تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱۴۰۴ - ۰۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۸۶۳۹۱

خوشبختی در رشد همه انسان‌هاست

پایگاه بصیرت / سیدحسین خاتمی خوانساری

آفرینش انسان، حکایت امانتی سنگین و حرکتی رو به تعالی است. خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت تمام، هدف از آفرینش انسان را عبادت می‌داند: «وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلّا لِیَعبُدُونِ» (ذاریات/۵۶)، اما این عبادت، مناجات در خلوت نیست، بلکه تربیتی همه‌جانبه در آزمایشگاهی به نام «دنیا» است. آزمایشگاهی که تمام وسایل رشد، هم مادی و هم معنوی، در آن فراهم آمده است. آسمان پرستاره، زمین سرسبز، عقل پویا، فطرت خداجو و پیامبران راهنما، همه و همه ابزار این سیر تکاملی هستند. پس چرا انسان، این موجود برگزیده، با وجود این همه عطایای بی‌منت، زندگی را بر خود و هم‌نوعانش تلخ کرده است؟ چرا به‌جای بهشت موعود، دوزخ اختلاف، فقر، جنگ و اضطراب ساخته است؟ به نظر می‌رسد پاسخ را باید در همان نقطه‌ای جست‌و‌جو کرد که خلقت از آن آغاز شد: «خود». آفت بزرگ بشر امروز، «خود محوری مرضی» است؛ اندیشه‌ای که فکر می‌کند سعادت او در انحصارطلبی، انباشت ثروت، قدرت و لذت برای خویش است. او گمان می‌برد دنیا صحنه‌ای برای رقابت است، نه تعاون؛ میدان «من فقط باید برسم» است، نه «همه با هم باید برسیم»! این نگاه، محصول نادانی عمیقی نسبت به سرشت خود و نظام عالم است. انسان وقتی خود را محور جهان ببیند، دیگران را یا دشمن یا ابزار یا رقیبی خطرناک می‌پندارد. در چنین منظری، کمک به رشد دیگران نه تنها ارزش نیست، بلکه خطری برای موقعیت خود تلقی می‌شود. اما حقیقت، درست در نقطه مقابل این پندار است. نظام آفرینش بر اساس «توازن» و «ارتباط» بنا شده است. همان‌گونه که اعضای یک بدن برای سلامت کل کالبد با هم همکاری می‌کنند، اعضای جامعه انسانی نیز برای رسیدن به آرامش حقیقی، ناگزیر از تعامل و ایثار هستند. یک اصل عقلی ساده و فطری به ما می‌گوید: آنچه برای خود می‌پسندی، برای دیگران نیز بپسند. این قاعده طلایی، نه تنها یک دستور اخلاقی، که قانونی حاکم بر کامیابی است. امام موسی بن جعفر (ع) با بیانی شیوا و فراتر از سطح معمول اخلاقیات، نتیجه این رفتار را نشان می‌دهد: «طوبی لِلمُصلِحینَ بَینَ النّاسِ، اُولئِکَ هُمُ المُقَرَّبونَ یَومَ القیامَةِ»؛ خوشا به حال اصلاح‌کنندگان میان مردم، که آنان همان مقرّبان روز قیامت‌اند. (تحف‌العقول، ص۳۹۳) توجه کنید که امام کاظم (ع) نمی‌فرمایند نمازگزاران یا روزه‌داران منزوی، بلکه «مصلحین بین الناس» را مقربان درگاه الهی معرفی می‌فرمایند. یعنی تقرب، در گرو رفتن به میان مردم، درگیری با مشکلات آنان و تلاش برای اصلاح روابط و احوال آنهاست. این، رسالتی اجتماعی است که عبادت را از حریم شخصی به عرصه عمومی می‌کشاند و آن را کارآمد و تأثیرگذار می‌سازد. این اصلاحگری بین مردم، تنها به کمک‌های مادی هم محدود نمی‌شود. گاه بزرگ‌ترین کمک، هدایت فرد از مسیر انحرافی به سوی صراط مستقیم است. بسیاری از ما از ترس ورود به حریم خصوصی دیگران، یا از بیم دلخوری و از دست دادن دوستی، وقتی شاهد خطا و اشتباه برادر دینی یا همنوع خود هستیم، سکوت اختیار می‌کنیم در حالی‌که این سکوت، خیانت است. امام موسی کاظم (ع) با صراحتی تکان‌دهنده این موضوع را بیان می‌فرمایند که: «مَن رَأی أخاهُ عَلَی أمرٍ یُکرِهُهُ فَلَم یَرِدهُ عنهُ وَ هُو یقدِر عَلَیهِ، فَقَد خَانَه»؛ هر که برادرش را در کاری ناپسند ببیند و بتواند او را از آن باز دارد و چنین نکند، به او خیانت کرده است. (امالی صدوق، ص۳۴۳) این روایت، مسئولیت‌پذیری اجتماعی را به اوج می‌رساند. روشن است که این نهی از منکر باید با حکمت، رفاقت و در نظر گرفتن شرایط باشد، اما اصل وظیفه، غیرقابل انکار است. اینجاست که کمک به دیگران، ابعادی عمیق‌تر از حمایت مادی پیدا می‌کند و به نجات جان و روح انسان‌ها تعبیر می‌شود. با این حال، شاید بتوان گفت زیباترین و نافذترین شکل همراهی با دیگران، که از توان هر کسی‌ـ حتی ضعیف‌ترین افراد‌ـ برمی‌آید، «دعا» است. دعا، پل نامرئی محبت است. وقتی برای دیگران، در غیابشان، از صمیم قلب دعا می‌کنی، در حقیقت خود را در سرنوشت آنان شریک کرده‌ای و خیرشان را از خدا خواسته‌ای. این عمل، خودخواهی را از ریشه می‌خشکاند. امام موسی‌بن جعفر (ع) درباره این عمل ظریف، اما قدرتمند می‌فرماید: «أوشَک دَعوَةً وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ بِظَهرِ الغَیبِ»؛ دعایی که بیشتر امید اجابت آن می‌رود و زودتر به اجابت می‌رسد، دعا برای برادر دینی است در پشت سر او. (اصول‌کافی، ج۱، ص۵۲) چه توصیف قابل تأملی! دعایی که بیشتر امید اجابتش می‌رود و زودتر مستجاب می‌شود. چرا؟ زیرا وقتی برای دیگری در غیابش دعا می‌کنی، هیچ ریا و منت و چشم‌داشتی در کار نیست. این دعا، عین خلوص و تجلی اخوت حقیقی است. چنین قلبی، به حریم اجابت خدا نزدیک‌تر است. پس حتی اگر دستمان به جیب خود کوتاه است، زبان دعا همواره باز است. می‌توانیم برای رزق و روزی همسایه، برای آرامش دشمن، برای هدایت گمراه، برای شفای بیمار و برای سربلندی همه انسان‌ها دعا کنیم. این خود، تمرین بزرگی برای فرار از خودمحوری است. راه نجات از رنجی که خود ساخته‌ایم، بازگشت به فطرت ارتباطی و تعاملی خویشتن است. قرآن راه ساده این نجات جمعی را نشان می‌دهد. همکاری بر اساس نیکی و پرهیزگاری، نه گناه و تجاوز. این همکاری، زنجیره‌ای از نور است که جامعه را از تاریکی خودخواهی نجات می‌دهد. وقتی من برای موفقیت تو تلاش می‌کنم و تو برای پیشرفت او، در نهایت این چرخه به خود من بازخواهد گشت. جامعه‌ای که بر این اساس بچرخد، دیگر شاهد ثروت‌های بادآورده در کنار فقر تحقیرآمیز نخواهد بود، دیگر شاهد رقابت‌های مخرب نخواهد بود و اضطراب ناشی از ترس از آینده و دیگری، جای خود را به آرامش ناشی از اعتماد و پشتیبانی متقابل خواهد داد.

بنابراین، خوشبختی حقیقی، در جزیره‌ای دورافتاده از دیگران به دست نمی‌آید. خوشبختی در قله‌ای قرار دارد که تنها با هم‌یاری و بالا بردن یکدیگر می‌توان به آن رسید. بیاییم این برادری فطری را از زیر خروار‌ها خودخواهی و غفلت بیرون کشیم. بیاییم مصداق «مُصلِحینَ بَینَ النّاس» باشیم؛ نه با شعار، که با عمل. با یک کلمه نصیحت به موقع، با یک کمک مادی بی‌آلایش، با یک دعای خالصانه در دل شب برای همه آنان که می‌شناسیم و نمی‌شناسیم. آنگاه خواهیم دید که چگونه آرامش، که گمشده انسان امروز است، نه از طریق انباشت ثروت، که از طریق بخشیدن و مشارکت، به زندگی‌مان بازمی‌گردد. چرا که خداوند وعده داده است: «وَ مَن أَحیا‌ها فَکَأَنَّما أَحیا النّاسَ جَمیعًا»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات