صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۹۹۷۰۶

منیژه کرمی
حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی که فرهنگ مخصوص به خود را نداشته باشد مرده محسوب می شود؛ علاوه بر این یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگ ها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین تمام فرهنگ ها باید در تعامل با یکدیگر باشند، تا بتوانند بشر را به پیشرفت و تکامل مطلوب برسانند. در عصر حاضر که نظام سرمایه داری به محوریت آمریکا، با فروپاشی رژیم شوروی سابق خود را یکه تاز عرصه فرهنگ جهانی می پندارد و با اشکال مختلف می کوشد تا ایده لیبرالیسم را در همه ابعاد زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر جوامع و ملت ها تحمیل کند و با تکیه بر نظریه دهکده جهانی به یکسان سازی فرهنگی در سطح جهان اقدام نماید، آمریکا این خواسته را از ناحیه تهاجم گسترده فرهنگی تعقیب می کند.
برای درک بهتر از مفهوم تهاجم فرهنگی و ماهیت و کارکرد آن باید ابتدا تصویر روشنی از فرهنگ و ویژگی ها و کارکرد اجتماعی آن داشته باشیم.
تعریف فرهنگ
کلیه دستاوردهای مادی و معنوی هر جامعه اعم از دانش، هنر، اخلاقیات، قواعد، آداب و رسوم، عبادات و دیگر قابلیت های اکتسابی، که از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد و یا، به بیان دیگر مجموعه باورها و بینش ها، ارزش ها، آداب و سنن، اخلاق و اندیشه های پذیرفته شده و حاکم بر یک جامعه و یک جغرافیا فرهنگ مردمان آن سرزمین نامیده می‌شود.
ویژگی‌های فرهنگ
آموختنی و اکتسابی، زنده، قابل انتقال، خاص انسان و نسبی می باشد. جزء فطرت ثانوی انسان و همچنین هویت دهنده و نبض هویت ملی هر کشوری است و به تناسب هر جغرافیایی تعریف ویژه ای می پذیرد و ژئوپلتیک فرهنگی و جغرافیایی با آن قوام می‌گیرد و بالاخره خاستگاه آن ایدئولوژی خاص با شاخص های مشخص است که آن را از جوامع دیگر متمایز می‌کند.
تهاجم فرهنگی چیست؟
عصر حاضر را عصر ارتباطات نام نهاده اند، عصری که لحظه به لحظه افکار و اذهان لایه های مختلف در معرض انواع ایده ها و نظریات قرار می گیرد. در این عرصه غرب به دلیل غلبه تکنولوژی هجوم وسیعی را علیه بنیان های فرهنگی و ایدئولوژی دیگر جوامع آغاز کرده است که کارشناسان از آن به عنوان جنگ نرم لیبرالیسم علیه سنت ها و ایدئولوژی های دیگر تعبیر کرده اند و عصر حاضر را به همین دلیل استعمار فرا نوین نامیده‌اند.
استعمارگران، اکنون به این نتیجه رسیده اند که بهترین راه نفوذ در سایر کشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله درونی آن است. آنها می خواهند ارزش های مورد پسند خود را ارزش های مترقی جلوه دهند و جایگزین معیارهای بومی و فطری ملت ها سازند و از این طریق، بدون هیچ دغدغه ای به آینده منافع خود در این کشورها مطمئن باشند. نمونه عینی آن طرح خاورمیانه ای آمریکاست که ایده تغییر فرهنگ و خط مشی زندگی در جوامع مسلمان را تعقیب می کند و خلاف دهه گذشته مراکز راهبردی غرب دیگر هیچ ابایی از بازگو کردن آن ندارند.
رهبر معظم انقلاب از تهاجم فرهنگی به عنوان شبیخون فرهنگی یاد کردند و در تعریف آن فرمودند: تهاجم فرهنگی یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای رسیدن به مقاصد خاص و اسارت یک ملت، به بنیان های فرهنگی آن ملت هجوم می برد. در این هجوم، باورهای تازه ای را به زور و به قصد جایگزینی بر فرهنگ و باورهای ملی آن ملت وارد کشور می‌کنند.
حد و مرز تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی چیست؟
در ارتباط با حد و مرز تبادل فرهنگی و تهاجم فرهنگی دو دیدگاه مطرح است، عده ای عقیده دارند هر چه هست تبادل فرهنگی است و چیزی به اسم تهاجم فرهنگی وجود ندارد و عرصه جهانی عرصه رقابت ایده هاست و تفاوتی میان تبادل و تهاجم فرهنگی قائل نیستند. در مقابل این دیدگاه گروه دیگر بر این عقیده اند تبادل فرهنگی در عرصه روابط بین الملل تعریف و جایگاه ویژه خود را دارد اما عرصه کنونی روابط بین الملل ماهیت تهاجمی دارد و سیاستمداران صحنه گردان آن هستند و علنا در چارچوب طرح هایی مثل طرح خاورمیانه بزرگ، خاورمیانه جدید و مبارزه با تروریست بر حذف فرهنگ و ارزش های دیگر جوامع تاکید و تصریح دارند و در صدد تحمیل هژمونی سیاسی و فرهنگی خود بر دیگر ملل هستند.
این رفتار را چیزی جز تهاجم نمی توان نامید. به تعبیر این گروه تبادل فرهنگی در چارچوب گفت و گوی تمدن ها قابل تفسیر است اما غرب بر محور تئوری برخورد تمدن های معروف هانتینگتون که ماهیت هجومی دارد حرکت می‌کند.
تبادل فرهنگ فرایندی متقابل و طبیعی است ولی تهاجم فرهنگی یک طرفه، غیرداوطلبانه و سلطه گرانه است و اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی نظامی دارد. معرفی، انتقال و جایگزینی ارزش ها در تهاجم فرهنگی تحمیلی است. در واقع در تبادل فرهنگی، هدف به روز کردن و کامل کردن فرهنگ ملی است ولی در تهاجم فرهنگی هدف ریشه کن کردن و از بین بردن فرهنگ ملی است.
در تبادل فرهنگ سه اصل تحلیل و جذب و اصل تولید فرهنگی، مدنظر متولیان فرهنگی یک جامعه است و این افراد برای زنده و پویا نگه داشتن فرهنگ خودی، عناصر فرهنگ بیگانه را بررسی و عناصر مثبت آن را گزینش و پس از تحلیل و تعیین تناسب آن با فرهنگ بومی، آن را جذب می کنند و به شکل عنصری از فرهنگ خودی درمی‌آورند.
تفاوت تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
در تهاجم هدف تخریب است اما در تبادل هدف انتقال و نشر فرهنگی است.
در تهاجم یک ملت برای جایگزینی فرهنگ خود، به نحوی ظالمانه، سعی در ریشه کنی فرهنگ مقابل را دارد، اما در تبادل چنین نیست.
در تبادل همواره جنبه های مثبت و انسانی مطرح است و دو فرهنگ قصد باور کردن و تکامل و ارتقای یکدیگر را دارند در حالی که در تهاجم هدف قلع و قمع، ارعاب، بی هویت کردن و ایجاد سلطه مدنظر است.
در تهاجم قصد استیلا به طور کلی، غرض سیاسی مأخوذ است و مهاجم اصولا بقای فرهنگ مقابل را به هیچ عنوان نمی پذیرد. لذا آنچه که در قالب طرح های راهبردی غرب و آمریکا تحت عنوان طرح خاورمیانه جدید تعقیب می شود ماهیت حذفی دارد و سنخیتی با تبادل فرهنگی ندارد و یک فرایند برای استحاله فرهنگی های رقیب است و دارای مراحلی است.
تهاجم فرهنگی فرایندی است که از تخلیه فرهنگ مقابل آغاز و به مراحل جایگزینی و تثبیت فرهنگ بیگانه ختم می‌شود.
مرحله اول: تخلیه فرهنگ خودی
در قانون طبیعت، وقتی در فضایی خلأ ایجاد شود، نزدیک ترین نیروی موجود آن خلأ را پر می کند. در تخلیه فرهنگی اولین شرط لازم برای حضور فرهنگ بیگانه و مهاجم به شمار می رود ایجاد خلأ فرهنگی خود با روش ها و شیوه های مختلفی صورت می گیرد که عمده ترین آنها در ایران عبارتند از:
ایجاد تردید نسبت به ارزش های اعتقادی از طریق سست کردن ارزش های اخلاق، دین زدایی،انزوای روحانیت و... ترویج فساد، فرقه گرایی، نفوذ نگرش غربی و از خودبیگانگی و تکوین روشن فکری وابسته.
هدف اصلی از این مرحله، قطع رابطه فرهنگی کشورهای مسلمان با گذشته پر افتخار خویش است. این مرحله معمولا با ظرافت و دقت فراوانی طراحی و اجرا می شود و فرق اساسی آن با تهاجم نظامی، مشخص نبودن چهره مهاجم است. بدین شکل که عناصر تعلیم دیده با القای شبهات و دسیسه های شیطانی، مردم را نسبت به میراث علمی و فرهنگی خویش بی اعتنا و دلسرد می‌کنند.
مرحله دوم: تثبیت فرهنگ بیگانه
سیاست هایی که دشمن به اجرای آنها در این مرحله اصرار می‌ورزد عبارت از:
برپایی شبکه ها و موسسات شبه فرهنگی، تحریف تاریخ، تغییر خط و زبان، تجزیه های فرهنگی از طریق تحریک نژادها و گروه های متفاوت اجتماعی و قومی و حذف و تبدیل کردن میراث های فرهنگی است.
عوامل تهاجم فرهنگی
الف: عوامل برون زا
زمینه ها، عناصر و ابزاری که به نحوی رد پای کشورهای خارجی در آنها دیده می شود عوامل برون زا هستند از جمله: اعزام مستشرقین، تلاش برای دین زدایی، ایجاد روحیه از خودباختگی فرهنگی، ساخت و فروش وسایل ارتباطی نظیر ماهواره، ویدئو و...
ب: عوامل درون زا
زمینه ها، عناصر و ابزاری که ریشه داخلی داشته و غیرمستقیم یا مستقیم به پذیرش تهاجم فرهنگی از خارج به داخل کمک می کنند، عوامل درون زا هستند از جمله: زمینه هایی چون بیکاری، فقر اقتصادی، نابسامانی خانوادگی، غفلت مسئولان فرهنگی و اجتماعی و...
شیوه های تهاجم فرهنگی
1- ترویج افکار و اندیشه های غیراسلامی و حتی ضداسلامی، تبلیغ افکار التقاطی، تقدس زدایی، توهین به مقدسات و...
2- تجددگرایی، علم زدگی و عقل گرایی افراطی، بی اعتبار کردن علوم و معارف اسلامی به بهانه عدم تطابق با دانش های نوین بشری: طرح جدایی دین از سیاست ـ ترویج بی حجابی و بدحجابی و پوشش های مستهجن و خلاف شئون اسلامی و...
مهاجمان فرهنگی مسائل و مفاهیم مورد نظر خود را با تکیه بر شیوه های بالا و به تدریج از طریق وسایل و ابزارهای گوناگونی ترویج می کنند همچون؛
1- آموزش زبان، ترجمه و اصطلاحات به سبک غربی
2- انتشار کتب و نشریات، بدون درنظر گرفتن تطابق آن با فرهنگ بومی
3- تبلیغات گسترده از طریق تکنولوژی ارتباطات مثل اینترنت، ویدئو، ماهواره و...
4- ترویج کالاهای لوکس و مصرفی و الگوهای تجمل گرایی
5- شعارهای تبلیغاتی فرهنگ بیگانه منقش بر روی البسه
6- چاپ و ترویج پوستر و عکس.
آنچه در مجموع می توان به آن دست یافت این است که براساس نظم نوین جهانی، تهاجم فرهنگی غرب به ویژه آمریکا علیه سایر فرهنگ ها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات به شدت، سرعت و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است.
آمریکا داعیه سرپرستی جهان را در سر می پروراند و خواستار نظامی تک قطبی است و هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد تحمل نخواهد کرد. قطعا فرهنگ اسلامی از این قاعده مستثنی نخواهد بود و در رأس کشورهای اسلامی ایران به واسطه انقلاب اسلامی و مخالفت علنی آن با قدرت طلبی آمریکا مورد هجوم بیشتری قرار گرفته و خواهد گرفت، لذا به منظور مقابله با این هجوم، باید تمام ترفندها و حیله های فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار کافی برای مقابله با آن فراهم گردد و تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است و باید با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله کرد. پس باید تولیدات فرهنگی مناسب با فرهنگ ملی و مذهبی را گسترش داد و از نیروهای متعهد دلبسته به کشور در ساخت و تولیدات کمک گرفت و با بهترین روش ها این تولیدات را به جوانان عرضه کرد.

نام:
ایمیل:
نظر: