صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ تير ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۹۹۸۷۵

هنر دینی به هیچ وجه به معنای قشریگری و تظاهر ریاکارانه دینی نیست و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی آید. ای بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیردینی استفاده شده باشد. نباید تصور کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله دینی ـ مثلاً روحانیت و غیره ـ صحبت کند. هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه ادیان ـ و بیش از همه ، دین مبین اسلام ـ به نشر آن در بین انسانها همت گماشته اند و جانهای پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است ، نشر بدهد، جاودانه کند و در ذهنها ماندگار سازد.
این معارف ، معارف بلند دینی است ؛ اینها حقایقی است که همه پیامبران الهی برای آوردن آنها به میان زندگی بشر، بارهای سنگینی را تحمل کردند. نمی شود ما این جا بنشینیم و تلاشهای زبده ترین انسانهای عالم را ـ که مصلحان و پیامبران و مجاهدان راه خدا بودند ـ تخطئه کنیم و نسبت به آن بی تفاوت بگذریم . هنر دینی این معارف را منتشر می کند؛ هنر دینی عدالت را در جامعه به صورت یک ارزش معرفی می کند؛ ولو شما هیچ اسمی از دین و هیچ آیه ای از قرآن و هیچ حدیثی در باب عدالت در خلال هنرتان نیاورید. مثلاً هیچ لزومی ندارد که در محاورات سینمایی یا در تئاتر، نام و یا شکلی که نماد دین است ، وجود داشته باشد تا حتماً دینی باشد ؛ نه ، شما می توانید در باب عدالت ، رساترین سخن را در هنرهای نمایشی بیاورید ؛ در این صورت به هنر دینی توجه کرده اید.
آن چیزی که در هنر دینی بشدت مورد توجه است ، این است که این هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هویت انسان و جامعه قرار نگیرد. جامعه ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی احساس هویت کرد؛ یعنی ، شخصیت خودش را باز یافت . ما به عنوان جزء نودونهم در امواج حرکات جهانی غرق و گم بودیم ؛ انقلاب ، ما را زنده کرد و به ما شخصیت داد. انقلاب ،به ما آموخت که یک ملت می تواند در اساسی ترین مسائل جهانی ، سخن و موضعی داشته باشد و آن را با صراحت و بدون توجه به این که قدرتمندان و قلدرهای عالم چه می خواهند، ابراز کند و پای آن بایستد.ارزش یک ملت در جامعه بین الملل به این چیزهاست ، نه به دنباله روی کورکورانه ؛ آن هم نه از چیزهای خوب ، بلکه از نقاط منفی . برای یک ملت ، بله قربان گوی دولتهای گردن کلفت تر و قوی تر و ثروتمندتر بودن، ارزش نیست ؛ این را انقلاب به ما داد؛ این به برکت اسلام به ما رسید. الآن هم با قدرت تمام ، نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران در صحنه جهانی به عنوان یک ملت شجاع که در زمینه مسائل گوناگون صاحب ایده اند، مطرحند.
در عین حال ما بیاییم با کمک هنر خود، دایماً از کنار این معنا بساییم یا آن را به انواع حرفها و لجنها آغشته کنیم ؛ این درست است ؟ هنر نباید در این جهت قرار بگیرد. هنر دینی را نباید با هنر قشری و تحجرگرا ـ و به تعبیری پیروی از روشهای فلان مجموعه جاهل و نادان اشتباه کرد. هنر دینی عبارت است از هنری که بتواند مجسم کننده و ارائه کننده آرمانهای دین اسلام ـ که البته برترین آرمانهای ادیان الهی است ـ باشد. این آرمانها همان چیزهایی است که سعادت انسان ، حقوق معنوی انسان ، اعتلای انسان ، تقوا و پرهیزگاری انسان و عدالت جامعه انسانی را تأمین می کند. البته هیچ الزام و اجباری وجود ندارد که این گونه عمل بشود یا نشود. کسانی که با نظرات من در این زمینه ها آشنا هستند، می دانند که بنده معتقد نیستم که هنر با بخشنامه و دستور و فرمان و حکم و این طور چیزها درست می شود؛ این از آن چیزهایی است که با حکم درست نمی شود؛ باید انگیزه وجود داشته باشد؛ هرچند انگیزه های ناپاک هم وجود دارد.
بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر، 1 مرداد 1380

نام:
ایمیل:
نظر: