صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

دیدگاه >>  بین الملل >> یادداشت هادیان
تاریخ انتشار : ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۲:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۹۰۶۶۵
پایگاه بصیرت / مجتبی محمدی

با روی کار آمدن دولت یازدهم، در بین برخی از افراد شاخص جریان اصلاح طلبی و از بدنه اصلی دولت، امید به برقراری رابطه با آمریکا قوت گرفته و پس از برجام این امیدها بیشتر شده است. این امید به برقراری روابط در گفتارها و سیاست های دولتمردان و جریانات خاص هر از چند گاهی آشکار می شود. برای مثال سخنانی که "..با کدخدا ببندیم آسان‌تر است..." یا اظهارات وزیر امور خارجه ایران که گفته بود" امید به برقراری مستقیم خط هوایی بین ایران و آمریکا" و قدم زدن های آقای ظریف و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا و ده ها اقدام دیگر که با هشدارهای مقام معظم رهبری(مدظله العالی) همراه بوده است از نمونه های اقداماتی است که برای زمینه سازی برقراری روابط با آمریکا انجام شده است.
این خوش‌بینی‌ها در بین برخی نیروهای داخلی در حالی مطرح است که هنوز آمریکا دست از زیاده خواهی ها و عهدشکنی های خود برنداشته و همچنان علیه منافع جمهوری اسلامی عمل می کند. حتی برجامی که خیلی از خوشبین‌ها به آن امید بسته بودند، هنوز چند ماهی از اجرای آن نمی گذرد که در اجرا با بدعهدی های جدی از سوی آمریکا روبرو شده است.
از اینجاست که سعی داریم به ماهیت این روابط بپردازیم تا برای دولتمردان مشخص شود بدون تغییر رفتار گسترده آمریکا که امری محال به نظر می رسد، برقراری این روابط غیرممکن است. در صورت عدم تغییر رفتار آمریکا و برقراری روابط آن وقت شاهد خواهیم بود که جمهوری اسلامی استحاله شده و با پسرفت در اصول و آرمان‌هایش، در عمل به همان اسلام آمریکایی تبدیل شده است که امام راحل به آن اشاره داشته اند. زیرا ماهیت و ارزش های انقلاب اسلامی در تضاد آشکار با اصول سرمایه‌داری غرب است.
ماهیت روابط جمهوری اسلامی با آمریکا
در مورد رابطه ایران و آمریکا باید گفت که این روابط به آسانی و از راه های دیپلماتیک قابل برقراری نیست. زیرا دو کشور از نظر ماهیتی و ایدئولوژیک با یکدیگر تضاد دارند. ماهیت ضد استکباری جمهوری اسلامی در قانون اساسی آن منعکس شده است. در قانون اساسی به مبارزه صریح با استکبار و استعمار و حمایت از مظلوم و مستضعفان در همه جای جهان و حمایت از مسلمانان تاکید شده است.
ایران همواره آمریکا را شیطان بزرگ دانسته و مسئول تمام بدبختی های مسلمانان و از جمله ایران در قبل انقلاب و رخدادهای بعد از انقلاب می داند. اختلافات دو کشور در زمینه صلح خاورمیانه و مسئله فلسطین و اخیراً سوریه و سایر مسائل، بنیادی است. ایران تا کنون اسرائیل را به رسمیت نشناخته و ماهیت وجودی این کشور را تحمیلی، غاصبانه و ظالمانه می‌داند که حقوق فلسطینیان را پایمال کرده است لذا در هر موقعیت ممکن به مقابله علنی با آن می‌پردازد؛ در لبنان از حزب‌الله و در فلسطین با حمایت نظامی و مالی از گروه‌های مقاومت، علناً ضدیت و دشمنی خود را با این رژیم به نمایش می‌گذارد. البته باید فراموش نکرد که جمهوری اسلامی به خاطر این آرمان‌ها و اصول و به منظور اجرای آن‌ها به وجود آمده است، و بی‌شک دست کشیدن از این اصول و آرما‌ن‌ها، مساوی با نابودی انقلاب است.
باید اشاره داشت، مبارزه ایران با آمریکا یک مبارزه شعاری یا تاکتیکی و سیاسی نیست، بلکه یک مبارزه ایدئولوژیک و با تکیه بر اصول محکم اسلامی برآمده از قرآن و سیره و روش پیامبر اکرم‌(صلی الله) و ائمه معصومین‌(علیهم‌السلام) است.
این مواضع و باورهای انقلاب اسلامی در بیانات رهبر کبیر انقلاب (در صحیفه نور) و در بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) به روشنی بیان شده است. برای نمونه، امام خمینی(ره) در جلد دوم صحیفه نور اشاره می کنند: "تمام گرفتاری‌های مسلمین از آمریکا است. تمام گرفتاری‌های شرق از غرب است و بخاطر حمایت های آمریکا از اسرائیل است که هر روز شاهد کشتار مسلمانان هستیم".
اقدامات گذشته و حال آمریکا علیه ایران
دشمنی امریکا با یاران منوط به سال‌های پس از انقلاب نمی‌شود. امریکا همواره در سال‌های قبل از انقلاب به منافع ملی ایران ضرر رسانده، از جمله در سرنگونی حکومت مردمی که به رهبری آیت‌الله کاشانی و مصدق شکل گرفته بود، نقش موثری داشت و به همراه انگلستان کودتای 1322 را رقم زد. در سال‌های بعد از آن با حمایت از دولت محمدرضا شاه نهایت دشمنی خود را نسبت به ملت ایران روا داشت.
در سال‌های پس از انقلاب نیز با جاسوسی در ایران و حمایت از عراق و انواع تحریم ها ضربه های جبران ناپذیری به ایران وارد ساخت. کلینتون در دوره ریاست جمهوری خود از موضوعاتی چون حقوق بشر و تروریسم برای فشار بر ایران استفاده کرد. جورج دبلیو بوش از هر اقدامی از جمله تحریم، ائتلاف‌های بین المللی علیه ایران، حتی تهدید به استفاده از گزینه نظامی بر علیه ایران بهره برد.
در زمان اوباما نیز وضع بهتر از دوره بوش نبود. در ابتدا سیاست اعلانی و ظاهری اوباما در برابر ایران امید برخی ساده لوحان داخلی را زنده کرد. در حالی که این چنین نشد. دولت اوباما امید تغییر حکومت ایران در انتخابات 1388 را در سر می‌پروراند و با حیله‌گری تمام به دنبال اجرای انقلاب رنگی در ایران بود، بنابراین با نتیجه نگرفتن در فتنه 88 ، دوباره روابط تیره تر شد و ماهیت پلید آمریکا و اوباما نمایان‌تر شد. پیامد این شکست پرهزینه، تحریم های سنگینی بود که با تلاش های آمریکا اعمال شد. با این حال، علایق آمریکا در بازداشتن ایران از اکتساب تکنولوژی هسته ای و اطمینان دهی به اسرائیل همچنان به قوت خود باقی است. حتی پس از برجام شاهد عهد شکنی های متعدد آمریکایی ها هستیم و تحریم ها همچنان با عناوین دیگر در حال اجرا است و ادامه دارد.
نتیجه:
ایران حمایت از مستضعفان عالم را جزو اولویت‌های خود می‌داند و بر اساس ایدئولوژی برآمده از دین مبین اسلام، حمایت خود را از مظلومین ادامه می‌دهد، این راهبرد با با خوی استکباری و قدرت طلبانه سیاستمداران آمریکایی و ایدئولوژی سرمایه‌داری همخوانی ندارد. در نهایت اگر روزی آمریکا و ایران در پای میز گفتگو بنشینند، انتظار نمی رود که مسائل دو کشور حل شود، زیرا اختلاف این دو کشور نیاز به تغییر اساسی در استراتژی امریکایی‌ها دارد و آن تغییر در خوی استکباری آمریکا دارد که با توجه به رفتار گذشته آمریکا، امری بعید و غیرممکن به نظر می‌رسد.

نام:
ایمیل:
نظر: