صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۹۶۴۶۱

امیرعلی جباری
امروز ظرفیت دانشگاه های ما 70 درصد رشد داشته و از طرفی ظرفیت تحصیلات تکمیلی نیز 3 برابر افزایش پیدا کرده است، این موضوع نوید آن را می دهد، که مسئله ای که روزی به آرزویی محال تبدیل شده بود، هم اکنون آرزویی دست یافتنی شده است و بسیاری فارغ از دغدغه ها، نگرانی ها، بی خوابی ها و استرس ها حداقل کمتر از گذشته دیگران ، راحت تر وارد دانشگاه ها می شوند، این موضوع اگر چه مثبت و قابل تقدیر است، اما تا زمانی که بدون توجه به فاکتورهای دیگر بویژه کیفی در نظر گرفته شود، نمی تواند 100 درصد مطلوب و موثر باشد. چرا که مطالعات و گزارش های موجود نشان می دهد میزان آسیب های اجتماعی در دانشگاه ها رو به افزایش است.
به گفته برخی از کارشناسان هم اکنون در دانشگاه ها همه چیز به غیر از چگونه زیستن و ایجاد سازگاری معقول و مقابله منطقی با مشکلات به دانشجویان آموزش داده می شود و این یعنی دانشجویان ما بدون آن که بدانند فلسفه حقیقی زندگی چیست، جزوه های آموزشی را یکی پس از دیگری ورق می زنند! این در حالی است که به گفته رئیس سازمان سنجش و آموزش کشور، تولیدات علمی ایران در جهان در چند سال اخیر نقش چشمگیر و قابل توجهی داشته است و ایران توانایی قرارگرفتن در میان 10 کشور نخست تولیدکننده دانش جهانی را دارد، بنابراین دانشجویان ایرانی توانایی بالایی در رشد تولیدات علمی دارند و از این منظر نیز موجب افتخار کشور محسوب می شوند، اما متأسفانه بسیاری ازاین ظرفیت ها و استعدادها در جریان ورود به دانشگاه ها و در حاشیه مسایل مختلف اجتماعی از بین می رود و به جز برخی از دانشجویان، باقی آن ها دچار مسایل حاشیه ای می شوند.
امروز علاوه بر اینکه به رشد تولیدات علمی 6 هزار درصدی کشورمان افتخار می کنیم به همان میزان نیز نگران افت تحصیلی در دانشگاه ها هستیم. کارشناسان اعلام می کنند که 30 درصد دانشجویان به رشته تحصیلی خود علاقه مند نیستند، بنابراین باید در کنار افزایش ظرفیت ها، علاقه مندی دانشجویان نیز در نظر گرفته شود و هدف نباید فقط ورود به دانشگاه باشد و دانشجو پس از ورود به دانشگاه کار را تمام شده بداند و در زمینه درس و تحقیق و پژوهش سهل انگاری کند. از طرفی در سال های گذشته سرانه هر ایرانی 4ساعت تماشای تلویزیون و 3 دقیقه مطالعه بوده است، با وجود چنین جامعه ای آیا می توان از ظرفیت بالای دانشگاه ها خوب استفاده کرد؟! البته افت تحصیلی و بعضاً انصراف و کناره گیری دانشجویان از ادامه تحصیل علل مختلفی دارد، یکی از علت های مهم آن تأمین نشدن آینده شغلی دانشجویان است، دانشجویان در برخی رشته ها که آینده شغلی خوبی ندارند به جای درس و مطالعه به سمت شغل های کاذب می روند و برخی ها نیز مجبور می شوند برای تأمین مخارج دانشگاه خود، دست به هر کاری ( از نظافتچی گرفته تا منشی گری) بزنند! بسیاری از اساتید معتقدند از آنجا که دانشجو، آینده شغلی روشنی نمی بیند، تمایل چندانی نیز به فارغ التحصیلی و کیفیت تحصیل ندارد و البته نباید از نظر دور داشت که برخی ها نیز که دچار ضعف شخصیتی و کمبود اعتماد به نفس هستند به جای کارکردن به سمت مسایل بزه و خلاف می روند و در حقیقت از زیر بار «کار کردن» شانه خالی می کنند، در این میان البته باید شهریه های سنگین دانشگاه ها، نبود ارتباط ارگانیک میان دوره های آموزش متوسطه و دانشگاهی و نبود روحیه رقابت و مشارکت جمعی در اجرای پروژه های علمی را به عوامل قبلی اضافه کرد.
اما یکی از مسایل مهم و قابل توجه در دانشگاه ها که بسیاری نیز با آن دست و پنجه نرم کرده و به نوعی طعم آن را چشیده اند، مسئله بی انگیزه بودن است، خروج پی درپی دانشجویان از کلاس های درس، خمیازه کشیدن و چرت زدن، بی توجهی به کلام استاد، روخوانی دروس در شب امتحان، فاصله گرفتن از تحقیق و پژوهش، همه و همه تنها بخشی از معیارهایی است که بی انگیزه بودن دانشجویان را تأیید می کند، اما علت اصلی نبود انگیزه در آن ها تنها به یک عامل برنمی گردد، بسیاری معتقدند جزوه های تکراری، تاریخ مصرف گذشته و فاقد جذابیت استادان به این مسئله بسیار دامن زده و از طرفی شیوه های نامطلوب تدریس استادان نیز در بروز این بی انگیزگی بی تأثیر نبوده است.
امروز همه باید بدانیم که افت تحصیلی و انصراف دانشجویان از تحصیل نه فقط به پیکره علمی جامعه لطمه می زند که بار مالی سنگینی را نیز به اجتماع وارد می کند و برجایگاه علمی دانشگاه های کشور تأثیر جدی می گذارد، بنابراین تلاش برای جلوگیری از این افت تحصیلی علاوه بر اینکه دانشجویان را نجات می دهد، می تواند جامعه را نیز از خطرهای احتمالی مصون دارد، دانشجو امروز نیمی از بدنه اصلی جامعه را تشکیل می دهد و بی شک نادیده گرفتن زنگ خطر دانشجویی، نادیده گرفتن حق سالم بودن اجتماع است، پس به گوش باشیم زنگ خطر دانشجویی سال ها است که به صدا در آمده است.

نام:
ایمیل:
نظر: