صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۹۶۴۵۹

فتح‌الله پریشان
ساختار نظام سیاسی در اندیشه فارابی شکل هرمی را دارد که در آن، روسا و رهبران، نهادهای حکومتی و توده مردم به صورت سلسله مراتب اجزای آن را تشکیل می دهند. در شماره قبل به مهمترین جزء این هرم قدرت، یعنی رهبری و سطوح آن در نظام سیاسی فارابی اشاره شد. بررسی نهادهای حکومتی به عنوان طبقه واسط این هرم از منظر این اندیشمند در این شماره پی گرفته می شود.
فارابی در کتاب «فصول المدنی» این نهادها را «اجزاءالمدینه» نامیده است و می گوید:«المدینه الفاضله اجزاوها خمسه» یعنی نظام سیاسی مدینه فاضله، پنج جزء دارد که تحت ریاست رئیس و حاکم مدینه عمل می کنند. نهادهای حکومتی به عنوان حلقه وصل بین رئیس و توده مردم و قاطبه مردم زیر نظر رئیس هستند و او به واسطه قدرتی که در نهادهای حکومتی دارد، بخش های مختلف جامعه را رهبری می کند. عناوین نهادهای حکومتی فارابی که وی گاهی برای نامیدن آنها از عناوینی چون «اجزاء»، «مراتب»، «ریاسات» استفاده می کند، عبارتند از:
1-نهاد«افاضل» که می توان به آن بخش فضایل و علوم گفت. این نهاد شامل حکیمان، متعقلان و صاحبان اندیشه در امور مهم است. در اینجا خوب است نگاهی به مفهوم افاضل و تعریف فضیلت از منظر فارابی داشته باشیم . معلم ثانی در «فصول منتزعه » فضیلت و فضایل انسانی را چنین تعریف می کند:«فضیلت خیری است که مطلوبیت ذاتی دارد و در ارتباط با افعال خیر و جمیل است و در حقیقت، اینگونه هیئات نفسانی که به واسطه آنها انسان خیرات و افعال جمیل را انجام می دهد، به فضائل موسوم هستند.» بعد از آن فارابی فضایل انسانی را به دو قسم فضایل خلقی (ذاتی مثل عفت و شجاعت) و فضایل نطقی (که کتابی اند) تقسیم می کند. او سپس در تقسیم دیگری فضایل را به چهار بخش نظری، فکری، خلقی و عملی تقسیم می کند و کتاب «تحصیل السعاده» را برای تبیین آنها می نگارد. هدف وی از این تعاریف این است که ویژگی رهبران نظام سیاسی را روشن تر نماید، زیرا وی بر این باور است که فاضلان کامل و حقیقی در درون نظام سیاسی، همان رهبران و روسای آن هستند.
2-نهاد«ذوواالالسنه» که همان بخش فرهنگ است. فارابی این نهاد را مشتمل بر گروه هایی از قبیل مفسران، خطیبان، شاعران، خوانندگان، موسیقیدانان و نویسندگان می داند که حاکم مدینه را در بخش فرهنگی یاری می رسانند. عالمان دین (حمله الدین) و خطیبان به لحاظ کارویژه ها و جایگاه آنها در ساختار بخش فرهنگی و نقش مهم آنها در تعلیم و ترویج فضایل و اهداف رئیس اول به شیوه های اقناعی، تمثیلی و خطابی به توده مردم از اهمیت ویژه ای برخوردارند.
3-نهاد «مقدرون» یا بخش کارگزاران مدینه در نظام سیاسی فارابی متصدی تنظیم و تقدیر امور داخلی جامعه بر اساس عدالت هستند. به عبارت دیگر، مسئولیت امور اجرایی جامعه از سوی حاکم بر عهده آنان گذاشته شده است. مقدران که شامل محاسبان، مهندسان ، اطباء و منجمان و... می شود، به دلیل نقش محوری که در توزیع عادلانه خیرات مشترک و تقسیم مناصب و صناعات و حقوق اجتماعی دیگر دارند، از مهمترین بخش های میانی جامعه فاضله فارابی است و لذا باید به سه شرط اساسی معرفت بر کلیات صناعات مختلف، قدرت اجرایی و تخصصی و برخورداری از تجربه کافی مسلط باشند.
4-نهاد«مالیون» که بخش اقتصادی نظام سیاسی فارابی است، هم مبرا کننده اندیشه پردازی وی از آرمان گرایی غیر واقع بینانه است و نشان می دهد که شهروندان مدینه فاضله به ثروت و مال دنیا آلوده می شوند و هم به دلیل شمول بخش اعظم وصایای فارابی، نشانگر اهمیت مسائل مالی در نزد وی است.
این نکته نشان از حدت ذهن وی در درک درست مسائل حکومتی است چه بسا در عصر فعلی ساماندهی موفقیت آمیز به مسائل اقتصادی را از ارکان اصلی حکومت داری مطلوب می شمارند. فارابی مسئولیت عمده بخش مالی مدینه را تولید ثروت و افزایش درآمد برای آن می داند و از همین رو مدینه ضروریه، نذاله و خست و دیگر جوامع را به دلیل انحرافات اقتصادی غیر فاضله می داند و معتقد است:«همه این جوامع و ریاست های آنها با مال، خرید و فروش می شوند.»
5-نهاد«مجاهدون» یا بخش جنگ و دفاع در واقع واحد نظامی و انتظامی مدینه و نظام سیاسی فارابی است که هم برای تحکیم و تثبیت فضایل و ترویج ارزش ها و تقسیم کار ها و صنایع و توزیع قدرت و امکانات در داخل و هم حفاظت از کلیت نظام در مقابل دشمن خارجی پیش بینی شده است. از دیدگاه فارابی در هر نظامی، حتی در مدینه فاضله، هم مردم به اوامر حکومتی و نظامات سیاسی- اجتماعی پایبند و معتقد نیستند و از دستورات رهبری تمرد می کنند، که بر این اساس به ضرورت آموزش همگانی در دو سطح آموزش عالی و آموزش عمومی برای ارتقا و تصحیح باورهای سیاسی مدنیون می رسد. فارابی در تعریف آموزش می گوید:«ایجاد فضایل و ارزش های نظری در بین امت ها و مدینه ها.» البته در فلسفه سیاسی وی تعلیم به تنهایی کافی نیست بلکه همواره «تأدیب» و پرورش هم نیاز است. طبیعی است در بخش تأدیب که فراهم آوردن زمینه عملی انجام افعال محوله از طریق اشتیاق است، همه مردم واکنش مثبت نخواهند داشت.
در این صورت علاوه بر تأدیب اقناعی از تأدیب اجباری که توسط سپاه می تواند صورت گیرد نیز باید استفاده کرد. بنابراین بخشی جهادی به دو گروه تقسیم می شود، بخش مسئولیت جنگ و دفاع در برابر دشمن خارجی و بخشی حفاظت از نظم داخلی و برقراری قانون را بر عهده دارند. فارابی از بحث مجاهدون به بررسی پدیده جنگ و جهاد می رسد و یازده نوع جنگ را در دو قالب جنگهای عادلانه و جنگهای جائرانه دسته بندی می نماید.

نام:
ایمیل:
نظر: