صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۸۲۳۹

یکی از راههای بررسی علمی، انتقاد، تبلیغ و... بیان رو در روی نظرات و ارائه اندیشه ها و دیدگاه های طرفین بحث است. در میدان مناظره افراد با بیان استدلالهای خود هم به نقد طرف مقابل خود می پردازند و هم سعی در دفاع از تفکرات خود دارند از این رو چنین آوردگاهی اگر با رعایت موازین و چارچوبهای اخلاقی صورت گیرد نقش به سزایی در روشنگری جامعه ایفا خواهد نمود چه آنکه در اثنای بحث و سخن است که عیب و هنر مرد آشکار می گردد!
مناظره از دیر باز در میان علمای اسلامی چه به صورت مکتوب و چه به صورت شفاهی جایگاه ویژه ای داشته است. مناظرات علمای شیعه با اهل عامه و سایر مذاهب و نیز با سایر علمای شیعه حجم انبوهی از کتب شیعه را به خود اختصاص داده است. در برخی موارد چندین کتاب در رد و جواب نظرات یکدیگر می نگاشتند.
در سیره ائمه بزرگوار(ع) نیز مناظرات علمی بسیاری به چشم می خورد از این رو می توان با دقت در شیوه گفتگو و سخن آن ذوات مقدس چارچوبهای اخلاقی یک مناظره همراه با اعتدال و میانه روی را به دست آورد.
آنچه در مناظره باید مورد توجه قرار گیرد این است که در آن منطق و استدلال در درجه اعلی باشد و طرفین مناظره به وادی احساس منحرف نشوند. چه آنکه در این صورت بحث و گفتگو از موعظه حسنه و جدال احسن خارج گشته و تبدیل به مجادله مذموم و مراء و خودنمایی، و در نهایت کینه و کدورت می گردد که در بیان ائمه نسبت به این امر هشدار داده شده است. ائمه اطهار(ع) با آنکه خود بحر معارف و اقیانوس علم بودند هیچ گاه برای خودنمایی و اظهار فضل و کمال با طرف خود بحث نمی کردند.
علمای بزرگوار شیعه نیز با تمسک به اهل بیت چنین منشی داشتند. بطور نمونه نقل شده است «گاه مرحوم شوشتری از محقق اردبیلی سوالی می کرد و ناگاه مرحوم اردبیلی بین بحث، ساکت می شد یا اظهار می داشت: این باشد تا به کتاب، مراجعه کنم. سپس، دست مرحوم شوشتری را گرفته و روانه خارج شهر می شد. هنگامی که به جای خلوتی می رسیدند، مقدس، مساله را مطرح و موشکافی می کرد. مرحوم شوشتری با شگفتی می پرسید: شما که مطلب را به این خوبی می دانستید، چرا در جلسه مباحثه مطرح نفرمودید؟ محقق پاسخ می داد: آنجا گفتگویمان در حضور مردم بود، و این احتمال وجود داشت که ما بخواهیم با همدیگر جدال و بر یکدیگر غلبه پیدا کنیم؛ ولی اینجا جز خدای متعال کسی نیست و از فخرفروشی و اظهار فضل بدوریم. (انوار نعمانیه3: 40) از این رو گرچه یکی از اهداف مناظره غلبه نمودن بر طرف دیگر است اما باید توجه داشت آنچه سبب رضای خداست این است که با رعایت عدل و انصاف طرفین در فکر غلبه حق باشند نه غلبه خود!
مورد قابل ذکر دیگر اینکه ائمه در مناظرات خود ضمن بیان نظرات خود با رعایت انصاف هیچ گاه بر اعتقادات طرف مقابل هجوم نبرده و آن را مورد توهین قرار نمی دادند و در کمال متانت بدون آنکه اندیشه طرف مقابل را مورد هجمه و اهانت قرار دهند نظر خود را بطور مستدل بیان می نمودند. البته در برخی موارد نیز تقیه باعث می شد سخنانی را بیان کنند که در دل بدان معتقد نبودند که بسط این موضوع مقال دیگری می طلبد. اما با این حال قدمی از بیان حق عقب نمی گذاشتند.
حضرت امام جواد(ع) که در دوران کودکی امامت را به عهده گرفت، مناظرات بسیاری با علمای زمان خود داشت. در یکی از این مناظرات یحیی بن اکثم -از علمای اهل عامه- از حضرت پرسید: ای پسر رسول خدا! نظر شما درباره روایتی که نقل شده است که «خداوند جبرئیل را فرستاد تا از پیامبر(ص) بخواهد که از ابابکر سوال کند: آیا او از خداوند راضی هست یا نه؟ با این که خداوند از او راضی می باشد» چیست؟
امام جواد(ع) فرمود: من منکر فضیلت ابابکر نیستم، ولی بر ناقل این روایت لازم است که طبق دستور پیامبر(ص) عمل کند . پیامبر اکرم(ص) در حجه الوداع فرمود: «بعد از من جاعلان حدیث فراوان می شوند، لذا باید احادیث را بر قرآن و احادیث عرضه کنید؛ هر حدیثی که موافق قرآن و سنت من باشد به آن عمل کنید و اگر مخالف آن دو بود، بدان عمل نشود .»
این خبر موافق با قرآن نیست، زیرا خداوند می فرماید: «ما انسان را آفریدیم و وسوسه های نفس او را می دانیم و ما از رگ قلبش به او نزدیکتریم. (ق: 16)» آنگاه چگونه می شود خداوند از رضایت و غضب ابابکر نسبت به خود بی خبر باشد، تا نیاز به سوال داشته باشد؟ این عقلا محال است.
آن شخص باز پرسید: در روایات آمده که آن دو (ابابکر و عمر)، پیر مردان اهل بهشت می باشند، در این زمینه چه می گوئید؟
حضرت فرمود: این هم محال است، چون بهشتی ها همه جوانند و در آن جا پیرمردی وجود ندارد . این روایت را بنی امیه در مقابله با آن روایتی که می گوید: «حسن و حسین آقای جوانان بهشتی می باشند» ، ساختند. در این مناظره سوالات دیگری هم مطرح شد که حضرت با تکیه بر اعتقادات طرف مقابل و بدون تعصب و تنها با استناد به آیات و عقل یحیی را محکوم نمود.
پسندیده است علما و صاحب نظران با مراجعه به سیره ائمه اطهار و علمای سلف از این منابع شگرف، منشور اخلاقی و عقلی مناظرات و بحثهای علمی را تدوین نموده تا فضای آزاد اندیشی و پاسخگویی در محافل علمی و سیاسی و ... به نحو احسن برقرار گردد!

نام:
ایمیل:
نظر: