صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۹۸۳۷۱

بصیرت: تا قبل از 22 خرداد سال 88 ما همه دوست هم بودیم و به عنوان یک هموطن به هم مهر می‌ورزیدیم و به هم احترام می‌گذاشتیم. در روز جمعه 22 خرداد از اولین ساعات صبح تا ساعت 22 صف در صف، پشت به پشت هم، مرد و زن کوچک و بزرگ در صف طویل برابر صندوق های رای در مساجد و مدارس ایستادیم و برادرانه رای خود را براساس سلیقه و نظر خود آزادانه به نامزد موردنظرمان دادیم. فردای روز 22 خرداد چه شد که صف متحدمان، الفت مهربانیمان ، به اعتراض و اغتشاش کشید؟!! ما همه ملتی یکپارچه بودیم که سالیان درازی از آزمونهای سخت سرافراز، بیرون آمده بودیم و با همه تفاوت سلیقه‌ها و اختلاف عقیده‌ها در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردیم. چه شد که برسر هم فریاد برآوردیم و معترض شدیم، معترض به چه و اعتراض به چه کسی؟ مشکل از کجا آغاز شد که یک دفعه به خود آمدیم و دیدیم که خانه‌مان در آتش آشوب سوخت و شیشه‌های حرمت ما را شکستند و حریم مدنیت‌مان را مراعات نکردند. آغاز گر این فتنه چه کسی بود و دلیل آن چه بود؟ خوب که به موضوع بنگریم مشاهده می‌کنیم که ملت حماسه عظیمی را خلق کرد. حضور 40 میلیون رای دهنده و مشارکت 85 درصدی، دشمنان داخلی و خارجی‌مان را دق مرگ و چنان رسوا کرد که تحمل حس خفت و خواری را نداشتند. خفت و خواری وقتی دو چندان شد به آنها که امید بسته بود و کلی روی آنها سرمایه‌گذاری کرده بود روی باسکول انتخاب مردم وزنشان معلوم شد. اینجا بود که همه امید آمریکا و انگلیس و فرانسه را سونامی رای 24/5 میلیون نفری ایرانی با شرف و مسلمان و متعهدمان برباد داد.این مشارکت بالا و این رای، کمر دشمنان داخلی و خارجی را شکست .برای برون رفت از حس رسوایی باید یک کاری می‌کردند و کردند آنچه را که نباید می‌کردند. تنها راه چاره ورشکسته‌های سیاسی، ایجاد هیاهو و داد و فریاد و به قول مردم عوام «ایز» گم کردن بود فلذا فریاد آی دزد آی دزد از اردوگاه کسانی برآمد که اعتماد میلیون‌ها نفر را به اسم اصلاحات در طی چندین انتخاب از سال 80 تاکنون ربوده بودند و مدعی آن چیزی بودند که عامل و عالم به آن نبودند. قانون و قانونمداری شعاری بود که سالها می‌دادند در حالی که هیچ التزامی عملی به آن نداشتند. فریاد آی تقلب آی تقلب را سر دادند و با فریب هزاران نفر، آنها را به خیابانها کشیدند تا در حاشیه و متن این حضور عده‌ای به جان و مال مردم و نوامیس مردم تعدی و تجاوز کنند که کردند این جریان را به ورطه‌ای کشاند که جنبش دانشجویی را به نهضت زباله‌سوزی مبدل کرد و با اعتبارو حیثیت مردم ،سوءاستفاده از احساسات و عواطف جوانان آن کرد که نباید می‌کرد. خفت از آن بالاتر نمی‌شود هر کس که صحنه حمله چند نفره به شیربچه بسیجی را از سیمای جمهوری اسلامی نگریسته باشد شاهد پارادوکس عملکرد برخی ورشکسته‌های سیاسی خواهد بود. از یک سو یک بانوی فداکار که غیرتش ده برابر آن چندین نفری است که به یک بسیجی بی‌دفاع حمله می‌کنند و از سوی دیگر شغال صفتی آن کسی است که لگدی می‌زند و در می‌رود. شناسایی تک تک این روباه صفتی و شغال مرامی و معرفی آنها به ملت همان‌گونه که در مورد یکی از آنها در صدا وسیما صورت گرفت سرو ته پرونده فتنه‌ای است که با فریب و نیرنگ و دروغ آغاز شد و با آتش و دود خون پایان یافت.
 

نام:
ایمیل:
نظر: