صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۹۸۲۵۱

مرتضى صفارهرندى
تلاش ناموفقی که احزاب منتقد وضع موجود، در اواخر دهه چهل برای حضور در حاکمیت انجام دادند نتیجه ای جز نومیدی از تغییر را به دنبال نداشت. اما در همان سال ها یک نیروی تازه نفس ولی ریشه دار در سلول های جامعه شیعی ایران وارد صحنه شد و در مدت کوتاهی یک نهضت قدرتمند را با گفتمان و اهدافی متفاوت با احزاب سیاسی به راه انداخت.
نیازی به تکرار این سخن نیست که روحانیت شیعه در خیزش های دو سده اخیر ملت ایران نقش والایی داشته است. اما نهضتی که از سال 1341 در صحنه سیاسی ایران برپا شد مرجعی جز این نهاد دینی نداشت. روحانیت دارای یک تشکیلات سنتی بود که برخی از کارکردهای احزاب سیاسی را داشت و مزیت های اختصاصی آن مثل نفوذ در عمق عواطف اجتماعی و نیز محرم بودن در جزئی ترین وجوه زندگی مردم، آن را از احزاب سیاسی ممتاز می ساخت.
اما به تناسب گستردگی شبکه روحانیت، برخی از نیازهای روزآمد، در فعالیت سیاسی از طریق این شبکه قابل پاسخگویی نبود.
از دوران مشروطه روحانیون برخی از شهرهای بزرگ تشکل هایی به نام «هیئت علمیه» را به راه انداخته بودند. اما این تشکل ها به صورت جزئی از مجموعه شبکه مبارزات سیاسی جامعه ایران را تشکیل می دادند. در مهرماه 1341 جمعی با عنوان مدرسین حوزه علمیه قم با صدور اولین اطلاعیه خود درباره انجمن های ایالتی و ولایتی به صورت رسمی تشکل را بنیان نهادند که هم اکنون به نام «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» شناخته می شود. مقدمه تشکیل این جمع به اقداماتی بود که گروهی از مدرسین برای ایجاد اصلاحات در حوزه علمیه از سال 1337 آغاز کرده بودند. شهیدان بهشتی، سعیدی، شاه آبادی و بزرگان مثل آقایان ربانی شیرازی مشکینی، مکارم، حسین نوری، آذری قمر، منتظری، سیدجلال آشتیانی، سیدمهدی روحانی، جعفر سبحانی و سیدموسی صدر کسانی هستند که جلسات مشترک هفتگی برای این منظور داشته اند.
اگرچه تشخیص آیت الله بروجردی بر عدم تناسب وضعیت جسمانی خود و نیز شرایط حوزه برای اجرای برنامه مدون این جمع، مانع عملی شدن آنها شد، اما این جمع فعالیت های خود را در گروه های کوچک تر ادامه داد. به عنوان مثال حلقه ای متشکل از مدرسینی مثل آقایان مصباح یزدی، مسعود خمینی، ابراهیم امینی، رشیدپور، سیدابراهیم خسروشاهی و شیخ محمدعلی قمی طرحی را برای اصلاح حوزه نزد بزرگان حوزه علمیه قم بردند که تنها امام خمینی (به عنوان یکی از برجسته ترین اساتید حوزه علمیه قم) با دید مثبت به آن نگریستند.
خروجی دیگر این تلاش، راه اندازی مجلات حوزوی مکتب اسلام در سال 1337 و مکتب تشیع در سال 1338 بود. «مکتب اسلام» را در بدو تأسیس بزرگانی مثل آیات و حجج الاسلام، مکارم، سیدموسی صدر، جعفر سبحانی، حسین نوری همدانی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، واعظ زاده خراسانی، سیدمرتضی جزایری، مجدالدین محلاتی و علی دوانی اداره می کردند. اما «مکتب تشیع» حاصل تلاش فضلای جوانتری مثل آقایان هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر و مهدوی کرمانی بود و بیشتر در آن از قلم دیگر محققان و حتی افراد خارج از سکوی روحانیت مثل مهدی بازرگان استفاده می شد. از دیگر نتایج حرکت مدرسان قم در اصلاح حوزه، شکل گیری مدرسه ای با برنامه های درسی نوین (مدرسه حقانی) بود.
پس از رحت آیت الله بروجردی گروهی از فضلا در تکاپوی چاره جویی برای آینده مرجعیت به یکدیگر نزدیک شدند. این جمع در مهرماه 1341 با صدور اولین اطلاعیه خود در مخالفت با لایحه انجمن های ایالاتی و ولایتی و با عنوان «مدرسین حوزه علمیه قم» به صورت غیر رسمی «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» را پایه گذاری کردند که در یک فهرست دهها نفره را از فعالان در این مجموعه می توان برشمرد که در میان آنها شخصیت های نا م آشنایی مثل آقایان احمدی میانجی، امینی، آذری، ابطحی کاشانی، انصاری شیرازی، بنی فضل، جنتی، جوادی آملی، حائری تهرانی، سیدعلی خامنه ای، خلخالی، حرم پناهی، خزعلی، ربانی شیرازی، ربانی املشی، سبحانی، شهید سیدمحمدرضا سعیدی، شبیری زنجانی، شرعی، شهید شاه آبادی، دوانی، صانعی، طاهری خرم آبادی، فاضل لنکرانی، قدوسی، گرامی، مصباح یزدی، محمدی گیلانی، محفوظی، مشکینی، منتظری، مسعودی، نوری همدانی، هاشمی رفسنجانی، محمد یزدی و... دیده می شدند.
این مجموعه اغلب حامی و تحت تأثیر امام (ره) بودند و برنامه های سیاسی ایشان را به علما و مردم بلاد مختلف کشور منتقل می کردند. در فاصله نیمه سال 1341 تا مدتی پس از تبعید امام خمینی (ره) این جمع، در جلسات علنی و مخفی متعددی، هماهنگی برنامه های مبارزات مردم در نهضت اسلامی را پیگیری می کردند. یکی از جمع های فرعی مدرسین حوزه علمیه قم جمعیت یازده نفری بود که در پوشش مبحث اصلاح حوزه علمیه، به تحقیق در مباحث اساسی مثل ابعاد حکومت اسلامی اشتغال داشت.
حضرت آیت الله خامنه ای و عالمان برجسته ای مثل امینی، آذری، حائری تهرانی، سیدمحمد خامنه ای، ربانی شیرازی، شهید قدوسی، مشکینی، مصباح یزدی و منتظری «جمعیت یازده نفره» را تشکیل داده بودند. فعالیت این جمعیت به پس از واقعه خونین 15 خرداد مربوط می شد و شکل گیری دو نشریه مخفی به نام های «بعثت» و «انتقام» را به دنبال داشت که اولی را آقای هاشمی رفسنجانی و دومی را آیت الله مصباح یزدی اداره می کرد.
این دو نشریه در شرایط ارعاب پس از سرکوب مردم در نیمه خرداد 1342 امکان مغتنمی بود تا گروهی مثل هیئت های موتلفه اسلامی بتوانند فعالیت خود را با استفاده از نشریات مدرسین حوزه علمیه قم تداوم بخشد و هیئت های موتلفه اسلامی از ابتدای شکل گیری با مدرسان حوزه علمیه قم ارتباط فعالی برقرار ساخته بودند. اصولاً ائتلاف چند هیئت مذهبی و فعالان مسائل مختلف براساس رهنمودی بود که از حوزه علمیه قم و شخص حضرت امام برای آنها صادر شده بود. از این گذشته، برخی از فضلای این حوزه به طور مستقیم در هیئت های موتلفه اسلامی حضور داشتند. جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در واقع هسته مرکزی مبارزات اسلامی را براساس طرح امام خمینی (ره) تشکیل می دادند.

نام:
ایمیل:
نظر: