در ۸ آذر ۱۳۲۶ (۲۹ نوامبر ۱۹۴۷) سازمان ملل متحد تقسیم سرزمین فلسطین به دو دولت مستقل عرب و یهود را تصویب کرد و قیمومیت انگلستان بر سرزمین فلسطین به پایان راه خود رسید. با اعلام رسمی تشکیل دولت اسرائیل در اردیبهشت ۱۳۲۷ (مه ۱۹۴۸) مرحله جدیدی در تاریخ تحولات سیاسی خاورمیانه آغاز شد. در شرایطی که دولت رژیم صهیونیستی از سوی کشورهای مسلمان عرب مورد تهدید بود، رهبران آن تلاش داشتند در عرصه بینالمللی و جهانی موقعیت خود را تثبیت و تحکیم کنند. موضوع شناسایی رسمی رژیم صهیونیست از مهمترین اقداماتی بود که میتوانست در توانبخشی آن در برابر مخالفان مؤثر افتد. به همین دلیل رژیم صهیونیستی درصدد برآمد نظر موافق دولت ایران را نسبت به این مهم جلب کند. در کتاب «ساواک» منتشره از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی آمده است:
«مهمتر از همه، نقش انکارناپذیر انگلستان و آمریکا در سوق دادن حکومت ایران به ایجاد رابطه با دولت اسرائیل بود. انگلیسیها که در عرصه سیاسی ایران نفوذ چشمگیری داشتند، به رغم رشد احساسات ضدانگلیسی در بین مردم ایران، در درون حاکمیت از ارج و اعتبار برخوردار بودند و توانستند بخشهایی از دولت و کارگزاران حکومت را با رأی خود موافق سازند. ایالات متحده نیز که از جنگ جهانی دوم به بعد در شئون مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی ایران نفوذ قابل توجهی یافته بود، در همسویی سیاست حکومت ایران با اسرائیل نقش درجه اول داشت. در آن دوره، آمریکا کمکهای مالی، اقتصادی و نظامی قابل اعتنایی به ایران میکرد و گامهای جدی برای ایجاد سلطه بیشتر بر ایران برداشته بود. بر همین اساس هنگامی که شاه در آبان ۱۳۲۸ برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد، دولت آمریکا ضمن وعدههای متعدد درباره ارائه کمکهای اقتصادی، فنی و نظامی به حکومت ایران، ضرورت شناسایی دولت جدیدالتأسیس اسرائیل را به او گوشزد کرد. در همان حال طی اقامت ۴۸ روزه شاه در آمریکا، بسیاری از تجار، سرمایهداران و محافل سیاسیـ اقتصادی یهودی مقیم آمریکا در ملاقاتهای متعدد با شاه از هیچ کوششی برای متقاعد کردن وی بر ضرورت شناسایی رسمی دولت اسرائیل و ایجاد روابط سیاسی فیمابین فرو نگذاشتند. شاه در گام نخست تسهیلات لازم را برای پذیرایی مطلوب از یهودیانی که از عراق وارد ایران میشدند، فراهم کرد. در همان سفر، شاه به طور تلویحی وعده داد تمامی تلاشهایش را برای فراهم آوردن زمینههای شناسایی رسمی اسرائیل به کار خواهد بست.
وعدههای شاه هنگامی امکان عمل یافت که مأموران اطلاعاتی اسرائیل موفق شدند با اعطای رشوههایی کلان، نخستوزیر (محمد ساعد) و برخی وزرا و کارگزاران حاکمیت را به سیاستهای دلخواه خود سوق دهند. گفته شد که مقامات دولت جدید صهیونیست با هزینه کردن چندصد هزار دلار (بین ۲۴۰ تا ۴۰۰ هزار دلار)، به آسانی توانستند مقصود خود را عملی کنند: اسرائیل شناسایی دو فاکتوی خود را با پرداخت رشوه قابل توجهی به دست آورد.»