صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

اقتصادی >>  بازار سرمایه >> خبر 2تایی
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۳:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۳۲۰۵۵۸
نقدینگی به‌خودی‌خود پدیده‌ای منفی نیست و می‌تواند موجب گردش و رونق اقتصادی شود. نکته مهم این است که باید بین نقدینگی و رشد اقتصادی رابطه‌ای منطقی برقرار باشد! در صورتی‌که حجم نقدینگی از رشد اقتصادی بیشتر باشد، تورم و افزایش قیمت‌ها رخ خواهد داد.
پایگاه بصیرت / گروه اقتصادی/ علی کارگر
یکی از عوامل مهم در رشد و شکوفایی اقتصادی هر کشوری تأمین مالی و نقدینگی می‌باشد، به‌گونه‌ای که همواره دولت‌ها تلاش می‌کنند نه‌تن‌ها سرمایه‌های داخلی، بلکه سرمایه خارجی را نیز جذب کنند تا نقدینگی لازم برای طرح‌های توسعه‌ای را فراهم کنند؛ اما ضعف دولت‌ها در مدیریت نقدینگی و سرمایه‌های سرگردان باعث می‌شود که این فرصت ارزشمند اقتصادی به تهدید تبدیل شود. نقدینگی به‌خودی‌خود پدیده‌ای منفی نیست و می‌تواند موجب گردش و رونق اقتصادی شود. نکته مهم این است که باید بین نقدینگی و رشد اقتصادی رابطه‌ای منطقی برقرار باشد! در صورتی‌که حجم نقدینگی از رشد اقتصادی بیشتر باشد، تورم و افزایش قیمت‌ها رخ خواهد داد و تورم نیز به‌نوبه‌ی خود تولید را تحت تأثیر قرار می‌دهد، یعنی رشد افزایش نامتناسب نقدینگی به مانعی برای توسعه و رشد پایدار کشور‌ها تبدیل می‌شود. بررسی آمار‌ها نشان می‌دهد که متأسفانه در کشور ما بین رشد نقدینگی و رشد اقتصادی رابطه متناسبی وجود ندارد و این موضوع امروزه به یکی از معضلات اقتصادی کشورمان تبدیل شده است.
 
 
این در حالی است که کشور‌های توسعه‌یافته، ازجمله آمریکا، چین، ژاپن، کره جنوبی و انگلستان همگی توانسته‌اند رشد نقدینگی خود را مدیریت کنند به‌گونه‌ای که حتی در برخی کشور‌ها مانند ژاپن، رشد نقدینگی کمتر از ۳ درصد است.
مقایسه این داده‌ها نشان می‌دهد که ارتباط مستقیمی بین رشد نقدینگی و توسعه جوامع وجود دارد. به اعتقاد کارشناسان، نرخ بالای رشد نقدینگی از ویژگی‌های اقتصادی کشور‌های درحال‌توسعه و یا توسعه‌نیافته است.
رشد نقدینگی در ایران در سه دهه اخیر بین ۲۲ تا ۳۱ درصد بوده که بسیار زیاد است و می‌توان آثار تورمی آن را در جامعه مشاهده کرد. در حال حاضر نقدینگی اقتصاد ایران حدود ۲ میلیون میلیارد تومان است (بیش از ۴.۵ برابر بودجه عمومی کل کشور در سال ۹۸) و نبود برنامه جدی در مهار رشد نقدینگی نگرانی‌ها در مورد آینده اقتصاد ایران را افزایش داده است. بررسی شوک‌های اقتصادی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که هجوم بخش کوچکی از نقدینگی توانسته است توازن اقتصادی جامعه را به هم بزند و نه‌تن‌ها رشد نقدینگی را افزایش داده، بلکه آثار مخرب خود را نیز تحمیل کند. طی سال گذشته و امسال ورود نقدینگی مدیریت نشده به بخش مسکن باعث افزایش بی‌رویه قیمت مسکن شد، ورود نقدینگی به بازار ارز باعث به هم خوردن میزان عرضه و تقاضا و افزایش قیمت ارز و درنهایت پایین آمدن ارزش پول ملی شد؛ نقدینگی افسارگسیخته در بازار طلا نیز آثار مشابهی داشته و دارد. البته مشکل دیگری نیز وجود دارد که باعث تشدید مشکلات ناشی از افزایش نقدینگی می‌شود و آن سرگردانی نقدینگی در سال آینده است که هر نوع برنامه‌ریزی را با تهدید مواجه می‌کند.
کارشناسان از چهار بازار به‌عنوان بازار‌های جذاب برای نقدینگی موجود در جامعه یاد می‌کنند که عبارت‌اند از بازار ارز، طلا، مسکن و بورس. چشم‌انداز وضعیت این بازار‌ها در سال آینده به‌اجمال به شرح زیر می‌باشد:
۱- بازار ارز: قیمت ارز در سال ۹۹ نیز مانند سال‌های قبل تحت تأثیر دو عامل یعنی عرضه و تقاضا و ارزش پول ملی قرار دارد. کارشناسان اقتصادی پیش‌بینی کرده‌اند که در سال آینده عرضه و تقاضا اختلاف چندانی نداشته باشند به‌گونه‌ای که عرضه ارز حدود ۴۷ میلیارد دلار و تقاضای آن حدود ۵۰ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌شود و اختلاف ۳ میلیارد دلاری از طرق مختلف قابل جبران است. با توجه به تلاش‌های دولت در کنترل تورم نیز قطعاً تلاش دولت در حفظ ارزش پول ملی خواهد بود و نه پایین آوردن آن؛ بنابراین بازار ارز بازار مبهمی برای جذب نقدینگی موجود در بازار می‌باشد.
۲- بازار طلا در ایران تحت تأثیر دو عامل قیمت جهانی طلا و قیمت ارز است. قیمت جهانی طلا در بازار‌های جهانی وضعیت مطمئنی ندارد. براساس یک قاعده اقتصادی، زمانی که رشد اقتصادی جهانی بالا برود قیمت طلا پایین می‌آید و برعکس. بیشتر فعالان اقتصادی جهانی معتقدند که به دلیل تقاضای زیاد کشور‌ها برای افزایش ذخایر طلای خود، این فلز ارزشمند با افزایش قیمت جهانی روبروست. بااین‌حال بازار طلا حتی اگر سود ده هم باشد از جذابیت بسیار بالایی برای جذب نقدینگی سرگردان برخوردار نیست.
۳- بازار مسکن نیز دوران رکود خود را طی می‌کند. اگرچه افزایش تدریجی قیمت مسکن ادامه دارد ولیکن به علت رشد شدید قیمت مسکن در سال ۹۷ و ۹۸، توانایی خرید مسکن توسط افراد فاقد مسکن به شدت کم شده است و حجم معاملات و میزان نقد شوندگی این بازار را کاهش داده است. کارشناسان بازار مسکن رکودی ۲ تا ۴ سال و برخی ۷ ساله را برای این بخش از اقتصاد پیش‌بینی می‌کنند و لذا بخش مسکن نیز از جذابیت لازم برای سرمایه‌گذاری و ورود نقدینگی برخوردار نیست.
۴- بازار بورس در حال حاضر بیشترین جذابیت را برای ورود نقدینگی دارد. این بازار در حال حاضر در هر هفته حدود چند هزار میلیارد تومان نقدینگی جدید را جذب می‌کند. بازار بورس را می‌توان مناسب‌ترین محل برای ورود نقدینگی دانست ولیکن در ورود نقدینگی به بازار بورس نیز نکات قابل تأملی وجود دارد. در حال حاضر رشد شاخص بورسی و ارزش سهام کارخانجات عمدتاً ناشی از تجدید ارزیابی اموال و دارایی‌های شرکت‌ها می‌باشد و بازدهی و سود شرکت‌ها نسبت به میزان ارزش اسمی آن‌ها بسیار پایین است؛ بنابراین رشد شاخص فعال بورس موقت بوده و احتمال رکود بورس در آینده نزدیک محتمل است. طی آخرین اظهارنظر‌های مجامع بین‌المللی، رشد منفی برای اقتصاد ایران پیش‌بینی شده است، همچنین انقباضی بودن اقتصاد ایران در سال آتی از جمله شواهدی هستند که از آن رکود بازار بورس بعد از صعود تاریخی‌اش را قوت می‌بخشد.
سخن پایانی اینکه دولت و سیاست‌گذاران بخش پولی و مالی باید مسیری را برای سیل نقدینگی فراهم کنند تا بتوانند تبعات ناشی از آن را مدیریت کنند وگرنه قابلیت ویرانگری نقدینگی اشباع شده خارج از کنترل دولت بوده و اقتصاد کشور را با مشکلات زیادی مواجه خواهد کرد.
نام:
ایمیل:
نظر: