“گوردون براون” از فردا به جاى تونىبلر در مسند نخستوزیرى انگلستان ایفاى نقش مىکند. براون در تازهترین موضعگیرى خود بازگشت زودهنگام نیروهاى انگلیسى از عراق را منتفى اعلام کرده است. این مسئله نشان مىدهد که جابهجایى ظاهرى قدرت در لندن، تاثیرى در کلیت خطمشى اتخاذ شده در حزب کارگر نخواهد داشت. این در حالى است که دخالت انگلستان در اوضاع عراق به پاشنه آشیل حزب کارگر در انتخابات شهردارىهاى سال 2006 تبدیل شد و شکست تاریخى سنگینى را براى این حزب رقم زد.به راستى “گوردون براون” چه مسلکى را در سیاست خارجى انگلستان در پیش خواهد گرفت؟ مطابقت محض مولفههاى رفتارى لندن با واشنگتن وتبعیت حزب کارگر از سیاست هاى جریان جمهوریخواه افراطى در آمریکا نتیجهاى جز رقم خوردن شکستى دیگر براى حزب حاکم انگلستان نخواهد داشت. از سوى دیگر ،ملت انگلستان از براون انتظار دارند تا وى در رویکرد سیاست خارجى کشور، تحولى عمیق و محسوس به وجود آورد.اظهارات اخیر گوردون براون در خصوص عراق، نشان دهنده انطباق نسبى خط مشى وى و بلر در مسائل خاورمیانه است. با این تفاوت که براون سعى دارد در ظاهر این مشابهت را به تصویر نکشد. نخستوزیر جدید انگلستان همانند بلرسعى دارد روابط استراتژیک مستقیم و همسوى لندن - واشنگتن را حفظ نموده و حتى در مقاطعى گسترش دهد. همین مسئله سبب افزایش نارضایتىها از حزب کارگر خواهد شد.البته در نظرسنجى اخیرى که پس از استعفاى بلر انجام شد تنها 3 درصد به محبوبیت حزب کارگر افزوده شده است و 56 درصد از مردم خواهان جایگزینى حزبى دیگر در راس معادلات سیاسى لندن شدهاند. همین مسئله نشان دهنده این است که حذف بلر و جایگزینى براون به خودى خود نمىتواند عامل اصلى در جهت بازگشت محبوبیت از دست رفته حزب کارگر محسوب شود.در نهایت اینکه جمع میان تدبیر داخلى و رفتار خارجى براون است که موفقیت یا شکست زودهنگام حزب کارگر را رقم خواهد زد. اگر براون نیز بخواهد همانند افرادى مانند تونى بلر ودیگر مهرههاى وابسته به آمریکا در انگلستان مانند جک استراو، جف هون ومارگارت بکت رفتار کند، مسلما از سوى ملت انگلستان و نظام بینالملل در فشارى دوجانبه قرار خواهد گرفت. براون در نخستین گام خود باید تفاوت رویکرد خود در عراق را براى شهروندان انگلیسى به اثبات برساند. مسئلهاى که با توجه به اظهارات اخیر براون بعید به نظر مىرسد؛ از این رو مىتوان جانشینى نخستوزیر جدید انگلستان را تنها شکلى جدید از ادامه حرکت لندن و حزب کارگر به سوى نقطه شکست دانست.