آیندگان درباره میراث سیاسى بلر چگونه قضاوت خواهندکرد؟ بلردرعرصه سیاست انگلیس بى گمان نماینده یک تفکر بود. او از سوى جریانى قدرت گرفت که با آمدن اش سبک و شیوه اى جدید را در دنیاى سیاست و زمامدارى جزیره رقم زد . بلر از مکتب فکرى برخاسته بودکه با عنوان راه سوم از سوى متفکرى نام آشنا - آنتونى گیدنز - پایه گذارى شده است. اما آیا براستى بلر وفادار به آموزه هاى این اندیشه عمل کرد یا آنکه نسخه اى دلبخواه از مانیفست کارگرنوین اجرا کرد. پایگاه فکرى و استراتژیک «راه سوم» ترک مرام سوسیالیستى حزب کارگر بود. با این استدلال که با فروپاشى اتحاد شوروى و بلوک شرق در اروپا، نظام سرمایه دارى تنها مکتب سیاسى، اقتصادى و اجتماعى مطرح در دنیا شده است. این مکتب اعتقاد داشت که رأى دهندگان طبقه متوسط و طبقه کارگر، داراى منافع مشترکى هستند. حزب کارگر نوین هم محصول و هم مجرى این تفکر بود. جناحى که جان اسمیت، رهبر وقت حزب، با وجود مقاومت شدید اتحادیه هاى پر نفوذ کارگرى، سعى داشت آن رابه خط میانه هدایت کند تا به ۱۷ سال دورماندن حزب از قدرت پایان دهد. مرگ ناگهانى جان اسمیت در اثر سکته قلبى در سال ،۱۹۹۴ حزب کارگر را در شرایطى بى رهبر کرد که دو جناح چپ و راست آن درگیر مناقشات مرامى بودند. اینجا بودکه تونى بلر با همکارى گوردون براون، یکى دیگر از اعضاى جوان دولت سایه تز راه سوم را پیشنهاد کردند و بلر به رهبرى انتخاب شد. درحلقه هواداران آن روز حزب، تونى بلر نخستین سیاستمدارى بود که بعد از جنگ دوم جهانى به دنیا آمده بود. اگرچه در سال هاى دانشجویى افکار چپ پیدا کرد و به حزب کارگر پیوست، ولى در پارلمان جناح اصلاح طلب حزب را انتخاب کرد. زندگى سیاسى تونى بلر، در دهه ۷۰ شکل گرفت یعنى هنگامى که او به بخش چپ میانه حزب کارگر ملحق شد.از کارهاى تشکیلاتى بلراین بود که اصلاحات جنجالى در حزب کارگر را شروع کرد او با حذف بخش هاى اساسى قانون اساسى سوسیالیستى قدیمى حزب، به رویارویى با جناح چپ حزب پرداخت.در دوره دوم قانونگذارى، تونى بلر برنامه هاى اصلاحى خود را شدت بخشید. آنچه که به «بلریزم» شهرت یافت نگاهى نو به سوسیال دموکراسى بود تا با جهانى شدن اقتصاد و تجارت مکتبى بیگانه نماند. یکى از اقدامات جنجالى او پایان دادن به تعهد تاریخى حزب کارگر به ایجاد شغل براى همه وتعهد به ملى کردن صنایع بود و در کنار آن برچیدن بسیارى از مقررات به اصطلاح دست و پا گیر استخدامى و تجارى.و این تغییر نگرشها به تصویب کنفرانس حزبى رسید.این تحولات عملاً حزب کارگر بریتانیا را از یک حزب متمایل به چپ به حزبى «میانه رو»، یا از دید مخالفان چپگراى بلر به حزبى «متمایل به راست»، تبدیل کرد. اما در سال هاى بعد، تغییراتى در دیدگاه و رفتار بلر بروز کرد. هواداران تونى بلر معتقدند که اصلاحات وى در حزب با تحولات اجتماعى در بریتانیا بخصوص کاهش شکاف سنتى بین طبقه کارگر و طبقه متوسط منطبق بود و به همین جهت توانست نظر رأى دهندگان را به خود جلب کند.اما در مقابل منتقدان بلر گفته اند که تحول در دیدگاه حزب کارگر باعث شباهت دیدگاه آن به نظرات احزاب لیبرال آمریکاشد.با وجود مخالفت جناح چپ، تونى بلر برنامه اقتصادى حزب کارگر را به سوى قبول اصل بازار آزاد هدایت کرد ، او آگاه از احساس نومیدى که سال ها شکست هاى انتخاباتى در حزب به وجود آورده بود گفت تا زمانى که سرنوشت حزب کارگر و مردم بریتانیا را دوباره همسو نکند و انتخابات بعدى را نبرد، همین اصلاحات را دنبال خواهد کرد. تونى بلر مدعى است که ویژگى برنامه اصلاحات در آن بود که همه از آن سهمى ببرند. اما واقعیت این است که اقتصاد انگلیس درپایان دوره او با چالش هایى از تورم و رکود روبرو شد و پرونده نارضایتى اقتصادى بر مخالفت هاى سیاسى افزوده شد . تردیدى نیست در چارچوب اندیشه راه سوم تونى بلر موجب تغییرات رادیکالى در بریتانیا شد... ولى آنچه مهم است و رسانه هاى انگلیس بیش از دیگر رسانه ها ناکامى او را به زبان مى آورند در آینده از تونى بلر در ارتباط با اتفاقاتى که در سیاست خارجى از بریتانیا افتاده به مراتب بیشتر مؤاخذه خواهد شد تا به خاطر اقداماتش در داخل بریتانیا ودرقالب تفکرراه سوم.