صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۳:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۷۴۰۶

مرتضی صفار هرندی
مهم ترین رویداد صحنه تحزب ایرانی در بهار 1340 بدون شک تشکیل گروهی به نام نهضت آزادی است. نهضت آزادی اندکی پس از تشکیل جبهه ملی دوم به عرصه آمد. براساس اسناد ساواک و لانه جاسوسی آمریکا و نیز اظهارات حسیبی عضو قدیمی جبهه ملی، عدم انتخاب مجدد مهندس مهدی بازرگان به عضویت هیئت اجرایی جبهه ملی دوم محرک اصلی او برای تشکیل نهضت آزادی بوده است.
بازرگان در احساس منزلتی که در مجموعه هواداران جبهه ملی دوم می کرد حق داشت، چرا که بخش قابل توجهی از جوانان مذهبی حامی جبهه ملی برگرد او حلقه زده بودند. اعضای جبهه ملی به اعتبار نمایندگی از سوی حزب و گروه ولو بسیار کوچک خود از جایگاه مناسبی در تصمیم گیری های این جبهه برخوردار بودند. در حالی که بازرگان به رغم نفوذی که از طریق اندیشه تجدد دینی خویش بر بخش بزرگی از هواداران جبهه ملی داشت و صرفاً به سبب نداشتن گروه مشخص نمی توانست بر تصمیمات این جبهه اثر قابل توجهی داشته باشد. یک سند ساواک از قهر بازرگان پس از بگومگوی او در همین زمینه با داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران حکایت دارد.
اکثریت همراهان بازرگان در تأسیس نهضت آزادی جوان های مذهبی تر جریان ملی بودند، اما افراد غیر مذهبی مثل «حسن نزیه» نیز در چارچوب دسته بندی های داخلی جبهه ملی به نهضت آزادی پیوسته بودند. اعضای هیئت موسس نهضت آزادی 42 نفر بودند. آنها برای تشکیل این گروه، نظر مساعد دکتر محمد مصدق، پیرمرد منزوی در باغ احمدآباد، را نیز کسب کردند، نظر مساعدی که حتی گلایه مندی برخی از اعضای جبهه ملی مثل فروهر را به دنبال داشت. به گفته مهدی بازرگان افراد مأمور«تهیه مرامنامه و اصول کار» نهضت آزادی علاوه بر خود او، آیت الله طالقانی، دکتر یدالله سحابی، مهندس عطایی ( وزیر کشاورزی مصدق) آیت الله سیدرضا زنجانی، حسن نزیه، عباس سمیعی و رحیم عطایی (خواهرزاده بازرگان) بودند. آنچه از اظهارات دکتر عباس شیبانی عضو موسس نهضت آزادی بر می آید، رحیم عطایی در انگیزه سازی برای بازرگان در زمینه تأسیس نهضت آزادی نقش قابل توجهی داشته است.
در 27 اردیبهشت 1340 یعنی یک روز قبل از برگزاری میتینگ جبهه ملی دوم در «باغ جلالیه»- که ابتکار عمل آن به دست جوانانی مثل دکتر عباس شیبانی بود و برخی از سران جبهه ملی مثل دکتر صدیقی با آن مخالف بودند- نهضت آزادی اعلام موجودیت کرد. اما این تصور که بازرگان نیز از زاویه رادیکالیسم نسبت به موضع جبهه ملی، اقدام به تأسیس نهضت آزادی کرده باشد چندان به صواب نزدیک نیست.
او در همان زمان به صراحت گفت که هیچ گونه اختلاف نظر و عقیده با جبهه ملی ندارد. به اعتراف اعضای آن زمان نهضت آزادی مثل لطف الله میثمی، نهضتی ها با کابینه علی امینی رابطه نزدیک داشتند. گو این که دولت امینی نیز «احمدصدر حاج سیدجوادی» ( عضو فعلی مرکزیت نهضت آزادی) را به عنوان دادستان تهران تعیین کرده بودند. سه روز پس از تأسیس نهضت آزادی ، بازرگان در نامه ای به باقر کاظمی رئیس شورای جبهه ملی دوم تقاضای عضویت نهضت آزادی را به عنوان یک شخصیت حقوقی مستقل در جبهه ملی اعلام کرد. نهضت آزادی در آن زمان حتی یکی از هدف های تأسیس خود را «تقویت و اعتلای نام جبهه ملی» دانست.
با این حال بازرگان با اشاره به محرک های مختلف گروه های تشکیل دهنده جبهه ملی، محرک نهضت آزادی را «معتقدات مذهبی» معرفی می کرد. البته او نگاه متفاوت خود به اسلام را نیز کتمان نمی کرد. بازرگان سه سال بعد در دفاعیات خود در دادگاه رژیم شاه گفت:« حقیقت مبدأ تأسیس نهضت آزادی را باید در وصایای شاه سابق( رضا پهلوی) و در اعزام محصلین به اروپا جست وجو کرد. مشاهدات و تأثیرات اروپا نقش ابتدایی داشت. ایمان و علاقه ما به اسلام محرک و میزان اصلی شد.»
اما وجود فردی بی قید نسبت به دین مثل حسن نزیه و عضویت افراد توده ای در نهضت آزادی شاهدی بر نظر دیگری است که بازرگان در( 15/4/1340 ) در کلوب نهضت آزادی ابراز کرد. او گفت:« هر کس می تواند در حزب ما اسم نویسی کند و با دین داشتن و نداشتن او کاری نداریم.»
نهضت آزادی در بدو تأسیس سه دسته گرایش را در خود جای داده بود. گرایش مذهبی متعلق به جوان ترها، اعضای انجمن اسلامی دانشجویان و مهندسین، مریدان آیت الله طالقانی و افرادی مثل شیبانی و جلال الدین فارسی و حتی برخی افراد که بعدها سازمان مجاهدین خلق را تشکیل دادند، بود. دسته دیگر افراد بی قید نسبت به مذهب مثل حسن نزیه و جوانترهایی مثل عباس امیرانتظام بودند و بالاخره جناح مهندس بازرگان که سعی داشت این دو گرایش را زیر چتر رهبری خود سازماندهی کند. بازرگان در جلسه افتتاحیه نهضت آزادی گروه خود را «مسلمان، ایرانی، تابع قانون اساسی (رژیم سلطنتی) و مصدقی »خواند.
علاوه بر همه این ها نهضت آزادی از ابتدای تأسیس رایزنی با آمریکایی ها را برای الزام شاه به سلطنت و حکومت و نیز گرفتن سهمی از قدرت می پسندیدند. یک عضو جوان نهضت آزادی به نام عباس امیرانتظام از دوران دانشجویی با یک مأمور سازمان سیا به نام «کاتم» مرتبط شد و ترتیب ملاقات او با بازرگان را داد.
همزمان با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) دولت علم سران نهضت آزادی را به زندان انداخت. به هنگام محبوس بودن بازرگان و دوستانش، خصوصاً در جریان واقعه 15 خرداد 1342، اعلامیه هایی در بیرون از زندان از سوی نهضت آزادی صادر شد که با نگاه سیاسی بازرگان هماهنگی نداشت. در این اعلامیه ها حتی از قیام مسلحانه برضد رژیم شاه سخن به میان آمده بود. بازرگان از داخل زندان به هواداران گروه خود هشدار می داد که این موضع گیری از سوی نهضت آزادی نیست و کار ساواک است. حال آن که نویسنده این اعلامیه های شدید اللحن کسی جز جلال الدین فارسی عضو جوان نهضت آزادی نبود. همزمان، جریان غیر مذهبی نهضت آزادی در هیئت اجرایی این گروه با صدور بیانیه هایی تأکید داشت که «تنها حکومت ملی، حکومت مصدق است.» دغدغه مهم این افراد در شرایط خونین آن روزها ابراز نگرانی از حمله مردم به سفارتخانه ها بود. جلال الدین فارسی معتقد است محوریت این گروه با احمد صدر حاج سید جوادی بوده و او نیز به اشاره علی امینی فعالیت می کرده است.

نام:
ایمیل:
نظر: