صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۹۶۴۸۸

بصیرت:‌ قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری در یادداشتی تحت عنوان “ چرا به میرحسین موسوی رای نمی دهم” (1) با اشاره به اینکه تصمیم نهایی پای صندوق رای و نوع رفتار انتخاباتی هر شهروند تابعی از متغیرهای عقلانی و احساسی است به بررسی دلایل شخصی خود درباره این مهم که چرا تصمیم گرفتم به میرحسین موسوی رای ندهم، پرداختم. البته در همان یادداشت تاکید کردم این تصمیم لزوما قابل تجویز نیست چرا که شاید این دلایل دیگری را اقناع نکند و در تصمیم وی خللی وارد ننماید.‌
در این مقاله گوشه چشمی نیز به روشهای تبلیغاتی مخملی مهندس موسوی، نزدیکی غیر قابل توجیه وی با گروههای افراطی نظیر مشارکت و مجاهدین، همسویی خواسته یا ناخواسته با رسانه های خارجی و رنگ لباس سبز و زبان سرخ وی داشتم.
این مطلب بلافاصله با اعتراض و واکنش مدیر مسئول محترم روزنامه، مهندس سید مرتضی نبوی مواجه شد. استدلال ایشان کاملا متقن و محکم بود. مهندس نبوی معتقد بودند که ما حق نداریم با توجه به سوابق مثبت و روحیه ارزشی مهندس موسوی درباره رفتار ایشان در انتخابات آینده پیشداوری کنیم و مولد نوعی فضای آنتاگونیستی کاذب باشیم.
فردای آن روز توضیحی از جانب ایشان به قلم سردبیر محترم روزنامه در همان صفحه درج شد و راقم این سطور نیز حق را به مهندس نبوی داد.
اما روز گذشته وقتی تصاویر تکان دهنده شرارت عده ای از هواداران میرحسین موسوی در چند خیابان مرکزی تهران توسط رسانه ملی پخش شد و سلسله حوادثی که در چند روز پیش موجبات آسیب رساندن به اموال عمومی و مزاحمت برای نوامیس مردم را فراهم کرد؛ اینکه بلافاصله این اتفاقات در رسانه های بیگانه و تلوزیونهای ماهواره ای تحت عنوان” ایران به آشوب کشیده شده است” منعکس گشت و ... این تئوری را تقویت کرد مهندس موسوی خواسته یا ناخواسته وارد بازی خطرناکی شده است که سناریو آن از چند ماه پیش طراحی شده است.
اصولگرایان بر آن بودند تا انتخابات دهم را به عرصه یک رقابت اخلاقی و برنامه محور تبدیل کنند. فحول اصولگرا حتی از درج خفیف ترین یادداشتهای انتقادی نسبت به موسوی پرهیز می کردند. اغلب اصولگرایان به شعارهای ارزشی و حلقه سبز پیرامون ایشان که همان هسته مرکزی بود، دل خوش کرده بودند. راقم این سطور چند ماه قبل از انتخابات در یادداشت دیگری تاکید کردم:” میرحسین موسوی یک سرمایه سیاسی برای نظام جمهوری اسلامی است که علی رغم تمام انتقادات وایرادات وارد به وی کوله باری از تجارب مدیریتی در کوران سخت دفاع مقدس را به دوش می کشد.‌‌”‌‌(2)‌
‌ اما پیام صحنه های تاسف آوری که روز گذشته از رسانه ملی پخش شد چه بود؟ چه اسمی روی این اتفاقات می توان گذاشت؟ آیا عده ای که مورد اقبال عمومی واقع نشده اند، قصد دارند از ملت انتقام بگیرند؟ آیا می خواهند روز به روز بر عمق و دامنه تنازعات و فضای ستیزآلود خیابانی بیفزایند؟ این همسویی با جریانات خارج از کشور تا کجا می می خواهد ادامه پیدا کند؟ مهندس موسوی در مقدمه بیانیه انتخاباتی خود بدون در نظر گرفتن هیچ یک از لوازم اولیه رقابت های سیاسی در دموکراسی اعلام کرده است:” نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت آور است مردمی که در صفهای طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می دانند که به چه کسی رای داده اند با حیرت تمام به شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می کنند.”‌
‌ هر چند هوشیاری مردم و حضور بی نظیر شهروندان تهرانی در جشن شکرگزاری حماسه 22 خرداد و بیانات هوشمندانه دکتر محمود احمدی نژاد تمام توطئه ها را خنثی کرد و فضایی آرام و متین را برای تهران به ارمغان آورد اما تمکین نکردن مقابل رای مردم مقدمه دیکتاتوری و یک روش کاملا فاشیستی است.
در لبنان حزب الله در انتخابات اخیر توفیق تغییر وضع موجود را پیدا نکرد اما علی رغم اینکه مسلح است نسبت به رای مردم تمکین نمود و به رقبای خود تبریک گفت و اعلام کرد که همه ظرفیتهای حزب الله در خدمت پیشرفت و اعتلای کشور لبنان است. اما آیا اگر جریاناتی که امروز بدون هیچ دلیل قانع کننده ای حیات سیاسی خود را در غوغاسالاری، هوچیگری و اغتشاش میبینند جایگاه، پایگاه و قدرت حزب الله را داشتند چنین رفتار دموکراتیکی از خود به نمایش می گذاشتند.‌
در دوم خرداد 76 که وضعیت مشابهی با این انتخابات وجود داشت و نتیجه انتخابات بر خلاف انتظار برخی جریانات سیاسی بود رقیب آقای خاتمی هنوز نتایج نهایی شمارش آراء اعلام نشده بود به ایشان تبریک گفت.
امروز عدم تمکین مهندس موسوی در برابر رای مردم مولد نوعی دیکتاتوری و بی قانونی است. اگر قرار باشد هر کسی در هر انتخابات شکست خورد شهامت و ظرفیت پذیرش شکست را نداشته باشد و در بین هواداران خود خط آشوب و اغتشاش را ترویج کند در کشور سنگ روی سنگ بند نمی شود.‌
پی نوشتها:
1. روزنامه رسالت، 27‌1388/2/، صفحه 2‌
2. روزنامه رسالت، 1387/11/7 ، صفحه 1‌

نام:
ایمیل:
نظر: