تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۳۸۷۵۶۰
نگاهی نو به مفهوم عقلانیت متقدم، قطب‌نمای حرکت در اقیانوس عدم قطعیت‌ها

چه خواهد شد؟!

پایگاه بصیرت / نوید کمالی

این روزها، کمتر محفلی است که در آن، گفت‌و‌گو به این پرسش ختم نشود: «واقعاً چه می‌شود؟». چه در میان اهالی بازار و اقتصاد، چه در حلقه هادیان سیاسی و سیاست‌ورزان، یا حتی در جمع‌های خانوادگی و دوستانه، این سؤالی است که، چون سایه‌ای سنگین، بر ذهن و زبان اغلب افراد سنگینی می‌کند. اگر دقت کنیم سؤالاتی مانند «آیا قیمت‌ها ثبات می‌یابند؟»، «آینده سیاسی منطقه به کدام سو می‌رود؟»، «تحولات منطقه چه چشم‌اندازی را رقم خواهد زد؟» بازتاب‌دهنده حقیقت زندگی ما در عصر «عدم قطعیت» است! عصری که سرعت سرسام‌آور تغییرات، پیچیدگی فزاینده روابط، و گستردگی ابعاد تحولات، هر گونه پیش‌بینی سریعی از چشم‌انداز آینده را دشوار کرده است. نگارنده بر این عقیده است که این پرسشگری، به خودی خود، نشانه‌ای مبارک است چرا که نشان از تلاشی انسانی و عقلانی برای چیرگی بر نادانسته‌ها، و یافتن قطب‌نمایی در اقیانوس متلاطم رو به آینده است. در واقع این پرسشگری، تلاشی است برای تقویت «عقلانیت متقدم»؛ یعنی ظرفیت اندیشیدن پیش‌دستانه، طراحی سناریو‌های محتمل، و مهیا ساختن سازوکار‌های لازم پیش از آنکه پدیده‌ها و چالش‌ها، ما را غافلگیر کنند. غفلت از این مهم، ما را به ورطه «عقلانیت متأخر» می‌کشاند؛ رویکردی واکنشی که هزینه‌های مدیریتی را به شدت افزایش داده و کشورمان را در چرخه‌ای فرسایشی از حل مسائل پس از وقوع آنها قرار می‌دهد. در میانه این میدان پر تلاطم، تقویت عقلانیت متقدم، نه تنها یک انتخاب، که یک ضرورت راهبردی برای حفظ و پیشبرد منافع ملی کشورمان است.

اهمیت فهم عدم قطعیت!

برای حرکت در مسیر آینده، نخست باید ماهیت «عدم قطعیت» را به درستی درک کرد. این مفهوم، آن‌گونه که اقتصاددان برجسته‌ای، چون «فرانک نایت» برای اولین بار تبیین کرد، فراتر از «ریسک» است. «ریسک» را می‌توان همچون بازی با تاس دید! یعنی هرچند از نتیجه نهایی پرتاب تاس بی‌خبریم، اما تمامی نتایج ممکن (اعداد ۱ تا ۶) و احتمال وقوع هر یک (یک ششم) را می‌دانیم. این وضعیت، قابل اندازه‌گیری، تحلیل و برنامه‌ریزی است. اما «عدم قطعیت» دنیایی دیگر است! یعنی جایی که نه تنها از نتیجه بی‌خبریم، بلکه حتی احتمال وقوع نتایج ممکن نیز برایمان ناشناخته و غیرقابل محاسبه است. ما در این حالت، قادر به ترسیم یک توزیع احتمالی مشخص برای آینده نیستیم. عدم قطعیت شکل تندتری هم تحت عنوان «عدم قطعیت رادیکال» دارد که یک قدم فراتر رفته و ما را به دروازه «ناشناخته‌های ناشناخته» رهنمون می‌شود! این مفهوم، به وضعیتی اشاره دارد که در آن، ما حتی قادر به فهرست کردن تمامی نتایج ممکنی که ممکن است رخ دهند، نیستیم. رویداد‌هایی که نه تنها نادر و غیرقابل پیش‌بینی‌اند، بلکه تأثیرات عظیمی بر جای می‌گذارند و به کلی خارج از دایره انتظارات و مدل‌های تحلیلی ما قرار دارند. در چنین جهانی، پرسش محوری دیگر این نیست که «احتمال وقوع رویداد X چقدر است؟»، بلکه این است که «چه رویداد‌های Y و Z و... دیگری وجود دارند که ما حتی به وجود آنها فکر هم نکرده‌ایم؟».

چالش‌های حکمرانی در عصر عدم قطعیت

جهان ما به دلایل متعددی، به سرعت به سمت افزایش عدم قطعیت در حرکت است و این امر، چالش‌های بی‌سابقه‌ای را برای حکمرانی و تصمیم‌گیری‌های راهبردی ایجاد کرده است. نخست، پیچیدگی روزافزون ساختار و روابط جهانی است. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و امنیت در هم تنیده‌اند و هر کنش و واکنش در یک بخش، می‌تواند اثرات دومینووار و غیرخطی در سایر بخش‌ها ایجاد کند. این عدم قطعیت، دیگر از یک حوزه خاص نیست، بلکه ماهیتی فراگیر و نظام‌مند دارد. دوم، سرعت سرسام‌آور تحولات فناورانه است. ظهور و گسترش فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی، بیوتکنولوژی، و کوانتوم، پیامد‌هایی را در پی دارد که حتی متخصصان برجسته نیز قادر به پیش‌بینی کامل آنها نیستند. تأثیرات این فناوری‌ها بر اشتغال، ساختار‌های اجتماعی، امنیت ملی و حتی تعریف هویت انسانی، ابعاد ناشناخته‌ای دارند. سوم، پویایی عامل انسانی است. رفتار‌های انسانی، که عمیقاً تحت تأثیر روایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی، و روانشناسی جمعی قرار دارند، هرگز به طور کامل قابل مدل‌سازی و پیش‌بینی نیستند. تغییرات سریع در افکار عمومی، الگو‌های مصرف، و تمایلات سیاسی، به لایه جدیدی از عدم قطعیت در تصمیم‌گیری‌های حکومتی می‌افزاید. این سه عامل، به همراه یکدیگر، مدل‌های پیش‌بینی سنتی را که بر پایه داده‌های گذشته و مفروضات خطی بنا شده‌اند، ناکارآمد می‌سازند. اتکای بیش از حد به این مدل‌ها، می‌تواند به «غافلگیری‌های راهبردی» منجر شود که هزینه‌های جبران‌ناپذیری برای هر کشوری به دنبال خواهد داشت. بنابراین، مواجهه با عدم قطعیت، نیازمند یک «تغییر پارادایم» اساسی در شیوه‌های دولت‌داری و سیاست‌گذاری است. به جای تلاش برای بهینه‌سازی سیستم برای یک آینده منفرد و مفروض، سیاست‌گذاری باید بر «تاب‌آوری» متمرکز شود؛ یعنی ساختن ظرفیت‌هایی که بتوانند در برابر شوک‌های غیرمنتظره دوام آورده، و با کمترین چالش و هزینه، خود را با شرایط جدید وفق دهند. این رویکرد، مستلزم برنامه‌ریزی سناریو‌های متعددیی برای آینده و توسعه راهبرد‌های انطباق‌پذیر است که انعطاف‌پذیری لازم را برای واکنش سریع و هوشمندانه به تغییرات فراهم آورد.

راهبرد مواجهه با عدم قطعیت

مفهوم «عقلانیت»، در قلب روند‌های تصمیم‌گیری و مدیریت جای گرفته است. اما انواع عقلانیت، رویکرد‌های متفاوتی به مواجهه با «آینده» دارند. عقلانیت ابزاری، که بر کارایی و یافتن کارآمدترین ابزار‌ها برای رسیدن به اهداف متمرکز است، هرچند در کوتاه‌مدت می‌تواند به بهره‌وری کمک کند، اما در بلندمدت ممکن است به قفس آهنین عقلانیت تبدیل شود؛ یعنی سیستمی خشک و بی‌روح که خلاقیت را کشته و انسان را تابع منطق‌های خشک و محاسباتی صرف می‌کند. این نوع عقلانیت، به تنهایی، در مواجهه با عدم قطعیت، ناکارآمد است. در مقابل، «عقلانیت متقدم»، همانگونه که پیشتر اشاره شد، به معنای نگاهی جامع، آینده‌نگر و پیش‌دستانه است. این عقلانیت، به دنبال کاهش سطح عدم قطعیت از طریق طراحی آینده، نه فقط واکنش به آن، است. این رویکرد، از طریق تحلیل روندها، مطالعه تاریخ تطبیقی، و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فکری و پژوهشی، سعی در روشن کردن تصویر آینده دارد. این به معنای نادیده گرفتن عقلانیت ابزاری نیست، بلکه به کارگیری آن در چارچوب و خدمت یک عقلانیت راهبردی و ارزشی بالاتر است. «عقلانیت متأخر» اما، رویکردی است که صرفاً پس از بروز مسائل، به دنبال راه‌حل می‌گردد؛ شبیه به آتش‌نشانی که تنها پس از شعله‌ور شدن آتش، وارد عمل می‌شود. این شیوه، هرچند در مواقع اضطراری لازم است، اما اگر به رویکرد غالب تبدیل شود، منجر به فرسایش منابع، از دست رفتن فرصت‌های طلایی، و در نهایت، گرفتار شدن کشور در چرخه مدیریت بحران می‌شود. در شرایط کنونی، که دشمنان کشورمان به شکل ویژه برای تضعیف و فرسوده ساختن توان ملی تلاش می‌کنند، تحمیل عدم قطعیت بر جامعه و نظام تصمیم‌گیری، یکی از تاکتیک‌های اصلی آنهاست. هدف آنها، سوق دادن کشورمان به سمت «عقلانیت متأخر» و درگیر کردن ما در یک جنگ فرسایشی است.

بسیج نخبگانی؛ سپر دفاعی کشور

مواجهه با تاکتیک دشمن و غلبه بر عدم قطعیت، نیازمند یک بسیج نخبگانی همه‌جانبه در کشورمان است. این بسیج، به معنای فعال‌سازی و هم‌افزایی تمامی ظرفیت‌های فکری، تحلیلی و راهبردی است که در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، دستگاه‌های اجرایی، و حتی در میان اصحاب رسانه و افکار عمومی آگاه وجود دارد. سیاست‌گذاران، مدیران، پژوهشگران، و فعالان رسانه‌ای، همگی باید در یک جبهه واحد، به کاهش سطح عدم قطعیت در حوزه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی تلاش کنند. این هم‌افزایی نخبگانی، باید بر اساس یک رویکرد بینارشته‌ای، سیاست‌محور، داده‌بنیاد و ناظر به منافع ملی استوار باشد. ما باید با استفاده از روش‌های تحلیل روندها، سناریونویسی، و تاریخ تطبیقی، به شناسایی «ناشناخته‌های ناشناخته» بپردازیم، برای آنها سناریو‌های محتمل ترسیم کنیم، و راهبرد‌های تاب‌آوری و انطباق‌پذیری را پیشنهاد دهیم. این رویکرد، مانع از غلبه عدم قطعیت بر نظام تصمیم‌گیری و شکل‌گیری انواع پرهزینه و سخت عدم قطعیت، از جمله عدم قطعیت رادیکال، بر تصمیم‌سازی‌های خرد و کلان کشور می‌شود. با تقویت عقلانیت متقدم و بسیج ظرفیت‌های نخبگانی، کشورمان نه تنها می‌تواند در برابر تلاش‌های دشمن برای ایجاد تزلزل در اراده ملی مقاومت کند، بلکه قادر خواهد بود با اتکا به خودباوری علمی و عملی، آینده‌ای روشن‌تر و باثبات‌تر را برای خود رقم بزند.

جمع‌بندی و چشم‌انداز راهبردی

در شرایط امروز منطقه و جهان که با فشار‌های بی‌سابقه خارجی، تهدیدات مستمر و تحریم‌های ظالمانه علیه کشورمان همراه است، عقلانیت متقدم بیش از پیش به مثابه قطب‌نمای حرکت و سپر دفاعی ما ظاهر می‌شود. این دوران، اگرچه مملو از چالش‌هاست، اما در عین حال فرصتی بی‌بدیل برای نمایش اقتدار و تاب‌آوری ملی کشورمان است. با این رویکرد، ما نه صرفاً به تهدیدات واکنش نشان می‌دهیم، بلکه با نگاهی بلندمدت و آینده‌نگر، فعالانه آینده خود را طراحی کرده و مسیر حرکت را در دست می‌گیریم. کلید گذر از این گردنه دشوار و خنثی‌سازی توطئه‌هایی که به دنبال فرسایش توان و القای یأس در جامعه ما هستند، در «وحدت ملی» و «انسجام درونی» نهفته است. ممکن است در میان آحاد جامعه و نخبگان، اختلاف سلیقه‌های سیاسی، فرهنگی یا دیدگاهی وجود داشته باشد؛ امری طبیعی و حتی ضروری برای بالندگی جامعه. اما هنر عقلانیت متقدم در این است که این تفاوت‌ها، نه تنها به شکاف و واگرایی منجر نشوند، بلکه با تبدیل شدن به ظرفیت‌های متنوع، به تقویت هم‌افزایی و همبستگی ملی بدل گردند. دشمنان کشورمان دقیقا به دنبال ایجاد تفرقه و استهلاک انرژی داخلی ما در مسیر اختلافات کم‌اهمیت هستند تا بتوانند به تمامیت ارضی و منافع راهبردی کشورمان آسیب برسانند. بنابراین، با تقویت عقلانیت متقدم و با حفظ انسجام و همبستگی ملی، می‌توانیم این دوره پر مخاطره را با اقتدار پشت سر بگذاریم. آینده، از آن ملتی است که با خرد جمعی، وحدت کلمه، و اعتماد به نفس، چالش‌ها را به فرصت تبدیل کند و با تکیه بر اراده پولادین خود، مسیر توسعه و امنیت پایدار را برای کشورمان رقم بزند. این، همان عقلانیت بومی‌سازی شده است که ضامن عبور سرافرازانه کشورمان از طوفان‌های پیش رو خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات