مرتضى صفار هرندى
در یک سهو تقریباً رایج، در بین بسیاری از مردم شهدای «هیئت های موتلفه اسلامی» شهیدان «فدائیان اسلام» نامیده می شوند. شکی نیست که این دو تشکل در اهداف خود، از مشترکات بی نظیری برخوردار بوده اند. اما از نقطه شهادت رهبران جمعیت فدائیان اسلام و انحلال عملی این جمعیت (27 دی 1334) تا تأسیس هیئت های موتلفه اسلامی (بهار 1342) زمانی به اندازه هفت سال طی شده است. در میان موسسان هیئت های موتلفه اسلامی یک نفر از اعضای جمعیت فدائیان اسلام وجود داشت. (شهید مهدی عراقی) و تعدادی دیگر نیز دوره ای از زندگی خویش را با علاقه مندی به نواب صفوی و آیت الله کاشانی گذرانده بودند. ولی برخی از اعضای جوانتر هیئت های موتلفه اسلامی فعالیت سیاسی را از ارتباط با محافل جبهه ملی و نهضت آزادی آغاز کرده بودند. بخارایی اولین تجربه های سیاسی خود را در دوره نوجوانی و با حضور فعال در میتینگ سال 1339 جبهه ملی در باغ جلالیه گذرانده بود. او و رضا صفارهرندی علاقه مند محافل سخنرانی و نیز آثار مکتوب بازرگان و آیت الله طالقانی بودند. اما آغاز نهضت اسلامی هم این جوانان و هم ارادتمندان نواب صفوی و آیت الله کاشانی را دلباخته راهی کرد که پر جاذبه ترین مرجع تقلید پس از رحلت آیت الله بروجردی ترسیم کرده بود.
بدون هیچ واهمه ای امام خمینی را می توان موسس واقعی تشکل هیئت های موتلفه اسلامی قلمداد کرد.
امام خمینی (ره) فعالان چند مسجد و محفل مذهبی تهران را در خانه خود در شهر قم به یکدیگر شناساند و از آنان خواست که برای انسجام فعالیت های مبارزاتی با یکدیگر ائتلاف کنند. نزدیک به تمامی اعضای این هیئت ها، از طبقه کسبه بودند و البته برخی از آنان بهره ای نیز از علوم دینی و تمام آنان پیوندی وثیق با روحانیت داشتند. در مسجد امین الدوله این آیت الله عبدالکریم حق شناس بود که اول بار افرادی مثل حبیب الله عسکر اولادی را با مجتهد بزرگی به نام آیت الله سیدروح الله خمینی آشنا کرد و او و دوستانش را با عالمانی مثل شهید دکتربهشتی مرتبط ساخت. این گروه در ابتدا نام مسلمانان آزاده را بر خود نهاده بودند. «هیئت اصفهانی ها» نیز ارتباطاتی با شهیدمطهری و شهید بهشتی داشت و اصحاب «مسجد شیخ علی» (همانند شهید صادق امانی و...) از راهنمایی های مرحوم سیدعلی شاهچراغی برخوردار بودند.
وقتی این چند گروه مذهبی به هم پیوستند یک شورای روحانی متشکل از شهیدان مطهری و بهشتی و آیت الله انواری و حجت الاسلام مولایی هدایت اعتقادی هیئت های موتلفه اسلامی را برعهده گرفتند.
همین بس که استاد مطهری مباحث کتاب پر ارج «انسان و سرنوشت» را در جمع اعضای هیئت های موتلفه بیان کرد و کتاب «نقش زن در اسلام» اثر شهید بهشتی محصول مجموعه ای از سخنرانی های آن شهید در جمع اعضای همین تشکل بود.
مرامنامه و اساسنامه هئیت های موتلفه توسط شهید بهشتی و نیز شهید باهنر (مسئول کمیته تبلیغات) تهیه شد و در نهایت به تصویب شوراهای سه محفل مذهبی تشکیل دهنده موتلفه رسید. موسسان غیرروحانی هیئت های موتلفه بیش از 40 نفر بودند که از جمله شاخص ترین آنها می توان به شهیدان مهدی عراقی، صادق امانی، صادق اسلامی و اسدالله لاجوردی و آقایان هاشم امانی، حبیب الله عسکر اولادی، ابوالفضل توکلی، ابوالفضل حاجی حیدری، علاءالدین میرمحمد صادقی، حبیب الله شفیق، مصطفی حائری، عباس مدرسی فر، احمد شاه بداغلو (شهاب)، سیدمحمود محتشمی پور، سیدمحمود میرفندرسکی، احمد بهادران، عزت الله خلیلی و... اشاره کرد. شهید مهدی عراقی از تشکیل صدها جلسه برای حدود پنج هزار عضو و هوادار این تشکل در تهران و شهرستان ها در خلال اولین سال های نهضت امام خمینی، سخن گفته است.
عمده ترین فعالیت موتلفه در آن سال ها برقراری ارتباط مکتوب بین رهبری و هسته مرکزی مبارزات با توده ه ای مردم (در قالب اعلامیه ها، شب نامه و...) و نیز برگزاری اجتماعات بود. به دنبال شکل گیری اختناق پس از سرکوب قیام 15 خرداد 1342، ارتباط موتلفه با حوزه علمیه همچنین این تشکل را به صورت شبکه اصلی توزیع نشریات مخفی مثل انتقام (به محوریت آیت الله مصباح یزدی) و بعثت (با محوریت آقای هاشمی رفسنجانی) درآورده بود، درست است که تعلق اعضای موتلفه به طبقه اجتماعی کسبه، آنها را از عضوگیری از اقشار تحصیل کرده جدید محروم ساخته بود، اما خلأ ناشی از این محرومیت، تا حدودی از طریق ارتباط آنها با عالمان نواندیش حوزه های علمیه تا حد زیادی جبران می شد.
ویژگی مثبت پایگاه طبقاتی موتلفه، امکاناتی بود که برای بسیج مردم کوچه و بازار از آنها برخوردار بود. نمونه بارز این ویژگی را در رایزنی های حاج مهدی عراقی با افرادی مثل شهید طیب حاج رضایی و حسین رمضان یخی برای معکوس کردن برنامه رژیم مبنی بر سوءاستفاده از اقشار خاص اجتماعی (مشهور به کلاه مخملی ها) بر ضد نهضت اسلامی می توان دید. طیب حاج رضایی که در 28 مرداد برای بازگشت تاج و تخت به محمدرضا پهلوی به میدان آمده بود این بار در اثر گفت وگو با حاج مهدی عراقی، جان خود را بر سر دفاع از حریم زعیم نهضت اسلامی و جنگ با دستگاه ستمشاهی نهاد.
تردیدی نیست که تدارک کننده تظاهرات 15 خرداد 1342 تهران اعضای هیئت های موتلفه بودند. پس از حماسه 15 خرداد نیز در کنار تحرک روحانیت و مرجعیت برای آزادی امام از حبس و حصر تهران، هیئت های موتلفه اسلامی تنها تشکلی بودند که در سطح توده مردم برای این امر و در شکل های مختلف توزیع اعلامیه و برگزاری جلسات مذهبی تلاش می کردند.
پیش از دستگیری امام و رخداد 15 خرداد، برخی از اعضای هیئت های موتلفه به این احساس رسیده بودند که دیگر اقداماتی مثل پخش اعلامیه برگزاری جلسات سخنرانی برای مبارزه با برنامه های رژیم کفایت نمی کند. پیشنهاد ترور اسدالله علم نخست وزیر رژیم شاه در جلسات تعدادی از موسسان موتلفه مطرح شد و البته مخالفت امام با آن اجازه عملی شدن را به آن نداد. اما پس از تبعید امام از کشور در آبان 1343 بار دیگر این گرایش با توجه به شرایط، در میان موتلفه تقویت شد. در شرایط دوری از امام خمینی (ره) مرحوم آیت الله میلانی مرجع تقلید بزرگ حوزه عملیه مشهد مقدس، پس از شنیدن استدلال های آیت الله انواری عضو شورای روحانی این تشکل با ترور شاه موافقت کرد. از این زمان، شاخه نظامی موتلفه در تدارک اقدام در این زمینه بود. شهید سید علی اندرزگو پس از دریافت این ایده از شهید صادق امانی جوانانی مثل محمد بخارایی، مرتضی نیک نژاد و رضا صفارهرندی را برای این منظور آماده کرده بود.
بخارایی حتی یک بار به قصد ترور شاه تا پنج قدمی وی خود را نزدیک کرد اما متوجه شد که آوردن سلاح کمری خود را فراموش کرده است. در نهایت تصمیم رهبران موتلفه برای ترور حسنعلی منصور نخست وزیر برکشیده آمریکایی ها در ایران عملی شد. درباره جواز شرعی این عمل نظرات مختلفی ابراز شده است. عسکر اولادی به نقل از شهید صادق امانی از دریافت فتوا از آیت الله میلانی سخن گفته و آقای هاشمی رفسنجانی با یادآوری مشاهده شخصی خشنودی آیت الله مطهری از این ترور گمانه صدور فتوای قتل منصور از سوی آن فقیه شهید را مطرح می سازد.
ترور منصور نقطه پایانی فعالیت هیئت های موتلفه اسلامی بود. چرا که دستگیری اعضای اصلی این تشکل پس از ترور منصور عملاً باعث از هم پاشیدن آن شد. البته برخی از اعضای موتلفه در مقاطع بعد تا پیروزی انقلاب اسلامی، همکاری هایی با گروه های مبارز مسلح و از آن مهمتر با روحانیت مبارز داشتند.