علی امینی
زمانی که گفته می شود ایران در افق 1404 کشوری توسعه یافته با جایگاه علمی اول منطقه ای و الهام بخش در جهان اسلام و دارای تعامل سازنده و موثر در سطح منطقه و در عرصه بین المللی است، نیل به این هدف امکان پذیر نیست مگر اینکه سیاست «دانایی محوری» و توسعه آن در سطوح مختلف جامعه مد نظر متولیان امور نظام قرار گیرد و هر یک از دستگاه های حکومتی اعم از دستگاه های اجرایی، تقنینی و... نقشی را ایفا کنند.
در این میان نقش بخش های فرهنگی کشور از جمله مراکز پژوهشی فرهنگی، آموزشی فرهنگی و تبلیغی فرهنگی برجسته تر است.
مسلم آن است که در عرصه حاضر که دانش کلید توسعه و فناوری و پیشرفت است بدون در اولویت قرار دادن آن نمی توان به اهداف متعالی سند چشم انداز نایل آمد. طی چند سال گذشته انجمن ها و مراکز علمی متعددی که در توسعه دانش محوری و تولید علم می توانند نقش ایفا نمایند تأسیس شده اند و مقام معظم رهبری نیز بر حمایت دستگاه های کلان نظام از آنها تأکید داشته اند اما به نظر می رسد این وضعیت تا زمانی که جامعه ما به یک باور در این زمینه برسد فاصله های زیادی دارد. جامعه انقلابی ما بایستی در این زمینه به این باور برسد که می تواند در افق 1404 ابرقدرت علمی شود کما اینکه این مهم در پیشینه این کشور ثبت است و در عصر طلایی تمدن ایران اسلامی، جامعه ایرانی مهد علم و دانش و نخبه پروری بوده و دانشمندان بسیاری همچون ابن سینا، فارابی، سهروردی و... تقدیم جامعه بشری نموده است.
دانش محوری در جامعه ایرانی بایستی به صورت یک فرهنگ فراگیر درآید و در تمام سطوح جامعه، خلاقیت، ابتکار و نوآوری مورد توجه قرار گیرد. البته این نوآوری و خلاقیت ها ممکن است سبب تغییرات فرهنگی شود و این تغییرات فرهنگی برخی از قواعد و معادلات را برهم بزند و محیط را دستخوش تحول و دگرگونی سازد و مهم آن است که این دگرگونی ها در شرایطی که همسان با اهداف سند چشم انداز انجام می گیرد و دانش محوری را در کشور توسعه می دهد نباید سبب نگرانی گردد.
برای اینکه دانایی محوری در کشور گسترش یابد باید به تولید و انتشار دانش، آموزش های مستمر، ایجاد سازمان ها و انجمن های یاد دهنده و خلاق و نیز تحول در سازمان های بوروکراتیک در جهت حمایت از نخبه پروری و دانایی محوری اهتمام داشت. نمی شود از دانایی محوری سخن گفت و انتظار ابرقدرت علمی را در افق سند چشم انداز داشت اما با واگذاری امکانات لازم آموزشی و تحقیقاتی و یا تحول اساسی در ساختارهای فرهنگی، آموزشی و علمی مخالفت کرد. برای نیل به این مقصود بایستی نظام آموزشی و پژوهشی کشور کاملاً متحول شود و دانایی محوری با اولویت ارتقای روحیه پژوهشی و خلاقیت مدنظر قرار گیرد.
با نگاهی اجمالی به سقف اعتبارات تعیین شده در برنامه های توسعه گرای کشور و به تبع آن برنامه های سالانه و همچنین کارکرد دستگاه های فرهنگی کشور مشخص می شود که سیاست «دانایی محوری» و «تولید دانش» کمتر مورد توجه قرار گرفته است که این مهم لازم است متناسب با سند چشم انداز کشور مورد توجه قرار گیرد.