صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۹۸۷۳۶

مرتضى صفار هرندى
تلاش سیاسی در پشت صحنه و درغیاب مردم تقریبا عادت همیشگی ملی گرایان بود. اغلب مردم از رفتار واقعی ملی گرایان درجریان مبارزات اطلاع کافی نداشتند. براساس آنچه احسان نراقی (مشاور شاه) نقل می کند، داریوش فروهر درمهرماه 1357 به وی گفته بود با آن که جبهه ملی مقدار زیادی از راه را با انقلابیون مذهبی و غیر مذهبی پیموده است اما حاضر است رژیم شاه یا حتی پسرش را به شرط رعایت قانون اساسی مشروطه مورد حمایت قرار دهد. مرحوم بازرگان نیز در موضعگیری های علنی هیچ گاه زاویه داشتن نگرش خود با روش و اهداف مبارزاتی امام را آشکار نمی کرد وتا پس از حذف او و یارانش از نظام جمهوری اسلامی، چیزی از مذاکرات او با امام درمهرماه 57 فاش نشده بود. به گفته آقای فردوسی پور (از شاگردان و همراهان امام در نجف و پاریس) بازرگان در این مذاکرات به امام گفته بود: شما می گویید شاه باید برود، اولا کجا برود، شاه رفتنی نیست، به فرض برود با آمریکا و ارتش چه می کنید؟ فکر این دو رکن را کرده‌اید؟
البته پاسخ امام و همراهی ملت با آن، چنان بود که در 14 آبان 57 نهضت آزادی با صدور اطلاعیه ای اذعان کرد:« اکثریت قاطع ملت ایران، شاه و رژیم او را نمی خواهد و خواستار حکومت اسلامی است و اکثریت قاطع ملت ایران آیت ا... العظمی خمینی را به رهبری خود برگزیده است.»
دو ماه بعد وقتی به دنبال راهپیمایی تاسوعا و عاشورا و سکته قلبی همراه با تمارض ارتشبد ازهاری، شاه در تکاپوی یافتن یک جایگزین وجیه المله، به شاپور بختیار رسید. ناصرمیناچی یار نزدیک بازرگان و عضو موثر نهضت آزادی در دیدار الستمپل، مامور سفارت آمریکا چنین گفت:« بختیار مطمئنا در تشکیل دولت موفق خواهدشد.چون که روحانیون میانه رو از تلاشهای او به اندازه کافی طرفداری می کنند.» او همچنین تاکید کرد:«شریعتمداری تلفن خواهد زد و او را در سوم ژانویه (12 دی ماه) در قم برای تحکیم حمایت میانه روها از کابینه بختیار ملاقات خواهد کرد.» میناچی در این دیدار گفت:«مهدی بازرگان رهبر نهضت آزادی ایران نیز با بختیار درحد مخالفت نکردن موافق خواهد بود. مشابه همین موضع را این نماینده نهضت آزادی قبل از آن در جریان مطرح شدن نخست وزیری غلامحسین صدیقی (وزیر کشور مصدق) داشت.»
تلاش حمایتگرانه عضو برجسته نهضت آزادی برای دولت بختیار در حالی صورت می گرفت که حزب متبوع بختیار (جبهه ملی) به رغم عهد شکنی دبیرکل خود نسبت به امام و خیز ناموفق وی برای نخست وزیر شدن، بختیار را به عدم رعایت انضباط سازمانی متهم کرد و او را از عضویت در جبهه ملی برکنار ساخت. جالب است که جبهه ملی در آن روزها یک اجتماع در مسجد امام خمینی بازار تهران ترتیب داد تا برائت خود از این رفتار بختیار را به اطلاع عموم مردم برساند. انتخاب مسجد برای برگزاری اجتماع سیاسی یک حزب سکولار گویای واقعیت بزرگی است که هم اکنون بقایای این حزب حاضر نیستند یادی از آن بکنند. البته آنان در همان زمان هم رفتار متناقضی داشتند. تاکید جبهه ملی بر رهبری امام خمینی در این اجتماع در حالی ابراز می شد که وقتی امام در پیام اربعین حسینی از نمایندگان پارلمان رژیم ستمشاهی خواستند که از رفتن به مجلسین احتراز کنند، سنجابی به نوشته خودش به آن نمایندگان گفته بود که استعفا ندهند.به رغم مذاکرات پشت پرده میناچی باماموران سفارت آمریکا برای تقویت بختیار، مرحوم بازرگان زمانی که از سوی امام خمینی برای ساماندهی اعتصاب کارکنان صنایع نفت به آبادان سفرکرده بود گفت که هیچ نظری درباره دولت بختیار ندارد و کوچکترین دخالتی در انتخاب وی یا برنامه هایش نداشته است.
امام خمینی بازرگان را مامور کرده بودند که به اتفاق آقایان هاشمی رفسنجانی ومصطفی کتیرایی و دو نفر به انتخاب بازرگان کارکنان صنایع نفت را به رساندن تولید سوخت به سطح تامین نیازهای ضروری مردم متقاعد کنند. او نیز هاشم صباغیان عضو نهضت آزادی و مهندس حسیبی از اعضای قدیمی جبهه ملی را برای همراهی در این ماموریت انتخاب کرد. مشکلاتی که دراین ماموریت گریبانگیر بازرگان شد نشان می داد که هرگاه مواضع ملی گرایان آشکار شود اعتراض شدید مردم را برمی انگیزد. وقتی سخنرانی حسیبی - که با ادبیات سازشکارانه جبهه ملی همراه بود- با واکنش تندکارکنان اعتصابی شرکت نفت روبه رو شد، این تنها سخنرانی روحانی عضو هیئت آقای هاشمی رفسنجانی و تاکیداو براهداف حضرت امام بود که به اذعان بازرگان«زمینه را به کلی تغییرداد و پیشداوری ها و مخالفت ها و بدبینی ها را به کلی از بین برد.»
میناچی (نماینده بازرگان در گفت وگو با ماموران سفارت آمریکا) دراجرای برنامه های گام به گام نهضت آزادی سعی داشت پای علمای مبارز را نیز به میان بکشد. وی در یکی از مذاکرات خود با «استمپل»مدعی شده بود که آقایان طالقانی، منتظری و هاشمی رفسنجانی به زودی به پاریس سفر می کنند تا امام خمینی را برای پذیرش طرحی حاوی تشکیل شورای سلطنت و سپس شکل گیری یک دولت ائتلافی وانجام انتخابات متقاعد کنند. صرف نظر از نیت نهضت آزادی، عوامل این گروه در جریان انقلاب همواره تلاش می کردند تا امام و یارانش را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند. در یک مذاکره بین بازرگان وبختیارپیشنهادهایی مثل سفر بختیار به پاریس، استعفای او در حضور امام و انتصاب مجدد او به عنوان نخست وزیر موقت توسط حضرت امام مطرح شد. به ادعای ابراهیم یزدی امام این پیشنهاد را قابل بحث و در شرایطی قابل قبول دانستند. بازرگان و یزدی بدون تصویب شورای انقلاب و صرفا با مطلع ساختن این شورا، بدون توجه به تاکید شهید بهشتی براین که بختیار قبل از سفر باید تعهد کند که تسلیم نظر امام خواهد بود، مدعی موافقت امام با این ملاقات شدند. به گفته آقای فردوسی پور، ابراهیم یزدی در نوفل لوشاتو به وی تاکید کرده بود: بختیار تقاضای ملاقات کرده بود وامام هم پذیرفتند. من مصاحبه کردم، قطب زاده هم مصاحبه کرد و خبر هر دو پخش شد. یزدی در پاسخ به سوال آقای فردوسی پور درباره موافقت مطلق امام با این ملاقات یا مشروط بودن آن به استعفای بختیار تنها به این جمله بسنده کرده بود:« دیگر پذیرفتند!» پس از تماس چند تن از علمای برجسته با نوفل لوشاتو و استفسار در این مورد، امام در بیانیه ای خطاب به علما، پذیرش بختیار در سمت نخست وزیری را «دروغ» دانستند وتاکید کردند:« به ملت ابلاغ فرمایید توطئه ای در دست اجراست و از این امور جاریه گول نخورند.»
واقعیت این است که در آن شرایط بختیار هم درگیر کسب حمایت فرماندهان ارتش از خود با وساطت ژنرال هایزر فرستاده ویژه دولت آمریکا بود و حاضر نبود، استعفا را در این سفر بپذیرد. علاوه براین او می دانست که این استعفا بلافاصله کودتای نظامیان علیه وی را به دنبال خواهد داشت و بدین ترتیب باید با سودای قدرت وداع کند. ارتباط بازرگان با بختیار تاآخرین لحظات منتهی به سقوط کامل رژیم ادامه داشت. انتقال تقاضای بختیار درباره تعویق دوماهه زمان بازگشت امام به کشور از جمله اقدامات مربوط به این ملاقات ها بود. این تقاضا در واقع براساس تحلیل ژنرال هایزر مطرح شده بود که به نوشته خودش بازگشت سریع امام را «یک تهدید واقعی» می دانست. احساس خطر هایزر، بختیار و فرماندهان ارتش به حدی بود که آنها با بررسی طرح هایی مثل ترور امام، انهدام هواپیمای حامل ایشان درآسمان، ربودن و بردن هواپیما به جزیره کیش یا قشم و زندانی کردن امام در آن مناطق :که در ابتدا با موافقت کاخ سفید هم همراه شد- پرداختند و البته جزبستن موقت فرودگاه مهرآباد به جمع بندی دیگری نرسیدند. به رغم فاصله شدید بین خواسته ها و رویه های امام و خط مشی ملی گرایان، امام ویارانش هیچ گاه رفتار تنگ نظرانه و تضییق آمیز در قبال آنان را انتخاب نکردند. گماردن افرادی مثل دکتریدا... سحابی و علی اکبر معین فر به همراه شهید باهنر برای تنظیم اعتصابات بازار واردات، عزم افراد وابسته به نهضت آزادی مثل شهریار روحانی (داماد ابراهیم یزدی) برای اداره سفارت ایران در واشنگتن : که کارمندان آن از ورود اردشیر زاهدی سفیر رژیم شاه به آن مانع شده بودند-بخشی از نشانه های این وسعت نظر است. زمانی شهیدان مطهری، مفتح ومحلاتی به عنوان هسته اولیه کمیته استقبال ازامام انتخاب شدند، آنان اعضا و همفکران نهضت آزادی و جبهه ملی مثل محمد توسلی، صباغیان، شاه حسینی و کاظم سامی را در کنار افرادی مثل شهید دانش آشتیانی و اسدا... بادامچیان به کارگرفتند. متاسفانه این حسن نیت نیز مورد سوء استفاده قرار گرفته بود. تلاش برای گماردن افراد مسلح گروهک مجاهدین خلق به عنوان محافظ امام یکی از این اقدامات بود که البته درنهایت به جایی نرسید و به شهید بروجردی از اعضای سازمان توحیدی صف سپرده شد. آنها همچنین خلیل رضایی (پدر چهار مقتول سازمان مجاهدین خلق) را برای بیان خیرمقدم به امام درفرودگاه مهر آباد انتخاب کرده بودند. تماس تلفنی تهدید آمیز شهید محلاتی بامرحوم حاج سیداحمد خمینی درآخرین ساعات قبل از پرواز امام به سوی تهران، موجب شد متن خوشامدگویی به امام در نهایت به قلم شهید مطهری نگاشته و توسط یک دانشجوی گمنام درفرودگاه قرائت شود. مورد دیگر از این قبیل تلاش های فرصت طلبانه، اقدام صباغیان در فرودگاه مهرآباد بود. تصاویر نشان می دهد که او در هنگام سخنرانی امام خود را درکنار ایشان جای داده است. برطبق تصمیم علما قرار بود شهید مطهری درکنار امام درآن اتومبیل بلیزر معروف بنشیند. احترام شهید مطهری به امام و سوار نشدن به اتومبیل قبل از حضرت امام سبب شد که صباغیان پیش از امام براین اتومبیل سوار شود. البته به امر امام، او از اتومبیل خارج شد. این نمونه ها شاید چندان بااهمیت به نظر نرسد، اما بخوبی حکایتگر ویژگی رفتاری عوامل نهضت آزادی در آن مقطع است.
امام پس از ورود به تهران و دادن نوید تعیین دولت در بهشت زهرا، روز 15 بهمن در حکمی مهدی بازرگان را به این مسئولیت منصوب کردند. واکنش نهضت آزادی به این اقدام امام خمینی در قیاس با نوع گرایش های قبلی و بعدی نهضت آزادی واقعا عجیب است. در اطلاعیه نهضت آزادی چنین آمده بود:«ما این انتصاب انقلابی و تاریخ ساز را به ملت شریف و فداکار ایران تبریک می گوییم و از آن جاکه به فرمان آیه شریفه« اطیعوا ا... واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اطاعت از این امر را وظیفه شرعی و عقیدتی خود به شمار می آوریم و از آن جاکه برطبق اصول والای اسلام وبه خصوص مذهب شیعه که مرجعیت عالی آن به عنوان نیابت از امام، حق عزل ونصب دارد، وظیفه خود می دانیم که به برادر ارجمند آقای مهندس بازرگان اطمینان دهیم که هرچه بیشتر درجهت رسالت مکتبی و تشکیلاتی که نهضت آزادی ایران بردوش دارد، برتلاش خود بیفزاییم.»

نام:
ایمیل:
نظر: