از گذشتههای دور در هر کشوری دورههایی وجود دارد که میبینیم وضعیت اقتصادی با چالشهای متعدد مواجه میشود و مردم دچار سختی و دشواری میشوند، سفرهها کوچکتر میشود، قیمتها بالا میرود، زندگی روزمره مردم کمترین رفاه را دارد و فشار زندگی بیش از همیشه حس میشود. در چنین وضعیتی، معمولاً ممکن است دو واکنش شکل بگیرد: یا فروپاشی اعتماد، بیتفاوتی و بهاصطلاح رشد فرهنگ «گلیم خودت را از آب بیرون بکش» بر جامعه سایه میافکند یا روحیه همراهی، همدلی و مسئولیتپذیری تقویت میشود؛ اما جوامع دینی با تکیه بر ارزشهای اخلاقی و انسانی با حرکت در مسیر دوم سعی میکند از بحرانها عبور کند. در نگاه اسلامی، دومین راه درست است؛ راهی که ریشهای قرآنی دارد، در سیره پیامبر اسلام (ص) آشکار است و امیرالمؤمنین علیبنابیطالب (ع) در نهجالبلاغه آن را بارها در قالب توصیهها، دستورها و هشدارها برای مردم و والیان زمان خودشان بیان فرمودهاند. حضرت علی (ع) برای کنار آمدن مردم با سختیها تنها به صبر توصیه نمیکند، بلکه صبر را با عدالت، کمک متقابل، مهربانی و تکلیفگرایی پیوند میدهد؛ صبری که بهمعنای نشستن و شکایت کردن نیست، بلکه ایستادن، ساختن، همراهی و دستگیری است. قرآن کریم در توصیف جامعه مطلوب میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده/۲)؛ یعنی در نیکی و تقوا به یکدیگر کمک کنید. این آیه تنها توصیهای اخلاقی نیست، بلکه برنامهای اجتماعی است: جامعهای که میخواهد در روزهای سخت بایستد باید همکاری را در سطح مردم و مسئولان نهادینه کند. حضرت علی (ع) این اصل قرآنی را در نامهها و خطبههای خودشان به گونهای شرح میدهند که روشن میشود همکاری و دستگیری تنها وظیفهای فردی و فرد محور نیست، بلکه ستون یک حکومت و ملاک مشروعیت مدیران است. یکی از برجستهترین این سخنان در نامه معروف امام (ع) به مالک اشتر است؛ نامهای که در آن حضرت بارها و بارها بر ضرورت نزدیک بودن مسئولان به مردم و مراقبت از معیشت آنان تأکید میکند. در بخشی از این نامه میفرمایند: «مهربانى با مردم را پوشش دل خویش قرار ده و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکارى باشى که خوردن آنان را غنیمت دانى، زیرا مردم دو دستهاند، دستهاى برادر دینى تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش مىباشند.»؛ امام علی (ع) در نامه به مالک اشتر دستور میدهد به وضعیت مردم رسیدگی کند و با زر اندوزان مبارزه و حق محرومان را از آنها بگیرد. در بیان مولی الموحدین (ع) روشن میشود که اداره کشور در شرایط سخت، بدون توجه به رضایت مردم و عدالت در توزیع امکانات بهجایی نخواهد رسید. اگر مردم فشار اقتصادی را تحمل کنند ولی احساس بیعدالتی داشته باشند، همراهی و همدلی سست میشود؛ اما اگر ببینند مسئولان رنج آنان را میفهمند، در کنارشان هستند و امکانات با عدالت توزیع میشود، تحمل رنج آسانتر میشود. در نگاه حضرت علی (ع) کمک به مردم تنها احسان فردی نیست، بلکه وظیفه حکومت است. در بخشی دیگر از نامه به مالک اشتر میفرماید: «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ»؛ یعنی ستون دین، جمعیت مسلمانان و نیرو برای مقابله با دشمنان همان مردم هستند. (نهجالبلاغه، نامه به مالک اشتر) این جمله نشان میدهد مردم تنها نیازمند کمک نیستند، بلکه خود ستون جامعهاند، اگر فروبریزند، دین، استقلال و امنیت فرو میریزد؛ بنابراین وقتی مردم در تنگنا هستند، کمک به آنان در حقیقت کمک به بقا و سلامت کشور است. این سخن تنها درباره دیدار چهره به چهره نیست؛ یعنی مسئول نباید در برجهای اداری و امنیتی محصور شود تا رنج مردم را نبیند و صدای آنان را نشنود. وقتی اقتصاد سخت میشود، اولین وظیفه مسئولان شکستن این پردههاست: شنیدن، دیدن، لمس کردن و پاسخ دادن. قرآن در آیهای دیگر اصل مهمی را در کنار تعاون و همکاری بیان میکند: «وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (انفال/۴۶). این آیه به معنای پاداش اخروی صرف نیست، وعدهای اجتماعی هم هست. وقتی جامعهای صبر فعال داشته باشد، یعنی همراه با تلاش، همبستگی و امیدوار بودن پیش رود، خدا با آنان است. این «مَعِیَّت» الهی در نگاه دینی همان افزایش قدرت تحمل، تقویت روحیه جمعی، رشد امید و شکلگیری انگیزه برای یاریدهی است. همین مفهوم در نهجالبلاغه وقتی معنا پیدا میکند که علی (ع) صبر را تنها فضیلتی فردی نمیداند. در خطبهای میفرماید: «صبر نسبت به ایمان مانند سر نسبت به بدن است.» جامعه بدون صبر نمیتواند در سختیها مقاومت کند، ولی صبری که امام میخواهد، صبری پویا و مسئولانه است. صبر همراه با اقدام، همراه با ادای حق و همراه با کمک به دیگران. از نظر امام علی (ع) کمککردن به یکدیگر در روزهای سخت یک ضرورت تمدنی است. اگر کمک و دستگیری از میان مردم برود، جامعه در برابر سختیها خرد میشود. در خطبهای دیگر میفرمایند: «اللّهَ اللّهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لا حِیلَةَ لَهُمْ»؛ اگر جامعه نسبت به ضعفا بیتفاوت شود، در حقیقت رابطه خود با خدا را تضعیف کرده است و دقیقاً همینجا قرآن بار دیگر راهنمایی میکند: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (بقره/۱۹۵) در سختیها احسان کردن تنها کمک به همسایه نیست، بلکه نوعی امیدآفرینی است. امیدی که از دل کمکهای کوچک و بزرگ زاده میشود و چراغی در تاریکی است. در شرایطی که مردم با سختی معیشت روبهرو هستند، علی (ع) یک اصل بسیار مهم را گوشزد میکند که امروز نیز راهگشاست: مسئولان باید سبک زندگی خود را تا حد امکان به زندگی متوسط مردم نزدیک کنند. در نامهای معروف خطاب به عثمانبنحنیف، فرماندار بصره، وقتی خبردار میشود که او در مهمانی ثروتمندان شرکت کرده، مینویسد: «آیا راضی باشم که فقط گفته شود امیرمؤمنان هستم؛ اما در سختی روزگار با مردم شریک نباشم؟!» این سخن یعنی مسئولیت حقیقی در وضعیت اقتصادی دشوار، مشارکت با مردم در رنج است. اگر مردم احساس کنند مسئولان بار مشکلات را با آنان تقسیم میکنند، برگشت اعتماد و شکلگیری همبستگی اجتماعی آسان میشود؛ اما اگر مسئول آسوده باشد و مردم در رنج، میان آنها دیواری از بیاعتمادی میروید. حضرت علی (ع) این دیوار را با سبک زندگی خویش شکست؛ نان جو خورد، لباس ساده پوشید و بارها تأکید فرمود که: «شاید در حجاز یا یمامه کسی باشد که به یک قرص نان دسترسی ندارد». آموزههای اسلامی بر اهمیت کمک مردم به یکدیگر تأکید دارد؛ زیرا جامعهای که تنها منتظر کمک از بیرون باشد، زود فرسوده میشود، اما جامعهای که از درون نیز فعال باشد، ثابتقدمتر است.