صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

زنجان >>  عمومی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۳۱۱۵۹۱
در طول تاریخ ایران اسلامی کسانی که از متن مردم برخاسته و برای مردم قیام کرده¬اند و تنها اهدافشان نیز برای مردم و نجات آنان بوده است، علاوه بر اینکه در جریان سیاست هم قرار گرفتند، حتی بعد از وفات نیز در قلوب مردم ریشه دوانده و جاودانه شدند.
پایگاه بصیرت / مهدی یارمحمدی

حضور در عرصه سیاست با پستی ها و بلندی ها، شکست ها و پیروزی هایی همراه است و همین عنصر است که در ادامه مسیر، برخی وادار به تغییر رویه شده و مواقعی هم از اهداف اولیه خود دور شده اند که یا از عرصه سیاست کنار رفته و یا این که مسیر خود را به کلی تغییر داده اند و این تغییر مسیر علاوه بر اینکه خودشان را درگیر کرده، جامعه را نیز دچار مشکل کرده است. اما مهمترین مسئله این است که زمانی تغییر مسیر آشکار می گردد و خود را واضح نشان می دهد که یک سیاستمدار احساس کند که کم¬کم از عالم سیاست کنار می رود و آن قدرت و صلابت سابق را ندارد و رویکردهایش مورد اقبال قرار نمی گیرد و به نوعی آفتاب سیاست او در حال افول است؛ این مقطع، مقطع بسیار حساس از زندگی یک سیاستمدار است و در این برهه سعی می¬کند تا خود را در عرصه سیاست حفظ کرده و به عبارتی به حیات سیاسی خود ادامه بدهد.
ادامه حیات سیاسی در عرصه سیاست بعد از افول، در نقاط مختلف جهان به صورت، شکل و روش های گوناگون انجام می¬گیرد. اما در برخی از نقاط این جهان پهناور هم افرادی یافت می شوند که افول را مورد پذیرش قرار داده و با پذیرش آن، زندگی جدیدی را در پیش می گیرند و برخی نیز سیاست را ترک گفته و به زندگی عادی خود بر می گردند.
روش های نامقبول حیات سیاسی
تلاش هایی که برای حفظ حیات سیاسی توسط یک سیاستمدار انجام می شود را به شرح ذیل می توان عنوان کرد. این ها روش¬هایی است که در عرصه سیاست مشاهده می شود و اقلب روش های نامقبول ادامه حیات سیاسی محسوب می شوند:
1. گفتمان سازی: اولین تلاش برای مقابله با افول سیاسی و ادامه حیات سیاسی، ایجاد یک گفتمان جدید است. هر چقدر این گفتمان به متن جامعه نزدیک تر باشد، احتمال اینکه با اقبال عمومی مواجه شود و یا ماندگاری بیشتری داشته باشد، بیشتر است. گفتمان سازی فرصتی مجدد در اختیار سیاستمدار در حال افول قرار می دهد که بتواند به تشریح گفتمان، تلاش برای حفظ و پیاده سازی آن پرداخته و با گردآوری افرادی مشترک المنافع، همچنان حضور خود در صحنه سیاست را تداوم بخشد. اما نکته باریکتر از مو اینجاست که آیا گفتمان ایجاد شده به نفع جامعه است یا نه و یا اینکه باعث وحدت در جامعه خواهد شد یا نه، خود به شکاف های اجتماعی دامن خواهد زد؟ معمولاً در گفتمان هایی که با این اهداف به وجود می آیند، فضای جامعه و زندگی مردم نادیده گرفته شده و تنها ادامه حیات سیاسی با تأکید بر شعارهایی به این هدف کمک کنند، ملاک عمل قرار می گیرد.
2. یکی دیگر از روش های حفظ حیات سیاسی، تشکیل گروه ها و احزاب جدید است. در این حالت با ایجاد یک هدف مشترک و در برخی مواقع نامأنوس، ناملموس، مبهم و کلی، افرادی را از طیف های مختلف اجتماعی جذب کرده و سعی در نزدیکی به طبقاتی از جامعه می شود. در این حالت، این گروه ها و احزاب سعی دارند خود را مدافع مردم و رساندن مردم به افکاری که خود می تراشند، از قبیل: آزادی، حقوق بشر، خشونت و ... نشان دهند، در حالی که باز هم ملاک، تنها ادامه حیات سیاسی است و باز هم منفعت گروهی و حزبی در این مواقع بر منفعت جامعه برتری دارد.
3. تغییر مسیر از گفتمان و اقدامات قبلی و یا حتی تغییر مسیر در برخی از افکار و اندیشه های سیاسی نیز یکی دیگر از روش های حیات سیاسی در چنین مواقعی است؛ در این حالت فرد سعی می کند خود را به گفتمان و یا اندیشه¬ای که به ظاهر مورد اقبال است و یا قدرت را در اختیار دارد، نزدیک سازد و با نزدیک شدن به آن گفتمان یا اندیشه، خود را به نوعی موافق نشان داده و یا در برخی مواقع، مدافع آن تفکر سازد، که بدون شک عدول از خط قرمزهای گذشته خود را نیز شامل خواهد شد.
4. تبدیل به اپوزیسیون شدن هم یکی از راه¬های حفظ حیات سیاسی است. معمولاً در این حالت این افراد مخالف جریان یا تفکر و یا دیدگاه¬هایی می شوند که یا خودشان ایجاد کرده¬اند و یا در ایجاد آن سهم داشته و موافق و مروج آن بوده اند. در این حالت شدیدترین حمله ها را به افکار و اندیشه قبلی خود به شکل غیرمستقیم و به گونه ای که برایشان هزینه جدی در برنداشته باشد، صورت می¬دهند. این افراد با تبدیل شدن به اپوزیسیون علاوه بر اینکه فرصتی را در جهت حیات سیاسی به دست می¬آورند، از پاسخگویی به اقدامات قبلی و کمی و کاستی¬های آن نیز فاصله می گیرند.
5. برخی دیگر از سیاسیون با فراخوانی و آوردن هواداران خود به کف جامعه و نشان دادن آن به رقبای خود، سعی در به رخ کشیدن قدرت اجتماعی و حمایتی خود می¬کنند. اینجاست که یک سیاستمدار نهایت توان خود را در جهت ادامه حیات سیاسی به کار می گیرد و روی آوردن به این امر نشان می دهد که به واقع احساس افول در او به اوج خود رسیده است، چرا که آوردن طیفی از جامعه صدمات بسیار عدیده¬ای در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی دارد و همچنین نشان دهنده کاهش قدرت لابی¬گری و عدم حمایت نخبگان از اوست. در اصل، این روش یک ریسک نهایی است، چون در این حالت حضور هواداران 50 درصدی است؛ هم احتمال آمدن آنها وجود دارد و هم احتمال عدم حضورشان. تغییر رویکرد به سمت این نوع از ابزار حیات سیاسی، علاوه بر این که نیازمند امکانات و هزینه های زیادی است، نیاز به شبکه بندی اجتماعی نیز دارد.
6. برخی از سیاستمداران جهان سوم نیز در بحث ادامه حیات سیاسی دست به دامن غرب و مستکبرین می شوند تا از قدرت های پوشالی آنان پلی برای ادامه حیات سیاسی خود دست و پا کنند و در اصل با این یارگیری، پیاده ساز خواسته های اربابان خود می شوند.
روش های مقبول حیات سیاسی
با بررسی اجمالی تاریخ جامعه سیاسی و غیر سیاسی ایران از اعصار گذشته تا کنون، مشاهده می کنیم که در بین همه این مسیرهایی که سیاسیون برای ادامه حیات سیاسی خویش به صورت نامقبول اقدام می¬کنند، مسیرهای مقبولی نیز وجود دارند که هم علاوه بر ایجاد حیات سیاسی طولانی مدت برای سیاستمدار، منجر به شکل گیری منفعت عامه نیز شده و جامعه هم از این عنصر بهره برداری مثبت کرده است. در ذیل به برخی از این روش های مقبول حیات سیاسی در جامعه اسلامی ایران اشاره می کنیم:
1. از متن مردم و برای مردم: در طول تاریخ ایران اسلامی کسانی که از متن مردم برخاسته و برای مردم قیام کرده¬اند و تنها اهدافشان نیز برای مردم و نجات آنان بوده است، علاوه بر اینکه در جریان سیاست هم قرار گرفتند، حتی بعد از وفات نیز در قلوب مردم ریشه دوانده و جاودانه شدند. این قبیل افراد در جامعه ایران اسلامی کم نیستند؛ چه درگذشتگان و چه در شرایط حال که نمونه عینی و بارز آن را می توان به حضرت امام «ره» اشاره کرد و یا مردانی چون شهیدان رجایی، باهنر، بهشتی و ... . حدیث شریف امام علی «ع» که می فرمایند: با مردم چنان معاشرت کنید که اگر زنده بودید خوشحال باشند و اگر مردید بر شما اشک بریزند[1]، هم اشاره به همین عنصر دارد. یک سیاستمدار واقعی، ستون و پایه های سیاست خود را بر پایه مردم و نه گروه ها و احزاب پایه ریزی می کند؛ نه در شعار بلکه در عمل آن را انجام می دهد و تا زمانی که بر این تفکر باقی است، حیات سیاسی او تثبیت شده و فناناپذیر است،
در شرایط کنونی با توجه به اینکه اقتصاد عنصری شده که هم مردم را با مشکل مواجه ساخته است و هم طبقات اجتماعی را جابجا نموده و هم به عنوان ابزاری در دست دشمنان کشور قرار گرفته است و همچنین بدلیل اهمیتی که دارد به عنوان یکی از مطالبات جدی سالیان گذشته رهبری نظام از دولت ها بوده است، شعار دهندگان مردم بهترین کاری که می توانند انجام دهند، رسیدگی به همین عنصر اقتصادی و وضعیت معیشت مردم است. یک سیاستمدار خبره در زمانی که امکانات در دستش است، به جای دادن شعارهای سیاسی و توجه به اطراف و اکناف خود، رسیدگی به امور مردم را در دستور کار خود قرار می دهد و قدمی در عرصه اقتصاد برای رفع مشکلات و موانع به صورت عملی برمی دارد. در این حالت نیازی به تلاش های مضاعف و غیرواقعی برای بازگشتن به سیاست و ادامه حیات سیاسی خود نخواهد داشت، بلکه تا سالیان متمادی در اذهان باقی خواهد ماند، هر چند خود در صحنه نباشد. امروزه عرصه اقتصاد بهترین فرصت برای سیاستمداران، گروه ها و احزابی است که همراهی مردم را می خواهند و این همراهی را در شعارهای خود بیان می دارند و خود را مردمی نشان می دهند و بر این شعارهای خود می بالند، اکنون عرصه عمل است.
2. تلاش در جهت ارتقای دینی و مذهبی مردم: دومین راه حلی که می توان برای ادامه حیات سیاسی در پیش پای سیاستمدارن قرار داد و از تاریخ عبرت گرفت، تلاش در جهت حفظ ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و ارتقای دینی و اعتقادی مردم است. تاریخ ثابت کرده است که کسانی که خواسته اند با اعتقادات مذهبی و دینی مردم مبارزه کنند و یا آن را تغییر دهند، به دست خود مردم از صحنه حذف شده اند و برعکس تمامی آنهایی که تلاششان ارتقای تفکرات دینی و اعتقادی مردم بوده است، برای سالیان سال در اذهان مردم ماندگار شده اند.
3. مبارزه با ظلم و فساد: سومین راه حل حیات سیاسی سیاستمداران، مبارزه با هر گونه ظلم و فساد، به دور از هرگونه سیاسی کاری و به صورت واقعی و از راه درست است. تاریخ به عنوان آیینه تمام نمای رفتار سیاسیون، این جریان را نیز به شکل¬های گوناگون در خود ثبت کرده است. افرادی بودند که با شعار مبارزه با فساد وارد عرصه شدند ولی نهایت کار چیز دیگری بود، اما افرادی هم بودند که با شعار مبارز با فساد وارد عرصه شدند و در همین راه حتی جان خود را نیز تقدیم کردند. امروزه عرصه سیاسی عرصه مبارز با فقر و فساد و تبعیض است که رهبری نظام اسلامی آن را از خواسته های خود و مردم از دولتمردان بر شمرده¬اند.
4. حفظ حریم ها: راه حل دیگر حیات سیاسی سیاستمدران تلاش برای حفظ حریم ها و نشکستن آن است. چه انسان¬های بزرگی که پای در این راه گذاشتند و با قامت استواری در آن میدان ماندند و حتی جان خود را تقدیم کردند. جامعه ایران اسلامی اهمیت و ارزش خاصی به حریم¬ها که از حریم¬های خرد روابط بین فردی شروع شده تا حریم¬های کلان فکری و اعتقادی می¬رسد، قائل است. لذا تلاش برای حفظ حریم-های عرفی، شرعی، عقلی و امنیتی مردم چیزی نیست که یک سیاستمدار بخواهد بر سر آن مذاکره و یا معامله کند که بدون شک در چنین صورتی می بایست به دنبال راه های دیگری در حیات سیاسی خود بگردد.
این مورد را هم می توان در طول تاریخ به وفور مشاهده کرد و در شرایط کنونی نیز قابل لمس و مشاهده است. سیاستمدرانی که علاوه بر سیاسی بودن، در عرصه¬های گوناگون دفاع مقدس حضور داشتند، نمونه عینی و بارز آن را سردار و شهید دهلاویه می توان دانست که تمام زندگی خود را برای دفاع از حریم مردم مستضعف قرار داد و هنوز از اذهان مردم پاک نشده است، بلکه از او به عنوان قهرمانی زنده یاد می شود.
5. مقابله با استکبار: تاریخ ایران اسلامی ثابت کرده مردانی که تلاش کرده¬اند در مقابل استکبار و استعمار ایستادگی کنند، در اذهان مردم همان دوره و در تاریخ تمدنی ملت ها به عنوان مردانی ثابت قدم و شجاع ثبت شده¬اند. امروزه ماندگاری نام رئیس علی دلواری، میرزا کوچک خان جنگی و ... همه و همه به خاطر تلاش و جانفشانی آنان برای مقابله با استعمار و استکبار بوده است. در تاریخ ایران اسلامی هیچ سیاستمداری به خاطر نزدیکی و گردن خم کردن در مقابل دشمنان مورد تقدیر قرار نگرفته، بلکه به زودی زود به چهره منفور نسل های بعدی تبدیل شده است.
6. وحدت جامعه: یکی دیگر از روش های بسیار موثر حفظ حیات سیاسی مقبول را می توان جلوگیری از هر گونه ایجاد اختلاف در بین مردم و همت و تلاش برای داشتن وحدت در جامعه دانست. امام علی «ع» در نامه 53 نهج البلاغه، وقتی انسان ها را برای مالک دسته بندی می نمایند، گروهی را برادر دینی و گروهی را نیز مساوی در خلقت معرفی می کنند[2] که نشان دهنده تمایل و دیدگاه¬های حضرت در خصوص نگهداشتن وحدت در جامعه است.
در پایان بیان این نکته لازم است که برای ماندن در حیات سیاسی بجای پرداختن به راه¬هایی که مخاطرات عدیده¬ای بر سر راه مردم و کشور به وجود می آورد، راه های مقبول و پسندیده ای هم وجود دارد که یک سیاستمدار واقعی و انقلابی، بدون شک این راه¬های صحیح و حسنه را برای ماندن در حیات سیاسی و محبوب شدن در قلب های بندگان خدا انتخاب می کند.
________________________________________
[1] . خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَهً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَکَوْا عَلَیْکُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَیْکُمْ؛ آن‏گونه با مردم معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده مانید به شما عشق ورزند. (نهج البلاغه، حکمت10)
[2] . فَإِنّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّااَخٌ لَكَ فِي الدِّيْنِ وَإِمَّانَظِيْرٌلَكَ فِي الْخَلْقِ» زيرا مردم دو دسته اند، دسته اي برادر ديني تو (و مسلمانند) و دسته اي ديگر همانند تو درآفرينش (و داراي حقوق انساني) هستند. (نهج البلاغه، نامه 53)

نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
رحمان رحمت زهي
United Arab Emirates
۰۵:۵۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۰۳
با سپاس از نويسنده محترم،از مطلب فوق استفاده بردم
نام:
ایمیل:
نظر: