بصیرت: «بر فرض این که صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.»
نامه هاشمی رفسنجانی به رهبری
هر چند تا قبل از روشن شدن ترکیب آرای به صندوقها ریخته شده در روز 22 خرداد، با وجود پرجوش و خروش بودن رقابتهای انتخاباتی، هیچ گونه نشانی که شأن فرهنگی این ملت را مخدوش سازد بروز نیافت اما بر اساس پیش بینیها، طراحان ناآرامی چشم به
بهره مندی از شرایط روحی و روانی بخشی از ملت که نامزدشان نتوانسته حائز اکثریت آرا شود، داشتند. در این زمینه باید اذعان داشت اهداف سیاسی برخی زمانی به بهترین وجه محقق میگردد که در صفوف یکپارچه ملت خلل وارد آید. داشتن سلائق، گرایشهای فکری و... از الزامات یک جامعه پویا و زنده است. شرط رشد نیز برقراری تعاملی منطقی بین صاحبان نظرات و دیدگاههای مختلف پایبند به مصالح ملی است.
شرایط قبل از روز رأیگیری از این رو بسیار مسرت بخش بود که حتی در درون خانوادهها دارندگان نظرات مختلف به بحث با یکدیگر میپرداختند. اما از آنجا که ورود جامعه ایران به چنین وادی مبارکی رشد سریعی را موجب میشد بدخواهان ملت و کسانی که از رشد آگاهیها در جامعه زیان میدیدند، در صدد برآمدند بخشی از مردم را بازنده ترسیم کنند تا بتوانند از احساسات جریحه دار شده آنان بهره گیرند.
به طور مسلم در رقابت انتخاباتی به عظمت آنچه منجر به 22 خرداد شد، همه ملت برنده بود (چه آنان که نامزدشان حائز اکثریت آرا شده بود و چه آنان که اقلیت چشمگیری محسوب شدند) زیرا بدون اغراق هر گرایشی فرصتی استثنایی یافته بود تا سخن خود را با مردم در میان گذارد. شکل گیری این آگاهی عظیم در واقع ناشی از نزدیک شدن انتخابات به ماهیت اصلی خود بود.
البته این بدان معنی نیست که همه آنچه از جانب کاندیداها و هواداران مطرح شد، صحیح و بینقص بود بلکه سخن از آن است که در فضایی باز و در گفتوگوهای رو در رو انتقادات جدی و بیپرده مطرح میشود قانون نیز برای آنچه به خطا مطرح شده مکانیزمی برای پیگیری پیش رو قرار داده است.
در این میان برخی که این فضا را بر نمیتابند رسماً قبل از انتخابات آگاهانه یا ناآگاهانه چراغ سبزی به بدخواهان ملت برای مخدوش ساختن تعاملات سازنده دادند. علاوه بر آن تدارک غیر منطقی ساختن رقابتها نیز فراهم شد. بعد از مشخص نتایج انتخابات کاندیداها میبایست با در نظر گرفتن تهدیدات مطرح شده از بیان هر گونه سخن متأثر از نا کامی اجتناب میورزیدند تا صفوف هواداران آنان با کسانی که از آگاهی ملت رنجورند و همچنین با بدخواهان ملت در هم نیامیزد.
متأسفانه برخی تندرویها از هر دو سو موجب شد تا مخالفان بسط آگاهی و بدخواهان استقلال ایران عملاً صحنه گردان شوند برای نمونه مدیریت غیر قانونی دانشگاه آزاد (که از گسترش آگاهیها بسیار هراسناک است) نافرمانی مدنی!! را ترویج میکند و از دیگر سو جریان مجتمع شده حول رسانه وابسته به انگلیس (به عنوان دشمن سر سخت استقلال ایران) خط اغتشاش را دنبال میکند تا ثابت نماید ملت ایران لیاقت و رشد لازم برای
بهره گیری درست از فضای باز را ندارد.
متأسفانه هر دو این جریانات، نیروها و تشکیلاتی را در اختیار دارند در گذشته این توانمندی خود را در سطح محدود به اثبات رساندهاند اما اکنون درایت و هوشمندی حائزان اکثریت و اقلیت آرا در معرض قضاوت قرار گرفته است.
قطعاً از آنجا که جریان غیر پیروز در انتخابات نیز جنسی متفاوت از مخالفان بسط آگاهی و بدخواهان ملت ایران دارد. بنابراین تلاش برخی گروههای سیاسی برای استفاده از قشر خاموش نتیجه مورد نظر آنان را عاید نساخت بلکه قسمت اعظم قشر خاموش با رأی خود در مقابل تهدیدات صفآرایی کرد. این مسئله بویژه در شهرستانهای محروم معادله رقابت را به نفع یک کاندیدا بشدت برهم زد. نباید مردم را محدود به اطرافیان یا مرکز نشینان یا مرفهین پنداشت.
این پندارهها به توهمات انتخاباتی (که اطرافیان ایجاد میکنند) دامن میزند در این میان به نظر میرسد دستاندرکاران اداره جامعه متأسفانه برای تشریح راهکارهای
پیاده سازی تهدیدات توسط زیاندیدگان از افشاگریها برای مردم آمادگی لازم نداشتند در حالیکه از قبل از انتخابات رسماً و کتباً این مسائل مطرح شده بود.
این عدم آمادگی موجب گشت تا از یک سو عوامل مشکوک به ایفای نقش بپردازند و روابط اقشار مردم را با یکدیگر تیره گردانند و فضای عقلانیت را مخدوش سازند و از دیگر سو برخی از صاحبان اقلیت آرا خواسته یا ناخواسته با تهدید گران و بدخواهان ملت درآمیزند و در چارچوب قانون مطالبات خود را پی نگیرند اکنون به نظر میرسد پس از تحمیل شدن هزینههای کلان مادی و حیثیتی بر ملت ایران فضای عقلانیت در میان احزاب رو به تقویت است لذا همه دلسوزان کشور باید بدانند قانونگرایی تنها راه حفظ منافع عمومی است.