صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۹۹۹۲۱

علیرضا قربانپور
انتخابات پارلمانی در کرانه غربی رود اردن و نوار غزه و پیروزی جنبش اسلامی حماس، انتخابات پارلمانی در مناطق اشغالی فلسطین و مرگ بالینی آریل شارون و تشکیل حزب کادیما به رهبری اولمرت و پیروزی شکننده آن در انتخابات پارلمانی و متعاقب آن تشکیل دولت ائتلافی رژیم صهیونیستی، روند تحولات فلسطین را وارد مرحله نوین و در عین حال سرنوشت سازی نموده است. آنچه که در این میان، ببشتر از همه از نمود خاصی برخوردار گردیده و در محافل سیاسی و تحلیل های آکادمیک مورد توجه ویژه قرار گرفته است، پیروزی جنبش مقاومت اسلامی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین اشغالی است. پیروزی که موجب نگرانی اروپا و آمریکا گردید. نمود بارز این امر قرار گرفتن مجدد حماس در فهرست سازمان های تروریستی اروپا و آمریکا و نیز تحریم اقتصادی و مالی دولت قانونی حماس است.
اما آنچه بیش از همه ترس غرب بالاخص واشنگتن را برانگیخت، شکست فتح، بزرگترین و باسابقه ترین سازمان فلسطینی بود که طی یک دهه گذشته به روند سازش با صهیونیست ها روی آورده و قرارداد اسلو، که موجب به رسمیت شناختن اشغالگران در سرزمین فلسطین است را امضا نموده بود. در هر حال حماس تا زمانی که در ساختار قدرت حکومتی حضور نداشت به عنوان جنبشی ملی نگریسته می شد که درصدد دست یابی به اهداف خود از طریق نظامی است ولی اکنون وارد پروسه سیاسی شده که در کنار فاز سیاسی هم چنان بر کارآمدی ابزار نظامی تاکید می کند و این موجب نگرانی غرب است. واقعیت امر این است که چه غرب را خوش آید و چه نیاید، امروز حماس با حمایت مردم فلسطین دولت منتخب خود را تشکیل داده است.و لذا در مقطع زمانی کنونی سوال اصلی این خواهد بود که در دنیای جدید که امروز حماس وارد آن شده است چه مواضع و چالش هایی فراروی آن قرار دارد؟ به نظر می رسد با توجه به شواهد موجود در فلسطین پس از پیروزی پارلمانی حماس، مهمترین این چالش ها را به قرار زیر است:
1) دولت فلسطین تابحال بخش عمده هزینه و بودجه خود را با تکیه بر کمک های اروپا و آمریکا تامین نموده است اما اکنون این دو به دلیل سرسختی حماس در عدم شناسایی رژیم صهیونیستی، کمک های خود را به حال تعلیق درآورده اند. به این ترتیب با قطع کمک های غرب، دولت حماس با خزانه ای خالی روبروست. اگرچه قطع این کمک ها با وعده برخی کشورهای اسلامی همچون ایران، قطر، عربستان سعودی، سوریه و... تاحدی جبران خواهد شد. اما اگر این کمک ها نهادینه نشود حماس همچنان با مشکلات عدیده ای برای پرداخت حقوق کارکنان دولت مواجه خواهد شد.
2) حماس به خوبی بر این امر واقف است که آمریکا یکی از بزرگترین و موثرترین بازیگران بحران خاورمیانه است، اگرچه این نقش به صورت ناعادلانه و جانبدارانه به سود رژیم صهیونیستی ایفا می شود. به این ترتیب مقابله با سیاست های منطقه ای آمریکا از یک سو و تاثیر گذاری روی افکار عمومی و محافل علمی این کشور از سوی دیگر باید به منظور کاهش فشارهای واشنگتن در دستور کار دولت حماس قرار گیرد.
3) فتح به عنوان گروهی که بیش از ده سال قدرت مطلق -هر چند به صورت نیم بند- در فلسطین را در اختیار داشته، حاضر به دست کشیدن کامل از قدرت نیست. این از اصول سیاست است که کسی که قدرت را در اختیار دارد در راه حفظ آن بکوشد و کسانی که خارج از گود قدرتند در راه دستیابی به آن به تلاش کنند. نگاه فتح به غرب و حمایت آمریکا و اروپا از آنها ممکن است برای دولت حماس مشکلاتی را بوجود آورد.
4) حملات پی درپی رژیم صهیونیستی به اراضی اشغالی و بازداشت رهبران حماس و شهادت مردم مظلوم فلسطین از جمله اقدامات تحریک آمیزی است که توسط تل آویو به منظور واداشتن حماس به عمل متقابل صورت می پذیرد. به نظر می رسد هدف اصلی دولت صهیونیستی اولمرت بهره گیری از وضعیت پیش آمده برای وادار کردن آمریکا و اروپا به اعمال فشار بیشتر بر دولت حماس و ناکارآمد کردن آن است.
5) دولت حماس اهداف و برنامه های اجرایی دارد که تحقق آنها نیازمند تلاش های فراوانی است. به این ترتیب اخذ حمایت و پشتیبانی بیشتر کشورهای اسلامی منطقه از اولویت های حرکت حماس خواهد بود، تا از این بستر وضعیت امنی برای خود و تشریح حقوق ملت فلسطین فراهم آورد. با توجه به مراودات گوناگون آشکار و پنهان برخی از کشورهای عربی منطقه با رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از این روابط، حماس در جذب و استمرار این کمک ها با چالش جدی مواجه است.
6) از میان متحدان حماس، سوریه و ایران به شدت تحت فشار آمریکا و اروپا قرار دارند. در این بین وضعیت سوریه به عنوان پایگاه جغرافیایی حضور نیروهای حماس و ایران به عنوان یکی از حامیان دولت حماس از اهمیت در خور توجهی برخوردارند.
در هر حال به نظر می رسد آنچه به عنوان چالش اساسی فراروی حماس مطرح است، تلاش غرب برای مقابله با مشروعیت داخلی و خارجی حماس است. عدم موفقیت حماس در مقابله با چالش های گفته شده، این دولت را با بن بست مواجه خواهد کرد و این بن بست خاورمیانه را با دشواری های پیچیده ای روبرو می‌کند.

نام:
ایمیل:
نظر: