بسم الله الرحمن الرحیم فردا هفتم تیرماه بیست و ششمین سالگرد شهادت فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی است . در 26 سال گذشته از مظلومیت سیدالشهدای انقلاب اسلامی شهید مظلوم آیت الله بهشتی بسیار گفته و نوشته شد اما باید با صراحت اعتراف نمائیم که آنهمه گفتار و نوشتار متاسفانه در کاهش بداخلاقی های سیاسی که یکی از عوامل اصلی مظلومیت بهشتی و یاران او بود نه تنها تاثیری نداشت بلکه هر روز بداخلاقی سیاسی در جامعه اسلامی و انقلابی ما گسترده تر می شود و عدالت اخلاقی سنگر به سنگر عقب نشینی می کند. امروز در جامعه ما هر کس به خود اجازه می دهد با هر لفظ و عبارت درباره هر کس که مایل است و هر طور که مایل است قضاوت کند. قلم های افراطی و بی مهاری وجود دارند که بدون ملاحظه مرزهای اخلاقی و وجدانی و بدون توجه به واقعیت ها هر نسبتی را به هر کس که بخواهند می دهند. این بداخلاقی ها هنگامی که کشور در آستانه انتخابات قرار می گیرد بیشتر می شود و قلم ها و زبان ها تهمت ها را در مسیری عریض تر و با سرعتی بالاتر نثار این و آن می کنند. موازین شرعی در این میان جایگاهی ندارد و کسی یا جائی نیز وجود ندارد که جلوی این بداخلاقی ها را بگیرد. فاجعه هفتم تیر قبل از آنکه در قالب انفجار در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی رخ دهد در قالب تهمت و افترا و دروغ و شایعه و ترور شخصیت رخ داده بود و آیت الله بهشتی قبل از آنکه در قتلگاه هفتم تیر به شهادت برسد در قتلگاه بداخلاقی سیاسی دچار مظلومیت شده و به قتل رسیده بود. به همین دلیل بود که امام خمینی بعد از شهادت آیت الله بهشتی مظلومیت ایشان را از شهادتشان سنگین تر و سخت تر دانستند و فرمودند : آنچه من راجع به شهید بهشتی متاثر هستم شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود (صحیفه امام جلد 14 صفحه 518 ) این مسیر خطرناک بعد از فاجعه هفتم تیر برای مدتی متوقف شد ولی این توقف چندان طولی نکشید و بار دیگر از سر گرفته شد و این بار با سرعت بیشتری به پیش رفت . این بار علاوه بر فعالان سیاسی و بعضی روزنامه نگاران بعضی مداحان نیز وارد صحنه شدند و محافل پاک و مقدس مذهبی را به تهمت و دروغ و بداخلاقی سیاسی آلودند. اراذل سیاسی مسائل فرعی را عمده کردند تا بر مسائل اصلی سرپوش بگذارند دروغ های بزرگ گفتند کلی گوئی کردند و همه چیز را سیاه جلوه دادند تا میدان دار قدرت شوند و کسی جرات نکند درباره صحت آنچه آنها می گویند حتی جمله ای به زبان بیاورد. شهید مظلوم آیت الله بهشتی می گفت : « ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت » . این جمله به کسانی اشاره داشت که با حرص و ولع شدید درصدد بودند تشنگی شدید خود نسبت به قدرت را با هر وسیله ای که شده فرو بنشانند و اهرم های قدرت را هر طور شده در دست بگیرند. اصرار شهید مظلوم آیت الله بهشتی بر ضرورت پای بندی به اخلاق سیاسی و تحقق عدالت اخلاقی در جامعه انقلابی ایران موجب می شد ایشان بخش عمده ای از وقت خود را صرف بیان ارزشها نماید و همگان را به رعایت موازین شرعی و اخلاقی و عدم تخلف از خط امام که خط اصیل اسلام و انقلاب اسلامی است دعوت کند. این جملات ماندگار و قیمتی از شهید بهشتی است که می گفت : دافعه در حد ضرورت و جاذبه در حد اعلای امکان از ویژگیهای خط امام است . وقتی خواستیم از مواضع صدق و عدل که روح اسلام است با هم برخورد کنیم گاهی هم تلخی است ولی من این تلخی ناشی از برخورد صادقانه را بر آن شیرینی کاذب ناشی از برخورد منافقانه و مجامله آمیز ترجیح می دهم . زندگی در آن حالت است که نورانی است و از فروغ الهی برخوردار است . در جامعه اسلامی زیربنای همه عدل ها عدل اخلاقی است ... بطوری که اگر در یک مقطعی از زمان دیدیم که عدل اخلاقی را باید قربانی کنیم تا به عدل اجتماعی یا عدل اقتصادی برسیم حق نداریم اولویت را به عدل اقتصادی و اجتماعی بدهیم و عدل اخلاقی را قربانی کنیم . اکنون 26 سال بعد از شهادت مظلومانه آیت الله بهشتی اگر به ارزیابی صحنه سیاسی و رسانه ای کشور ـ بدون تعارف و مجامله ـ بپردازیم آیا اخلاق سیاسی را فراموش شده و عدل اخلاقی را مهجور نخواهیم یافت ایکاش عدل اخلاقی قربانی عدل اجتماعی و عدل اقتصادی شده بود. متاسفانه با قربانی کردن عدل اخلاقی همه چیز را از دست داده ایم و از عدل اجتماعی و عدل اقتصادی نیز خبری نیست . سالگردهای شهدا اگر فقط این خاصیت را داشته باشند که جامعه را یک قدم به آرمان هائی که برای آنها به شهادت رسیده اند نزدیک کنند باید احساس سرافرازی کنیم . آیا چنین اراده ای در نخبگان جامعه ما به وجود خواهد آمد