صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۹۹۷۰۷
در گفت‌وگوی اختصاصی صبح صادق با کارشناس مسائل خاورمیانه بررسی شد
مهدی نصوحیان اشاره: مدتی است که از پایان حمله رژیم صهیونیستی به لبنان و شکست این رژیم در جنگ با حزب الله می گذرد. برای بررسی اثرات این جنگ در متن جامعه لبنان و همچنین اثرات منطقه ای و بین المللی آن خدمت آقای «مجید صفا تاج» کارشناس مسائل خاورمیانه رسیدیم. آنچه می خوانید مشروح گفتگوی ما با ایشان است.

* تبعات شکست رژیم صهیونیستی از حزب الله بعد از 33 روز جنگ، چه بود؟
** تبعات شکست رژیم صهیونیستی از حزب الله و یا به تعبیر دیگر دستاوردهای پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه را باید در ابعاد داخلی، منطقه ای و جهانی بررسی کنیم. اول اینکه جنبش حزب الله در لبنان از اشغال مجدد لبنان جلوگیری کرد و حتی اجازه اشغال یک روستای لبنانی توسط رژیم صهیونیستی را نداد. این امر مایه عزت و سربلندی ملت لبنان و همچنین مردم جهان عرب شد و این لبنانی ها بودند که برای اولین بار در طول حیات سیاسی رژیم صهیونیستی توانستند در میان دیگر ملل عرب سر بلند و پیروز شوند. در بعد منطقه ای سبب شد مردم مسلمان جهان را به ویژه جهان عرب را امیدوار کند که شکست دادن رژیم صهیونیستی به عنوان یک رژیم قدرتمند منطقه که به تعبیر خودشان دارای چهارمین ارتش قدرتمند جهان هست، امکان پذیر است و به افسانه شکست ناپذیری آن پایان دهد و به این نتیجه رسیدند که اگر بخواهند می توانند این رژیم را شکست بدهند. بعد از این پیروزی شاهد بودیم که آقای بشار اسد رئیس جمهور سوریه در سخنرانی خود در اجتماع سوری ها از جوانان سوری خواست تا از جوانان حزب الله الگو بگیرند و سرزمین های اشغالی سوریه یعنی مناطق اشغالی جولان را از اسرائیل بازپس بگیرند.
اما در دیگر کشورهای عربی پیروزی حزب الله باعث شد مردم با اعتراض خود علیه رژیم هایی که تاکنون فکر می کردند و یا سعی می کردند القا کنند به ملت خود که اسرائیل شکست ناپذیر است و اعراب توانایی جنگ و مقابله با آن را ندارند، این ذهنیت را در میان مردم مسلمان منطقه از بین ببرند. مردم به حاکمان خود می گویند که حزب الله در حالی که ارتش کلاسیک و نیروی هوایی و زرهی و دریایی آنچنانی نداشت و اسرائیل از حمایت های آمریکا برخوردار بود، توانست این رژیم را شکست دهد. بنابراین اعراب هم، اگر بخواهند، می توانند در سایه وحدت و انسجام درونی در مبارزه و جنگ با رژیم صهیونیستی اراضی اشغالی فلسطین را آزاد کنند. در ابتدا به نظر می رسید فشارها بسیار زیاد است اما این فشارها یک روند طبیعی به خود گرفته و نفس اینکه حزب الله توانست این کار را انجام دهد برای مردم مسلمان منطقه به عنوان خاطره و یادآوری خوب مانده که می توانند این کار را انجام دهند. اما در بعد داخل اسرائیل، برای اولین بار رژیم صهیونیستی پس از جنگ های متعددی که با اعراب داشت از حزب الله شکست خورد.
اگر ما بین جنگ 33 روزه اخیر و جنگ شش روزه 1967 میلادی مقایسه ای داشته باشیم خواهیم دید که علی رغم اینکه ارتش چهار کشور عربی (سوریه، عراق، اردن و مصر) وارد جنگ با رژیم صهیونیستی شدند اما رژیم صهیونیستی توانست علاوه بر اشغال بقیه خاک فلسطین بخش هایی از سرزمین های جولان سوریه، صحرای سینای مصر و بخشی از سرزمین اردن را به اشغال درآورد، سرزمین های اشغالی خود را چهار برابر کند، 80 درصد از تجهیزات نظامی کشورهای عربی را منهدم کند و فقط از ارتش مصر 4000 اسیر بگیرد و شکست را به اعراب تحمیل کند. اما در این جنگ 33 روزه حتی یک فرمانده در رده میانی حزب الله اسیر و کشته نشد. این به معنای پیروزی حزب الله بود و همین امر سبب شد، آن چیزی را که صهیونیست ها در داخل جامعه خود القا می کردند که در امنیتی مطلق و آرامش کامل اطمینان خاطر نسبت به آینده خود به سر خواهند برد توسط حزب الله شکسته شد. ما شاهدیم که بعد از پیروزی حزب الله مهاجرت معکوس از داخل سرزمین های اشغالی به خارج شروع شده و حتی میزان سرمایه گذاری در داخل سرزمین های اشغالی کاهش یافته است.
تبعات دیگری که این جنگ در جامعه اسرائیل داشت اختلافاتی است که بین دولت اولمرت و برخی احزاب سیاسی ایجاد شد به ویژه احزاب چپگرا و راستگرا، هر دو بی کفایتی دولت را اعلام کردند که نتوانست در مقابله با حزب الله پیروز شود. همچنین مردم اسرائیل نیز که دچار یک نوع بحران روحی و روانی شده اند به دولت اولمرت اعتراض کردند که چرا اصلا وارد جنگ شدید؟ دولتی که می دانست نمی تواند پیروز شود و اگر هم از توانایی و وضعیت حزب الله اطلاع نداشت چرا وارد جنگ شد. حتی وضعیت الآن به گونه ای است که بحث در مورد تغییر و تحولات اساسی در داخل اسرائیل است یعنی از یک سو بحث عوض شدن موشه کاتساو و از سوی دیگر عوض شدن اولمرت و برگزاری انتخابات زودهنگام مطرح است. در داخل جامعه اسرائیل تاثیراتی که پیروزی حزب الله و یا شکست اسرائیل داشت، بسیار عمیق تر است. ولی در کشورهای عربی، هر چند این پیروزی پیامدهای مثبت داشته، اما به دلیل وضعیت سیاسی و بافت فکری و فرهنگی حاکم بر کشورهای عربی تا حدودی به صورت عمیق و گسترده اما با آهنگ کندی این روند ادامه پیدا می کند که مردم علیه رژیم های خود اعتراض بکنند.
در سطح جهانی هم ما شاهدیم که پیروزی حزب الله اولا به افسانه شکست ناپذیری اسرائیل پایان داد. ثانیا رژیم صهیونیستی را در میان افکار عمومی جهان به عنوان رژیمی که حقوق بشر و قوانین بشردوستانه را زیرپا می گذارد و حتی به جای مقابله با نیروهای نظامی حزب الله ساختمان ها و زیرساخت های اقتصادی کشور لبنان را از بین می برد یا مردم را هدف حملات خود قرار می دهد معرفی کرد. این امر ذهنیت مردم جهان را نسبت به اقدامات ددمنشانه رژیم صهیونیستی منفی کرده است. نکته دیگر که برای جمهوری اسلامی ایران و مردم ایران حائز اهمیت است این است که پیروزی حزب الله تهدیدات نظامی آمریکا که قرار بود بعد از اجلاس گروه هشت درخصوص پرونده هسته ای مطرح شود را کم رنگ کرد. آمریکا حتی مانورهای لازم برای انجام چنین کاری را انجام داده بود و قرار بود در اجلاس گروه هشت جورج بوش با دست پر در اجلاس شرکت کند یعنی اینکه توانایی نظامی حزب الله را به طور کامل منهدم کند و اراضی لبنان را تا رود لیتانی اشغال بکند و رهبران حزب الله را دستگیر و بازداشت و زندانی کند.
هنگامی هم که کار حزب الله تمام شد یک جنگ روانی علیه سوریه راه بیندازند تا عملا سوریه هم تسلیم شود و بدین ترتیب و تمامی شاخ و برگ جمهوری اسلامی را به تعبیر خودشان بزنند و بتوانند وارد عملیات نظامی علیه ایران بشوند و مسئله هسته ای ایران را از طریق نظامی و با اعمال فشار بیشتر حل بکنند. اما پیروزی حزب الله عملا این توطئه را نقش بر آب کرد و حداقل طرح های براندازی و عملیات نظامی آمریکا را به عقب انداخت و مانع شد که آمریکا و صهیونیست ها بتوانند علیه جمهوری اسلامی ایران دست به اقدامی بزنند.
* این پیروزی در حرکت مردم فلسطین و مقاومت آنها در مقابل رژیم صهیونیستی تاثیری داشته است؟
** تاثیر مهم دیگر این پیروزی بر انتفاضه مردم فلسطین و فعالیت های اسلامگراها در فلسطین علیه اشغالگران صهیونیست بود. با توجه به اینکه زمانی عملیات حزب الله علیه مراکز نظامی صهیونیستی شروع شد که رژیم صهیونیستی با حملات و تهاجمات گسترده زمینی و هوایی به غزه تمامی مراکز و زیرساخت های اقتصادی و مناطق مسکونی غزه را بمباران می کرد و مردم فلسطین و به ویژه حماس تحت فشار زیادی بودند، در حقیقت حزب الله با این کار توانست فشار را از مردم فلسطین بردارد. طبیعتا این پیروزی بعد از جنگ 33 روزه تاثیرات بسیار خوبی در صحنه مبارزات مردم فلسطین دارد. مردم فلسطین هم اکنون حزب الله را به عنوان الگوی خود برای مبارزه قرار داده اند، چون با چشم های خود دیدند که این جنبش در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت کرد و پیروز شد. هم اکنون هم همین روحیه را مردم مسلمان فلسطین و به ویژه جنبش اسلامی حماس و جریانات اسلامگرا دارند که با مقاومت می توانند در مقابل ارتش مسلحی مثل ارتش صهیونیستی پیروز شوند.
نکته دیگری که حائز اهمیت است تاکتیک عملیاتی حزب الله بود که می تواند به عنوان یک مکتب نظامی برای کشورهای اسلامی که مورد تهدید هستند مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به این شیوه طبیعتا نیروهای مسلح ما باید شیوه عملیات حزب الله در این 33 روز را تجزیه و تحلیل کنند و ببینند که شگردها و طرح و برنامه آن چگونه بوده است. می توان از شیوه جدید عملیات حزب الله، مکتب جدید نظامی ارائه کرد که به ویژه برای ایران که همواره بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران هدف توطئه ها و تهاجمات دشمن بوده مفید خواهد بود. ما همواره با بحران های مختلف از جانب استکبار جهانی و صهیونیست بین الملل حتی دولت های وابسته منطقه روبه رو بوده ایم بنابراین این شیوه عملیاتی حزب الله به عنوان یک شیوه موفقیت آمیز و به عنوان یک مکتب نظامی بررسی شود و نقاط ضعف آن حذف و نقاط قوت آن تقویت شود و از این شیوه استفاده بهینه شود.
* در مورد لبنان از قبل هماهنگی هایی با کشورهای منطقه از طرف آمریکایی ها و صهیونیست ها شده بود. این چه پیامدی برای حکام منطقه داشت؟
** قرار بود در طرح خاورمیانه بزرگ یک سری از کشورها یا تغییر رفتار دهند و یا اگر تمکین نکردند و رفتار خود را در مقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی اصلاح و هماهنگ نکردند، ساختار سیاسی این کشورها تغییر پیدا کند. از جمله لبنان که حزب الله در آن مقتدرانه حاکمیت دارد و همچنین نظام سیاسی سوریه و در نهایت نظام جمهوری اسلامی ایران تغییر کند. شعاع و دامنه تاثیرات پیروزی حزب الله مانند پیروزی انقلاب اسلامی ایران محدود به جغرافیای لبنان نشد بلکه تاثیرات آن منطقه ای و فرامنطقه ای بوده است که بر مردم مسلمان کشورهای همجوار و منطقه خاورمیانه تاثیرگذاشته است. رژیم های مصر، اردن و عربستان چندان هم از اینکه لبنان مورد حمله قرار گیرد نگران نبودند و حتی در سفری که رایس به منطقه داشته بود ظاهرا چراغ سبز این حمله را گرفته بود چون این رژیم های عربی، حزب الله را یک تهدید بالقوه برای خود می دانند که پایه های حکومتی آنها را سست می کند لذا چراغ سبز نشان دادند و بعدا هم عملیات حزب الله را ماجراجویی اعلام کردند و پس از آن هم اعلام کردند که جریان حزب الله یک جریان شیعی است و نمی توانند به آن کمک کنند.
البته این گفته بعضی دولت ها و بعضی از رهبران سلفی عربستان و دیگر کشورهای عربی منطقه بود که با واکنش نسبتا شدید مردم خودشان مواجه شد. اما در بعد داخل لبنان هم رایس در سفر به لبنان در دیدار با جریان 14 مارس (که تقریبا اعضای این جریان در آمریکا بوده اند و به لحاظ دیدگاه های فکری نزدیک به نومحافظه کاران آمریکایی هستند) به آنها وعده داده بود که اسرائیل حزب الله را سرکوب و رهبرانش را دستگیر می کند و گزارش هایی هم وجود دارد که زندان مخصوصی به این منظور اختصاص داده اند. رایس وعده داده بود که بعد از سرکوبی حزب الله جریان 14 مارس می تواند دولت خود را تشکیل و آزادانه فعالیت کند که الحمدلله این توطئه به سرانجام نرسید و تاثیر معکوس داشت به گونه ای که جریان 14 مارس در خلال جنگ مجبور شد که همگام و همسوی مردم لبنان حرکت کند. پیروزی حزب الله آن قدر قاطع و برای مردم لبنان روشن بود که هیچ کدام از این جریان ها به خود جرأت ندادند که بخواهند اقدامی را علیه حزب الله انجام دهند. هرچند قبل از پایان یافتن جنگ و خصوصا در روزهای اولیه جنگ این جریان را بیان می کردند که بعد از جنگ باید رهبران حزب الله را محاکمه کرد ولی بعد از پایان جنگ ما شاهد چنین اظهاراتی نبودیم.
حتی در رده های بالای رهبران سیاسی جریان 14 مارس ما شاهد چنین اظهاراتی نبودیم. عملا حزب الله توانست اقتدار خود را حفظ کند و این جنگ محبوبیت آن را در بین مردم افزایش داد هر چند که برخی جریان ها فتنه گری هایی انجام دادند ولی به دلیل برخورد قاطع حزب الله و حمایت مردمی که داشت و به خصوص گردهمایی که به عنوان جشن پیروزی در لبنان برگزار کرد این توطئه داخلی لبنان هم خنثی شد.
* باتوجه به اعزام نیروهای سازمان ملل موسوم به یونیفل به جنوب لبنان این احتمال را که این کار اقدامی برای بازگذاشتن دست اسرائیل در جنوب لبنان و بستن دست حزب الله باشد را تا چه حد قابل تحقق می‌دانید؟
** این نکته همواره وجود داشته که به جای اینکه نیروهای یونیفل در جایی مستقر شوند که آن کشور یا آن ارتش تهدید نظامی می کند و اقدام به اشغال نظامی می کند متاسفانه همواره در این سمت مرز آمدند. این به این معنا است که دست رژیم صهیونیستی باز است که هر زمان بخواهد می تواند مجددا حمله کند چون موانع در این سمت است. می تواند جابه جایی تجهیزات و نیروی نظامی داشته باشد و ثانیا این نیروها به عنوان سپر بازدارنده عمل خواهند کرد و هم ارتش لبنان و هم حزب الله لبنان را برای دفاع مشروع در مقابل تهدیدات رژیم صهیونیستی دچار مشکل خواهند کرد.
* چقدر احتمال دارد مجددا حملات صهیونیست‌ها از سر گرفته شود؟
** احتمال این امر ضعیف است چون حزب الله در این جنگ پیروز شد و به اعتراف بسیاری از رهبران و مقامات سیاسی و نظامی منطقه و جهانی اسرائیل شکست خورد و حتی محافل تحلیلی و نظامی اسرائیل هم به این امر اعتراف کردند. حتی وایزمن که در سه دولت متوالی وزیر جنگ دولت صهیونیستی بوده اعلام می کند که ارتش اسرائیل به طور کامل در این جنگ شکست خورده است و یا وزیر امور خارجه اسرائیل اعلام می کند حزب الله به قدری قوی است که شکست دادن آن محال است. این عوامل بازدارنده که از تبعات و پیامدهای مثبت این جنگ است و به نظر نمی رسد ارتش اسرائیل جرات کند به این زودی ها و یا در این سطح دوباره به لبنان حمله کند، چون حقیقتا نمی داند که آینده این جنگ چه خواهد شد. با توجه به اینکه حزب الله اعلام کرده که ما هنوز برخی از تجهیزات نظامی خود را به کار نگرفته ایم. حتی می توانیم شهرهایی مثل تل آویو و جنوب اسرائیل را مورد هدف قرار دهیم این به این معنا است که همه شهرها و مناطق فلسطین اشغالی در معرض تهدید قرار دارد و رژیم صهیونیستی با توجه به شکست پذیری در این زمینه و با توجه به اینکه هر گلوله که در سرزمین اشغالی منفجر شود تبعات امنیتی و روانی زیادی در جامعه اسرائیل خواهد گذاشت حداقل در آینده نزدیک به حمله مجدد فکر نمی‌کند.
* آقای سیدحسن نصرالله در جمع مردم گفتند که خواهان تشکیل دولت وفاق ملی قوی هستند. این سخن بازتاب های مختلفی به همراه داشت. به نظر شما این تقابل یا رقابت به کجا می انجامد؟ آیا به رفراندوم یا به جنگ داخلی می‌کشد؟
** حزب الله و جریانات داخلی لبنان تجربه تلخ جنگ های داخلی را دارند و پیامدهای منفی اقتصادی و خسارت های انسانی و مالی و تاثیرات روحی و روانی منفی بر لبنان و روند توسعه آن را می دانند لذا جریانات و احزاب لبنان سعی می کنند حداقل از ایجاد یک جنگ داخلی پرهیز کنند خصوصا اینکه این گروه ها می دانند که اگر در یک جنگ فرسایشی داخلی با حزب الله وارد شوند پیروز میدان حزب الله خواهد بود چون حزب الله در جنگ های داخلی که به آن تحمیل شده تجربه کافی پیدا کرده است. بنابراین گروه های داخلی لبنان از بروز جنگ داخلی اجتناب می کنند اما به دنبال سهم خواهی بیشتر خواهند بود. طبیعتا ناراضی هستند که جریان حزب الله اقتدار کامل داشته باشد و بر سیاست خارجی لبنان یا سیاست های دفاعی و امنیتی این کشور تاثیر بگذارد.
* ائتلاف موسوم به 14 مارس که بعضی از مسیحیان متمایل به حزب الله عضو آنند آیا به قوت خود باقی خواهد ماند و یا در آن شکاف ایجاد می‌شود؟
** شکی نیست که بعد از ترور رفیق حریری احساساتی که جهت گیری ضدسوری داشت، جامعه لبنان را متاثر کرده بود. این زمانی بود که نیروهای سوریه هنوز در لبنان حضور داشتند. در اثر همان احساسات و ترور رفیق حریری جریان موسوم به 14 مارس در انتخابات پیروز شد و اکثریت کرسی های پارلمان لبنان را به دست آورد اما الآن شرایط عوض شده است. اولا شرایط و اوضاع آن زمان حاکم نیست. مردم لبنان خردمندانه تر و عاقلانه تر تصمیم گیری خواهند کرد و تحت تاثیر احساسات نیستند ثانیا در جریان جنگ 33 روزه جریانات موسوم به 14 مارس ضعیف عمل کردند و این به معنای کوتاه آمدن در برابر تهدیدات نظامی بود که مردم آن را به حساب نوعی همسویی با سیاست های اسرائیل و آمریکا می دانند. نکته سوم اینکه پیروزی حزب الله یک اجماع جمعی را به دنبال آورد به گونه ای که در نظرسنجی هایی که به عمل آمد بیش از 90 درصد مردم لبنان که در 16 طایفه مختلف مذهبی تقسیم شده اند اظهار داشتند که این پیروزی بسیار بزرگی برای حزب الله است.
این پیروزی و کسب محبوبیت بیشتر باعث شده که ائتلاف 14 مارس روز به روز شکننده تر شود. به عنوان نمونه جریان مسیحی به رهبری میشل عون که قبلا جزء این ائتلاف بود الآن با حزب الله متحد شده و حتی برخی جریانات اهل سنت هم همین طور بنابراین به نظر این ائتلاف شکننده است و در انتخابات بعدی نمی تواند پیروزی قاطعی به دست آورد و از آرای کمتری برخوردار خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: