امروز اگر بخواهیم مبتنی بر برآیند نظرات کارشناسان اقتصادی به بررسی و غور در چیستی و چرایی مشکلات اقتصاد ایران بنشینیم، میتوانیم بگوئیم اقتصاد ایران با مشکلاتی نظیر مشکلات ساختاری، تحریمها، تورم مزمن و رشد اندک مواجه است. البته مشکلات ساختاری اضلاع و اجزائی نیز دارد که ناکارآمدی در زیرساختهای انرژی، کمبود سرمایهگذاری، مشکلات بازار کسب و کار و فساد و رانت ذینفعان از جمله چالشهای ساختاری اقتصاد ایران هستند. در کنار این مشکلات، قطعا نمیتوانیم به معضل اساسی تحریمها اشاره نکنیم. تحریمهای بینالمللی به ویژه تحریمهای یکجانبه و سلطهجویانه آمریکا، دسترسی ایران به بازارهای جهانی و منابع مالی را محدود کرده و بر رشد اقتصادی تأثیر منفی گذاشته است، اما این طور نیست که اقتصاد کشور را بتواند به گل بنشاند؛ چرا که جامعه ایران از حیث منابع و تنوع در حوزههای درآمدی اقتصادی و توانایی خودمدیریتی و خوداتکایی در ساحت امنیت غذایی و ... دارای ظرفیتها و موقعیتهای کمنظیری است و الا دشمنان با فشارهایی که تا کنون وارد کردهاند بارها میتوانستند برای ایران مشکلات اساسی درست نمایند. اما مهمتر از این مسائل، این است که ما با دشمنی فریبکار و غدار طرف هستیم که در دهه اخیر ما را هدف طراحی شدهترین و پیچیدهترین رژیم تحریمی تاریخ بشریت، موسوم به فشار حدأکثری و جنگ ترکیبی قرار داده است که هدفش از این جنگ ترکیبی، فروپاشی اقتصاد و تجزیه اجتماعی ایران بوده است. البته طبیعی است که آنها این هدف را فریاد نمیزنند بلکه با توسل به جنگ شناختی و نبرد نرم و فرهنگی از طریق کاربست انواع ترفندهاو شگردهای تبلیغاتی و سیاسی میخواهند تصویر و ترسیمی از ایران و مسئولان آن از حیث ناکاآمدی و ناتوانی به ملت ایران و منطقه ارائه کنند که الساعه در حال فروپاشی است و جزء فساد و پلشتی در ایران امروز خبری نیست و مسئولان آن هم با لجاجت نمیخواهند از طریق مذاکره ادعایی آمریکا مشکلات ایران حل شود. این در حالی است بعد از تجربههای متعدد از جمله توافق سعدآباد، تجربه برجام به عنوان یک سند تاریخی غیرقابلانکار، حجت را بر همگان تمام کرد. جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تعاملگرایانه، تمامی تعهدات خود را انجام داد و محدودیتهای هستهای را پذیرفت، اما دولت آمریکا با خروج یکجانبه و غیرقانونی از این توافق، نشان داد که مشکل آنها رفتار ایران نیست، بلکه هدف آنها تضعیف مؤلفههای قدرت ملی ایران است. آمریکا با تحریم فروش نفت و قفل کردن تراکنشهای بانکی، عملاً جریان خون اقتصاد ایران را هدف گرفت. تابآوری حیرتانگیز اقتصاد ایران در برابر فشارهایی که میتوانست هر کشور توسعهیافتهای را دچار فروپاشی کند، محصول همین چرخش به سمت درونزایی است. تحلیل از وضعیت اقتصادی ایران تنها در حصار تنگ چالشهای معیشتی روزمره محبوس بماند. ایران در دل همین فشارهای بیسابقه، در حال تجربه نوعی پوستاندازی تاریخی است و آنچه رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان پیشرفت یاد میکنند، ناظر به زیرساختهای حیاتی و ظرفیتهای نهفتهای است که آینده کشور را تضمین میکند.