صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

یزد >>  عمومی >> خبر 2تایی
تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۰۵۳۵۷
یکی از هشدارهای همیشگی امام خمینی(ره)، تذکرات پیرامون نقشه های «نفوذ دشمن» بخصوص در عرصه های فرهنگی، سیاسی و علمی در حوزه های علمیه و دانشگاه ها بود. اهمیت این موضوع برای امام(ره) را می‌توان از هشدارهای عمیق در وصیت نامه شان دریافت.
پایگاه بصیرت / محمد حامد حرزاده

امام خمینی (ره) به عنوان رهبر و متفکر اثرگذارترین انقلاب اسلامی معاصر، علاوه بر فقاهت و احاطه عمیق بر معارف دینی، تسلط بالایی بر تاریخ معاصر ایران و شیوه های استعمارگران در سطح جهان داشتند. تجمیع دانش علمی و بصیرت الهی، از ایشان سیاستمداری الهی ساخته بود که تمامی طراحی های پیچیده استعماری را خنثی و راه روشن را فرا روی مسلمانان و مستضعفان جهان می‌گذاشت.یکی از هشدارهای همیشگی امام خمینی(ره)، تذکرات پیرامون نقشه های «نفوذ دشمن» بخصوص در عرصه های فرهنگی، سیاسی و علمی در حوزه های علمیه و دانشگاه ها بود. اهمیت این موضوع برای امام(ره) را می‌توان از هشدارهای عمیق در وصیت نامه شان دریافت. امام خمینی(ره) با هشدار درباره نفوذ عناصر منحرف شرق یا غرب زده در مراکز علمی کشور چنین وصیت فرمودند:

«اکنون بحمدالله تعالی دانشگاه از چنگال جنایتکاران خارج شده. و بر ملت و دولت جمهوری اسلامی است در همه اعصار، که نگذارند عناصر فاسد دارای مکتب های انحرافی یا گرایش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و سایر مراکز تعلیم و تربیت نفوذ کنند و از قدم اول جلوگیری نمایند تا مشکلی پیش نیاید و اختیار از دست نرود.

و وصیت اینجانب به جوانان عزیز دانشسراها و دبیرستان ها و دانشگاه ها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد.»[1]

حضرت امام خمینی(ره) با توجه به تجارب تلخ تاریخ مشروطیت و ضرباتی که اسلام و ایران از خیانت نفوذی ها متحمل شده بود، هشدارهای زیادی نسبت به نفوذی ها داشتند و تاکید داشتند با اولین قدم های نفوذ مقابله شود:

«هرکس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شرق‌زدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند، با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه و با دست افراد خودِ ملت ها، کشورها را به دام استثمار می‌کشانند. باید با هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدمِ نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. »[2]

تجربه تاریخی، بخصوص تاریخ چهار دهه انقلاب نشان داده است دشمنان اسلام هر موقع که شکست خورده اند با عوض کردن جبهه مواجهه و دشمنی راهکارهای دیگر را جایگزین کرده اند. امام خمینی (ره) در بیان ذیل به خوبی به این نکته اشاره دارند:

«امروز غرب و شرق به خوبی می‌دانند که تنها نیرویی که می‌تواند آنان را از صحنه خارج کند، اسلام است. آن ها در این ده سال انقلاب اسلامی ایران ضربات سختی از اسلام خورده اند و تصمیم گرفته اند که به هر وسیله ممکن آن را در ایران که مرکز اسلام ناب محمدی است نابود کنند. اگر بتوانند با نیروی نظامی، اگر نشد، با نشر فرهنگ مبتذل خود و بیگانه کردن ملت از اسلام و فرهنگ ملی خویش و اگر هیچ کدام از این ها نشد، ایادی خودفروخته خود از منافقین و لیبرال ها و بی‌دین ها را که کشتن روحانیون و افراد بیگناه برایشان چون آب خوردن است و در منازل و مراکز ادارات نفوذ می‌دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند. و نفوذی ها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجّه می‌زنند.

من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است. ما باید مدافع افرادی باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانی باشیم که پرونده‌های همکاری آنان با امریکا از لانه جاسوسی بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد نه تاریخ. کسانی که از منافقین و لیبرال ها دفاع می‌کنند، پیش ملت عزیز و شهید داده ما راهی ندارند. اگر ایادی بیگانه و ناآگاهان گول خورده که بدون توجه بلندگوی دیگران شده اند، از این حرکات دست برندارند، مردم ما آن ها را بدون هیچ گونه گذشتی طرد خواهند کرد.»[3]

امام خمینی(ره) در راستای حفظ، تداوم و افزایش قدرت پیش برندگی انقلاب اسلامی، نهادهایی را تاسیس کردند که بسیار راهگشا بود. یکی از این تدابیر، دستور تشکیل بسیج طلاب و روحانیون و بسیج دانشجویی در سال 1367 بود. ایشان تنها راه مقابله با نفوذ سرسپردگان غرب و شرق در دانشگاه و حوزه را پاسداری یسیج از اصل نه شرقی و نه غربی در این فضاها می‌دانستند:

« بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد. امروز یکی از ضروری ترین تشکل ها، بسیج دانشجو و طلبه است. طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه ها باید با تمام توان خود در مراکزشان از انقلاب و اسلام دفاع کنند و فرزندان بسیجی‌ام در این دو مرکز، پاسدار اصول تغییرناپذیر «نه شرقی و نه غربی» باشند. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلی بیشتر به اتحاد و یگانگی احتیاج دارند. فرزندان انقلاب به هیچ وجه نگذارند ایادی امریکا و شوروی در آن دو محل حساس نفوذ کنند. تنها با بسیج است که این مهم انجام می‌پذیرد. مسائل اعتقادی بسیجیان به عهده این دو پایگاه علمی است. حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‌های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»[4]

از آنجا که پیدایش و فراگیری انقلاب از حوزه های علمیه و بخصوص حوزه علمیه قم بود، دشمن برای مقابله با انقلاب، نقشه های فراوانی برای نفوذ در حوزه های علمیه دارد. امام (ره) با مثال آوردن از برخی نفوذی ها در انقلاب به اهمیت دقت نظر و حساسیت در برابر انحرافات و پروژه های نفوذ تاکید داشتند:

«وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدسه علمیه آن است که کراراً عرض نموده ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، و یکی از راه‌ های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌ های اسلامی، نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌ های علمیه است، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‌ ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن‌ یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد. و می‌دانیم که قدرت های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت های مختلف از ملی گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگر مجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسان ترند ذخیره دارند که گاهی سی - چهل سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا «پان ایرانیسم» و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس از پیروزی انقلاب نمونه‌هایی از قبیل «مجاهد خلق» و «فدایی خلق» و «توده ای» ها و دیگر عناوین دیده اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‌دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز «نظم در بی‌نظمی» است از القائات شوم همین نقشه ریزان و توطئه گران باشد.»[5]

منابع :

[1] صحیفه امام، ج ۲1،ص ۴۳۱

[2] صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۴۲۱

[3] صحیفه امام، ج۲۱، ص۳۲۷

[4] صحیفه امام، ج 21، ص 194

[5] صحیفه امام، ج25، ص 425


نام:
ایمیل:
نظر: