صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۸۷۱۲
مقدمه: یکی از ویژگی های ملت بسیجی در کلام امام خمینی مبارزه با تحجر و مقدس مآبی است. بی تردید برای مبارزه با هر آفتی ابتدا باید آن را خوب شناخت تا بتوان راههای مناسب مقابله با آن را طرح ریزی کرد. در نوشتار حاضر «تحجر و تحجرگرایی» با استناد به سخنان رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای تبیین و تعریف شده است که در ادامه می خوانید.

«معنای تحجر این است که از هر آنچه بصورت باور در ذهن انسان وارد شده است بدون آن که پایه های استدلالی و استناد محکمی داشته باشد، بی دلیل و متعصبانه دفاع کردن.» «نگاه نو به مسائل نکردن، گذران تاریخ و تحول فکر انسانها را نادیده گرفتن، تعالی و ترقی فکر و اندیشه و راههای زندگی را انکار کردن» از شاخصه های مهم جمود و تحجر است.
نقطه مقابل تحجر، لاابالی گری و اباحه گرایی است که خطر آن کمتر از تحجر نیست. در این میان راه اعتدال، اصول گرایی است. «یعنی اصول مستدل و منطقی را قبول داشتن و به آنها پای بند بودن و رفتارهای خود را با آن اصول تطبیق کردن. مثل شاخصهایی که انسان را در یک جاده هدایت می کند. -ان} الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا - این استقامت تردن اصول گرایی است.»
تحجر انواع گوناگونی دارد که وجه اشتراک همه آنها تعطیلی اندیشه است.
یک دسته از متحجرین کسانی هستند که ادعای دین داری دارند ولی در لایه های سطحی دین متوقف مانده اند و در آن به تعمیق و تعقل نمی پردازند. متحجر مسلمان یعنی «کسی که می خواهد از مبانی اسلام و فقه برای بنای جامعه استفاده کند ولی به ظاهر احکام بسنده کند و نتواند کشش طبیعی و احکام ومعارف اسلامی را در آنجایی که قابل کشش است درک کند این بلایی بزرگ است» چرا که همین گروههای خشک مقدس، امیرالمومنین(ع) را تکفیر کردند و ضربات جبران ناپذیری را به اسلام و مسلمین تحمیل نمودند. چنین گروههایی با چهره ای عبوس... بر پیکر ه اسلام هم صدمه وارد می کنند.
حضرت امام درباره این زاهدین متنسک با گله مندی می فرماید: «خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارهای دیگر نخورده است.» کشتار فیضیه قم و قیام 15 خرداد 42 و 19 دی 56، شکنجه و شهادت بهترین یاران انقلاب، جنگ تحمیلی، مواجهه با لیبرال ها و منافقین در اوایل انقلاب و صدها حادثه تلخ دیگر هیچ کدام باعث نشد امام لب به شکایت بگشاید، در حالی که مقدس مآبان کاسه صبر ایشان را لبریز کردند. از اینجا می توان به خوبی درک کرد که چرا تحجر در دین «بلای بزرگی» است. سخنان امام به روشنی بیان گر این واقعیت است که تحجر مفهومی است که با اسلام و فرهنگ امام قابل جمع نیست. حضرت امام تحجرگرایان و مقدس مآبان احمق را مروج اسلام آمریکایی و دشمن رسول خدا می دانند.
طی القای برخی جریانات روشن فکری «ما وقتی می گوییم تحجر فورا ذهنمان می رود به تحجر مذهبی. بله، آن هم یک نوع تحجر است، اما تحجر فقط مذهبی نیست. بلکه خطرناکتر از آن تحجر سیاسی است. تحجر ناشی از شکل بندی تحزب و سازمان های سیاسی که اصلا امکان فکر کردن به کسی نمی دهد.» امیرالمومنین(ع) در دوران حکومت خود با متحجرینی مثل خوارج برخورد داشت ولی طبق تعریفی که از تحجر ارائه شد می توان معاویه و انصارش را نیز جزو متحجرین از نوع سیاسی دانست، که بدون استدلال و منطق وحق طلبی همچون خوارج خصم مولای متقیان بودند. امام علی سخنی دارد که مشخص می نماید چرا متحجرین سیاسی مثل معاویه از متحجرین مذهبی مثل خوارج خطرناکترند. ایشان می فرمایند: «بعد از من با خوارج نجنگید و آنها را نکشید زیرا کسی که در جستجوی حق برود و خطا کند مثل کسی نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است» ، منظور ایشان از دسته دوم معاویه و یارانش بوده است.«یعنی اینها با اصحاب معاویه تفاوت دارند اینها حق را می خواهند ولی به اشتباه افتاده اند اما آنان از اول حقه باز بوده اند و مسیرشان باطل بوده است. بعد از این اگر اینها را بکشید به نفع معاویه است که از اینها بدتر و خطرناکتر است.» در عصر حاضر هم بشریت با وجود چنین افرادی مواجه است، که در قالب دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و ... برای دفاع از افکار باطل خود به کشورهای جهان لشکرکشی می کنند و دست به کشتار و خون ریزی می زنند. با توجه به آن چه در قسم اول و این مقام گذشت باید توجه داشت اگر تحجر سیاسی با تحجر مذهبی در آمیزد معجون مهلکی خواهد شدکه جامعه بشری هیچ گاه از شر آن در امان نخواهد بود. عملکرد خوارج در جنگ صفین وخسارات عظیمی که آنان بر پیکره جامعه اسلامی وارد آوردندنمونه ای از این واقعیت خطرناک است. القاعده و رژیم صهیونیستی در روزگار ما نیز تصویر نازیبای ترکیب تحجر مذهبی و سیاسی است که جز جنایت و خشونت ثمره ای برای جامعه بشری نداشته اند.
تحجر قومی، تحجر فلسفی،تحجر شخصیتی و تحجر صنفی و هر آنچه از این دست همه صورتهای دیگری از تحجرند که تنگ نظری و تعطیلی عقل و منطق نقطه اشتراک همه آنهاست.
اشاره شد که تحجر مفهومی بر خلاف اسلام ناب و تفکر امام است و «نظام اسلامی از اساس با حرکت و نگاه متحجرانه مخالف است» ، ظهور و بروز آن در مجموعه نظام اسلامی می تواند به عنوان تهدیدی بزرگ در راه پیشرفت انقلاب اسلامی مطرح باشد. از این رو لازم است بعد از شناخت کامل تحجر و متحجرین به مبارزه با آن برخاست و بوستان انقلاب را از این آفت پاک سازی نمود. در این مبارزه باید روشن نمود راه مبارزه چیست؟ و مبارز چه کسانی هستند؟ درباره سوال اول مهم آن است که بدانیم «تحجر و جمود نوعی فرهنگ است ... بایستی با روش های فرهنگی با آن مقابله کرد.»
انقلاب اسلامی خود به عنوان یک حرکت بزرگ فرهنگی، پایه گذار مبارزه با تحجر است و «درانقلاب اسلامی،علم ومعرفت جایگزین اسلام تحجر و غفلت گردید.» «اسلام نابی که امام مطرح کرد ]و بارها بر آن تایید نمود[ یعنی ضد اسلام تحجر و خرافی» در واقع از آنجایی که نظام اسلامی و مسلک امام از اساس با تحجر مخالف است، از راههای اصلی مبارزه با تعصب جاهلانه بازگشت به ارزشهای امام وانقلاب است که درآن تاکید شده است، با علم ومعرفت وخرافه زدایی و آزاداندیشی می توان به جنگ تحجر رفت وانقلاب اسلامی را از لوث متحجرین مذهبی و سیاسی و ... پاک کرد. اما خط اول مبارزه با تحجر کسانی نیستند جز بسیجیان آگاه. حضرت امام در پیام تاریخی 2/9/1367خود به بسیجیان فرمودند: «مملکتی که در خط اسلام ناب محمدی و مخالف استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است همه اش باید بسیجی باشند...»
دراین جملات جاودان امام(ره) ، اولا اسلام ناب محمدی چیزی مغایر با تحجرگرایی معرفی شده است و دوم این که ایشان مبارزه با تحجرگرایی را به عهده بسیجیان گذاشته است. بسیجی که در حمایت از مستضعفین عالم و مبارزه با استکبار جهانی و همچنین در ساده زیستی و مبارزه با پول پرستی همیشه پیش قدم بوده است باید در صف مبارزین با تحجر هم جزء نفرات اول باشد. این خواسته امام و مقتدای بسیجیان است و در این راه مسلح شدن به علم ومعرفت وحرکت در دایره تعقل و تفقه جزء نیازهای ضروری و لازمه این نبرد فرهنگی است. تشکیل بسیج طلبه و دانشجو که در همان پیام امام راحل بدان سفارش شده است برای تحقق این مهم است و وظیفه «تبیین چارچوب های اصیل اسلام ناب» و انتقال صحیح و کامل آن به بسیجیان به این دو نهاد اثرگذار در جامعه سپرده شده است که این موضوع خود مجال مبسوط دیگری می طلبد.
منابع در هفته‌نامه صبح صادق موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: