقانی به گونه ای بود که آیت‌الله مصباح برای جلوگیری از تیرگی بیشتر روابط در این مدرسه ،با صرف نظر از فعالیت درآن ، « موسسه در راه حق » را تاسیس کرد. آیت‌الله مصباح برخلاف آنچه که در تبلیغات رسانه ای پس از 76 جریانات منحرف ، به« عنوان تئوریسین خشونت در باند حقانی» معرفی می شد ، از قضا مخالف هر گونه همراهی با گروههای ماکیا ولیست مسلح مثل مجاهدین خلق بود . تبلیغاتچی های دوران موسوم به اصلاحات - که دارای پیوندی با گذشته گروههای خشونت گرا بودند - عنوان خشونت طلبی را از ،آنجا به تربیت یافتگان مدرسه حقانی نسبت می دادند که آنان پس از ریاست شهید بهشتی بر شورای عالی قضایی و دادستانی شهید قدوسی ، به دستگاه قضایی و سپس اطلاعاتی کشور پیوستند و با توشه اندوزی از مکتب بهشتی و قدوسی بیش از دیگران توانایی شناخت جریانهای منحرف و شیوه مقابله با آنها را یافته بودند.

نام:
ایمیل:
نظر: